در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٣ - پيشگفتار

بعضى تلاش كرده‌اند كه ثابت كنند رسول خدا (عليهما السلام) امر جانشينى خود را مهمل گذاشته است! و آن را با دلايلى توجيه كرده‌اند كه در بهترين صورت به اين مطلب ختم مى‌شود كه چنين كارى بر اساس سيره بعضى از صحابه بوده است، لذا براى ساير مسلمانان حجّت است!

از نويسندگان كتابهاى روايى و تاريخى كه در اواخر دوران بنى‌اميّه و اوايل دوران بنى‌عبّاس نگاشته شده است، اين توقّع وجود ندارد كه ملتزم به بيان تمام حقايق تاريخى باشند. به ويژه هنگامى كه بعضى از حقايق، با منافع حاكمان آن زمان در تضاد باشد. در اين صورت، اگر يك منبع، يا دو منبع، يك حادثه تاريخى را برخلاف ديگران نقل كرده باشند، بايد آن را يك امر مهم تلقّى نمود و توجّه ويژه بدان مبذول داشت و سهل‌انگارى در اين مورد، سزاوار نيست.

بر يك محقّق حقيقت طلب، لازم است كه قضاياى مهم را در آن اوضاع، با روشهاى علمى بررسى كند و وضعيّت طبيعى عصر رسالت و مهمترين حوادث آخرين روزهاى عمر پيامبراكرم (عليهما السلام) را به شكل معقول مورد تحقيق و ارزيابى قرار دهد.

اوضاع سياسى داخل و خارج نظام اسلامى در اواخر عمر پيامبر (عليهما السلام) به گونه‌اى بود كه ضرورت داشت آن حضرت كسيرا به عنوان جانشين خود معرّفى كند. در آن ايّام، منافقان و اهل كتاب‌