همبستگى اسلامى و دشمنان آن - كميسيون فرهنگى حركت اسلامى - الصفحة ٩ - مسأله تحريف قرآن
او تاويل قرآن را اين چنين تفسير مىكند: باين معنى كه از آيات قرآن كريم معانىاى را مراد داشتهاند كه اصحاب كرام آن را از رسول الله نشيندهاند و نه امامان دين آن معانى را از طبقهاى فرا گرفته كه در زمانشان بر محمد (ص) وحى نازل شده است.
جواب: چه استدلال غلطى، امامان اهل بيت همه علوم خود را در معارف و فقه و تفسير قرآن و تأويل آن هر كدام از پدر خود فرا گرفتهاند كه همه به حضرت على مىرسد و على داناترين اصحاب پيامبر اكرم (ص) بوده است، راه امامان سالمترين و قوىترين راه به سوى پيامبر اكرم (ص) است. شاعرى مىگويد:
|
فوال انا سا قولهم و حديثهم |
روى جدنا عن جبريل عن البارى |
|
و نيز امام حسن و امام حسين از جمله صحابهاند و امام چهارم يا جمعى از صحابه ملاقات كردهاند و امام محمد باقر نيز از صحابه روايت كردهاند، حديث مفصل آن حضرت از جابر بن عبدالله صحابى جليل القدر درباره مسائل حج در صحاح اهل سنت قوىترين شاهد آن است، به خطيب و امثال او مىگوييم و اجتنبوا قول الزور.
دوم امر مىنويسد ميرزا حسين نور كتابى به نام فصل الخطاب نوشته و صدها نصوص و تصريحات از علماى شيعه آورده كه در قرآن زيادت و نقصان واقع شده است.