همبستگى اسلامى و دشمنان آن - كميسيون فرهنگى حركت اسلامى - الصفحة ٦٦ - شريعت و حقيقت
مستلزم نفى عام نيست بلكه استفهام بىبىعايشه را بايد باب حسن ظن به آن بى بى بر استفهام حقيقى حمل نمود نه استفهام انكارى چون ندانستن علت انكار نمىشود.
٥- بعضى او را نبى مىگويند و بعضى او را خدا مىگويند.
جواب: حتى اگر مرا نويسنده از اين بعض غاليان باشد بايد نويسنده را شيطان گفت كه كلام خود را طورى بيان مىكند كه شيعيان را به اين كفر متهم مىكند در حالى كه شيعه از اين كفر آشكار بيزار است و غالى را كافر و پليدتر از اين نويسنده و ساير ناصبىها مىداند.
در اصول كافى- مشهورترين كتاب حديث شيعه- از حضرت چنين نقل شده است: انا عبد من عبيد محمد (ص) من نوكرى از نوكران يا پيروى از پيروان محمد (ص) مىباشم.
رواياتى كه از ائمه (ع) در تكفير و تفسيق غلاة وارد شده است بسيار زياد است كه اين رساله گنجايش نقل آنها را ندارد، طالبان به بحارالانوار علامه مجلسى (رح) مراجعه كنند.
در ص ٨٧ تا ٨٩ مطالبى را درباره توحيد از نظر اهل سنت ذكر كرده است كه اكثر آن را شيعه نيز قبول دارد و بعضى از مطالب او اشتباه است كه ذكر آن اولًا مهم نيست و ثانياً موجب تطويل كلام مىشود.