علائم بحران در اقتصاد رژيم صهيونيستى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٧ - مقدمه
هنجارهاى موجود و زمينهسازى فرهنگى كاذب براى ظهور يك دولت بر اساس هنجارهاى منجى.
٥- برقرارى نظام سلطهى جهانى يهود (تحت لواى حكومت منجى عالم بشريت).
نكته جالب توجه در كليهى مراحل اين استراتژى، استفادهى بىرحمانه از شنيعترين ابزارها، روشها و وسايل است براى رسيدن به اهداف پليد آنها. اين ابزارها، روشها و وسايل مانند اختاپوس در تمامى ابعاد، شموليت و سلطه دارند و همچون مَثَل مندرج در پروتكلهاى ١٢ و ١٧ بسان «ويشنو»، معبود هندى، صد دست دارند كه بر سر هر دست، انگشتى است كه وظيفهى نفوذ و سلطه بر ابعاد مختلف را به عهده دارد و مهار دستگاهها و هنجارهاى مدنى، اقتصادى، سياسى، امنيتى، قضايى، رسانهاى، اطلاعاتى و فنآورى، آموزشى و پژوهشى و اجتماعى و غيره را در كليهى جوامع غيريهود به دست مىگيرند. در مفاد منشور، تقريباً جايگاهى در عرصه و اعيان جامعه بشرى نمانده كه براى آن برنامهاى از پيش طراحى شده نداشته باشند. در اين مرحله، هر كار و عملى براى اين گروه موجه است و هيچ مرجعى را در ممانعت از افكار و اعمال خود جلودار نمىدانند. از اوامر و نواهى خداوند حاكم هستى و پيامبر عظيمالشأن يهود يعنى حضرت موسى خبرى نيست. حتى از داوود كه منجى را از نسل وى مىدانند و پادشاه از نوادگان ايشان است، حلال و حرامى در كار آنها مطرح نيست. در مرحلهى دوم تفاوت معنىدار ساختارى در مرام آنها رخ مىدهد. اصول حاكم حكومت جهانى يهود (در مرحله دوم) از قرار ذيل است:
١- ظهور منجى بشريت
٢- انتخاب پادشاه به وسيلهى نخبگان يهود (به طورى كه نخبگان حتى وظيفهى تعليم دادن آيين را به آخرين ذرّيهى حضرت داوود به عهده مىگيرند!!)
٣- برقرارى حكومت پادشاهى فراگير در عالم در گسترهى جوامع و تمدنها، تحت لواى تمدن يهود براساس محورهاى زير:
- كادرسازى نظامى و انتظامى و تشكيل نيروهاى امنيتى مخفى
- استحكام مبانى اقتصادى
- استحكام مبانى نهادهاى رسمى و غيررسمى مدنى