در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٥ - بحث اول واقعه غدير

مى‌انداختند. براى سايه‌كردن رسول خدا (عليهما السلام) پارچه‌اى را روى درختها انداخته بودند تا تابش خورشيد، آن حضرت را اذيّت نكند، پس از پايان نماز، پيامبراكرم (عليهما السلام) برخاست و بر بالاى چهاز شترها كه در وسط مردم‌[١] روى هم چيده شده بود رفت و با صداى بلند شروع به ايراد خطبه فرمود:

«خدا را ستايش مى‌گوييم و از او كمك مى‌خواهيم و به او ايمان آورده و بر او توكّل مى‌كنيم. از شرور نفسهايمان و از بديهاى اعمالمان به خدا پناه مى‌بريم. همانا براى كسى كه خدا او را گمراه كند، هدايت‌گرى نيست و براى كسى كه او را هدايت كند، گمراه كننده‌اى نيست. شهادت مى‌دهم كه: لااله‌الااللّه و انّ محمّداً عبده و رسوله.

امّا بعد، اى مردم! همانا خداوند آگاه و مهربان به من خبر داده است: به درستى كه هر پيامبر به اندازه نصف پيامبر قبلى عمر مى‌كند. نزديك است كه من به سراى آخرت دعوت شوم و اجابت كنم. به درستى كه من مسؤولم و شما مسؤول هستيد. پس شما چه مى‌گوييد؟


[١] - در مجمع الزوائد: ٩/ ١٠٦ و در تاريخ آل زراره، ابن غالب رزارى: ٢/ ٨٤ چنين آمده است.