ترجمه صحيفة الإمام الرضا (ع) - حجازى، علاء الدين - الصفحة ٦٢ - ٩٢
پيامبر (ص) فرمود: براى اين پسرم مىگريم، گفتم: او هم اكنون متولد شده است.
پيامبر اكرم (ص) فرمود: اى اسماء، گروهى سركش- پس از من- او را مىكشند، شفاعت من در نزد خداى براى آنها نيست. سپس پيامبر فرمود: اى اسماء، اين خبر را به فاطمه نگويى چرا كه او تازه وضع حمل كرده است.
آنگاه به على (ع) فرمود: اين پسرم را چه ناميدهاى؟
على (ع) فرمود: من در نامگذارى او بر شما پيشى نمىگيرم، اگر چه دوست داشتم نام او را حرب بگذارم. پيامبر (ص) فرمود: من نيز در نامگذارى او بر پروردگارم- عز و جل- سبقت نمىگيرم. در اين حال جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و گفت: خداى بلند مرتبه تو را سلام مىفرستد و مىفرمايد: او را به نام پسر هارون نامگذارى كن.
پيامبر فرمود: نام پسر هارون چيست؟
جبرئيل گفت: شبير.
پيامبر (ص) فرمود: زبان من عربى است. جبرئيل گفت: او را حسين نام گذار.
پس چون حسين (ع) هفت روزه شد [پيامبر اكرم او را عقيقه كرد] به دو قوچ كه سپيدى آنها از سياهيشان افزون بود و سر حسين (ع) را تراشيد، و به وزن موى سر او نقره صدقه داد و سر او را روغنى خوشبو ماليد. سپس فرمود:
اى اسماء! خون از آداب جاهليت عرب است، و قابله را ران گوسفندى بخشيد.