در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٤ - پيشگفتار

از درون، نظام اسلامى را تهديد مى‌كردند و دولت بيزانس و مشركان جزيرة العرب از خارج، نظام اسلامى را تهديد مى‌كردند.

چنين اوضاع اجتماعى و سياسى خطرناكى كه هر لحظه آبستن حوادث و آشوبهاى متعدد بود، اقتضا مى‌كرد كه پيامبر اكرم (عليهما السلام) تمام پيش‌بينى‌هاى لازم را جهت دفع هرگونه اختلاف و نزاع در داخل نظام اسلامى انجام دهد و زمينه استمرار و بقاى وحدت اسلامى را فراهم كند و اين مهم، با تعيين و نصب رهبرى شايسته كه امّت اسلامى را از تشتّت و تفرقه دور نگه دارد، به انجام مى‌رسيد.

با نصب رهبرى شايسته و لايق، وحدت امّت اسلامى، حفظ شده و هواپرستان طمع نمى‌كردند كه مدعى خلافت و رهبرى امّت اسلامى شوند. بدين ترتيب جلو اختلافات و نزاعها گرفته مى‌شد و امّت اسلامى، بدون رهبر و راهنما به دست حوادث سپرده نمى‌شد.

اين احتمالات و محاسبات اجتماعى، ما را به صحّت نظريّه «ضرورت تعيين جانشين رسول خدا (عليهما السلام)» رهنمون مى‌شود كه آن حضرت آن را در واقع محقّق كرد. از همين جا روشن مى‌شود كه سرّ مطرح كردن مسأله خلافت و جانشينى از همان روزهاى اوّل دعوت اسلامى، چه بوده است، در آن هنگام كه تعداد كمى اسلام آورده بودند و خداى يكتا را پرستش مى‌كردند. همچنين در مى‌يابيم كه چرا آن حضرت در طول دوران رسالت و حتّى در آخرين لحظات زندگى، به اين مسأله اشاره مى‌كرده است.