روابط انسان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - ٢ - منابع ادراك و علم ما
ادراك انسان بر دو گونه است نظرى و عملى زيرا ما چيزهائى را درك ميكنيم كه حكايت از واقعيت آنها دارد هرچند تأثيرى در اراده و بسط عضلات ما نداشته باشد و چيزهائى را درك ميكنيم كه خوبى و بدى (حسن و قبح) دارد خوبيها و بديهائيكه بحكم وجدان لازم العمل يا راجح العمل است و يا لازم الترك و يا راجح الترك است. در قرآن ميخوانيم: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها. بآدم همه اسمها را تعليم نمود. وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها، قسم به نفس (آدمى) و كسيكه او را برابر نموده است پس الهام كرده است بنفس بديها و خوبى او را.
منابع ادراك انسان زنده سه چيز است.
حواس پنجگانه: باصره، سامعه، لامسه، ذايقه، شامه[١] كه بآنها محسوسات را درك ميكنيم.
ضمير و وجدان: و بدين وسيله گرسنگى و غم و شادى و محبت و عداوت خويش را ميفهميم.
عقل مجرد: و بوسيله او كليات را درك ميكنيم.
[١] - قوه خياليه و وهميه كه در فلسفه قديم مصطلح است بنحوى ميشود داخل متن شود يعنى اول را ملحق به حواس ظاهرى و دومى را ملحق به عقل نمود.