علائم بحران در اقتصاد رژيم صهيونيستى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٦ - مقدمه
عامل ضعف صهيونيسم باشد و در واقع اين ضعف مىتواند خيلى سريع به كل سيستم صهيونيسم بينالمللى سرايت كند.
به طور كلى بررسى مفاد پروتكلها، رذالت و پليدى انديشه و برنامهريزى سلطهجويانه اين گروه را آشكارا نشان مىدهد. براى اطلاع بيشتر از مفاد اصلى و كليدى، اين منشور در دو بخش اقتصادى و سياسى موضوعبندى گرديده و نكات كليدى آن به تفكيك بر اين گزارش ضميمه شده است. با توجه به اينكه برنامهى درازمدت اين گروه نژادپرست، استيلا و سلطه بر كل جهان بشريت است لذا در بررسى منشور صهيونيسم، به طور حتم بايد به اصول حاكم بر افكار سلطهجويانهى اين قوم، در دو مرحله توجه داشت.
الف) مرحله اول: دوران قبل از استيلا، برترى و سلطهى جهانى است كه در اين منشور، برنامه و عمليات تدريجى براى آن پيشبينى شده است. زيرا بر اساس پيشبينى انجام شده، پشتسر گذاردن اين مرحله تا زمان ظهور منجى عالم بشريت (در منظر آنها) مستلزم طى زمانى قابل توجه است.
ب) مرحله دوم: دوران استيلا و حكومت جهانى است كه گرچه پس از تفوق، زمان آن طولانى است ولى در اين منشور، مفاد و اصول قانونى حاكم بر اين دوره تعريف شده و به سرعت پياده مىشود. از اين روى نيازى به تطويل مفاد منشور براى اين دوره احساس نگرديده است.
اصول حاكم براى كسب قدرت در جهت استيلا و سلطه بر جهان (در مرحلهى اول) عبارتند از:
١- كادرسازى و ايجاد شبكههاى مخفيانه
٢- قرق كردن بنيادها و عوامل اصلى مولد ثروت و درآمد، چون زمين، سرمايه، پول، طلا، نيروى انسانى ماهر، اطلاعات و تكنولوژى.
٣- نفوذ و رخنه در شبكههاى رسمى و غيررسمى، نهادهاى حكومتى و اجتماعى؛ شامل نهادها، هنجارهاى اجتماعى، اقتصادى، آموزشى، پژوهشى، رسانهاى، فرهنگى، سياسى و امنيتى موجود.
٤- ايجاد اخلال و اختلال، افساد و زمينهسازى براى تخريب و فروپاشى نهادها و