همبستگى اسلامى و دشمنان آن - كميسيون فرهنگى حركت اسلامى - الصفحة ١٥ - مصحف فاطمه(ع)
كردن آيات مربوط به همكارى جمع زيادى از صحابه صورت گرفته است، و البته موضوع سؤال برانگيز اين است كه در جمع اول و جمع دوم قرآن (در زمان خليفه سوم) از على دعوتى به عمل نيامد با اين كه او از همه صحابه آشناتر به قرآن بوده است، البته ما در اين مورد ايرادى نداريم و عامل آن را سياست آن وقت مىدانيم در پايان ذكر دو مطلب ديگر خالى از فايده نيست.
اول اين كه جابر بن يزيد كه روايت فوق را روايت كرده است مرد دانشمند و متدين و صادق است و آنانى كه از او بدگويى كردهاند جز دشمنى با شيعه مدركى نداشتهاند دوم اين كه بر عكس ادعاى خطيب كتاب كافى در نظر شيعه مانند كتاب بخارى در نظر اهل سنت نيست، ما معتقد نيستيم كه تمام روايات كافى و ساير كتب حديث ما همه معتبر و حجت است بلكه در اعتبار روايت بسند آن روايت مراجعه مىشود اعتبار هر روايت وابسته به صحت سند و با قرينه ديگر است و گر نه روايت حجت نيست هر چند در كتاب كافى باشد، و همين است روش علمى و تحقيقى.
البته محققين اهل سنت- بر خلاف نظر جمعى از اهل علم متوسط سنى- نيز همه روايات صحاح را معتبر نمىدانند، به طور نمونه مذاهب اهل سنت فتاوىاى دارند كه بر خلاف احاديث صحاح است در اين مورد موقف امام ابوحنيفه بسيار روشنتر مىباشد.