ترجمه صحيفة الإمام الرضا (ع) - حجازى، علاء الدين - الصفحة ١١٩ - ٢٠٢
نكرده است و خداى عزّ و جلّ مىفرمايد: من جانشين شهيد در ميان خانواده او هستم. و هر كس خانواده شهيد را خشنود كند، هر آينه مرا خشنود كرده است، و هر كس آنها را خشمگين كند، همانا مرا خشمگين كرده است. و خداى روح شهيد را بر بالهاى پرنده سبز رنگى قرار مىدهد، تا به هر سوى بهشت كه مىخواهد گردش كند. و از ميوههاى بهشت بخورد، و در پرتو قنديلهاى طلايى كه به عرش آويزان است پناه گيرد. و به هر شهيدى هفتاد غرفه از غرفههاى بهشت داده مىشود، فاصله ميان هر غرفه به اندازه فاصله ميان صنعاء و شام مىباشد. روشناى اين غرفهها شرق و غرب عالم را روشن مىكند. و در هر غرفهاى هفتاد در وجود دارد و بر هر درى هفتاد لنگه در طلا مشاهده مىشود، و بر هر درى شصت پرده آويز است. و در هر يك از غرفهها هفتاد خيمه و در هر خيمه هفتاد تخت از طلا وجود دارد، كه پايههاى آنها از زبرجد و درّ است، و پايههاى تختها با ميخهاى زمرّد استوار شده است. و بر هر تختى چهل فرش كه ضخامت هر كدام بيست متر مىباشد گسترده شده است، و بر هر يك از اين فرشها همسرى از حور العين كه شوهر دوست و با يك ديگر همسالند نشسته است.
پس از اين سخنان جوان پرسشگر گفت: يا امير المؤمنين! به من از زن شوهر دوست خبر بده.
امير المؤمنين فرمود:
او زن خندان و با كرشمهايست، كه نسبت به شوهر شيفته است، و هفتاد هزار كنيز و هفتاد هزار غلام دارد. وى به طلا زينت شده و داراى چهرهاى سپيد است. بر سر اين زنها تاجهايى از لؤلؤ،