الگوى شايستگى و فرزانگى - احمدى ميانجى، على - الصفحة ٢١ - ١٥ - فعاليتهاى اجتماعى
جلسه بخواند (متصدى نوشتن و خواندن خود او بود) و چون خود زحمت كشيده و نوشته بود هم نوشتن مى آموخت و هم مطالب مختلف دينى را كاملًا ياد مىگرفت البته در مدتى كه در قم بودم زير نظر يكى از دوستان متدين و مورد اعتماد از برادران فرهنگى با مراقبت حقير و ارتباط دائمى بوسيله نامه جلسات ادامه مىيافت حقير زياد اهتمام داشتم كه افكار التقاطى و انحرافى وارد انجمن نشود و كتابهاى انحرافى در انجمن وارد نشود و در ضمن در طول سال هر ده نفر يا بيشتر از جوانان زير نظر يكى از برادران نسبتاً با سواد و مطلع بصورت كلاس اصول دين و اخلاق و مسائل دينى را ياد مى گرفت و امتحان مى شد ج اگر از يكى از افراد بوى انحراف فكرى از آن استشمام مى شد در صورتى كه اصرار داشت طرد مى گرديد.
تا در اثر همت يك خانم متدين كه خانه اى در اختيار انجمن گذاشت و وقف نمود مكان انجمن ثابت شد. و در همين مدت ساختمان خانه را بصورت يك سالن سخنرانى و روى آن كتابخانه و اتاق مطالعه ساختيم و هزينه ساختمان و كتابخانه را از حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى و حضرات آيات آقايان بهشتى و موسوى اردبيلى و آقاى قدوسى و شرعى از تهران و قم تهيه نموديم و بعضى از اهل خير كمك پولى نمودند و بعضى ديگر زحمت كار را بعهده گرفت.
مدت زيادى جلسات را اول شب قرار داديم كه بعد از اقامه جماعت در محل انجمن با جوانان نيم ساعت تفسير گفتم و چون تابستان بود جلسه هر شب بر قرار بود (تفسيرها را نوشته ام و الآن موجود است) و در ماه رمضان شبها جلسه برقرار بود. در سالهاى اخير كه هنوز انقلاب پيروز نشده بود جلسات در اطراف مسائل روز و تدين و توضيح فرمايشات امام رضوان الله عليه قرار داده بوديم در حقيقت انجمن كانون و مركز گرم انقلاب و تكثير و توزيع اعلاميه هاى آن حضرت بود و