همبستگى اسلامى و دشمنان آن - كميسيون فرهنگى حركت اسلامى - الصفحة ٨٠ - باز هم درباره تقيه

كه استطاعت باشد لاهورى‌ها بيشتر مستطيع دارند و بيشتر حج مى‌روند بلخى‌ها كمتر، مستطيع دارند كمتر حج مى‌روند، فرق شيعه و سنى در باب تقيه نيز موضوعى است نه حكمى.

٦- بر مشروعيت تقيه مى‌شود به آيه مباركه‌ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ و به آيه شريفه‌ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ. و به قول حضرت رسالت مآب (ص)

لا ضرر و لا ضرار

نيز استدلال نمود.

از در منثور سيوطى از كتب معتبر اهل سنت نقل شده است كه مشركين عمار بن ياسر را گرفتند و رها نكردند تا اين كه به حضرت پيامبر (ص) بدگويى كرد و خدايان آنان را ستود وقتى به خدمت آن حضرت (ص) مشرف شد قصه را حكايت كرد حضرت فرمود: دل خود را چگونه مى‌يابى، عرض كرد مطمئن به ايمان است، فرمود ان عادوا فعد، اگر دوباره تو را گرفتند (باز هم براى خلاصى جان خود) از من بدگويى و از خدايان آنان به نيكى ياد كن. سپس آيه مباركه‌ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ‌ نازل گرديد.

در سنن بيهقى اين روايت نقل شده است ان ابراهيم كذب ثلاث كذبات قوله انى سقيم و قوله بل فعله كبيرهم هذا و قوله فى سارة انها ختى!!!

بنابراين اگر تقيه كذب و نفاق باشد اشكال بر آن متوجه قرآن و سنت‌