سر دلبرى، پژوهشى پيرامون راه كارهاى كسب محبوبيت - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٥١ - ٢ خوش گمانى
محبّت و دوستى بين همنوعان، خوشگمان بودن نسبت به ديگرى است. خوشگمانى، زمينه بسيارى از اختلافات و كدورتها و كينهها را از بين مىبَرَد و محبّت بين طرفين را افزايش مىدهد. چيزى كه امام على (ع) بر آن تصريح مىكند و مىفرمايد:
مَن حَسُنَ ظَنُّهُ بِالنّاسِ حازَ مِنهُمُ المَوَدَّةَ.[١]
هر كس به مردمْ خوشگمان باشد، دوستى آنان را به دست مىآوَرَد.
خوب ديدن ديگران، هنرى جاذبهدار و اثرگذار است. ديدن خوبىها و نيز خوب ديدنها، دو ويژگىِ بارزى هستند كه به افزايش كشش و محبّت و علاقه به كسانى كه خوب ديده مىشوند و يا خوبىهايشان ديده مىشود، مىانجامد. علاقه و محبّت، موجب رفتار نيك نسبت به او مىگردد و پيامد رفتار پسنديده و همراه با احترام به او، چيزى جز محبّت متقابل نخواهد بود. خوب ديدن و خوب تفسير كردنِ كار ديگران، موجب مىشود كه از عيبجويى دست برداشته شود و زبان به تخريب و انتقاد آنان گشوده نشود و زمينه شِكوِه و شكايت و تلافى فراهم نيايد.
همچنين در مقابل، بدگمانى نسبت به اطرافيان، نوع رفتار ما با آنان را بر اساس همان برداشت، شكل مىدهد. اينگونه برداشتهاى رفتارساز، اگر فراگير شود، تنفّر و انزجار همگان را متوجّه انسان بدبين خواهد ساخت و مهمترين رهآورد آن، انزواى اجتماعى او خواهد بود. بنا بر اين اگر از نداشتن دوست صميمى و يا فقدان دوستان بسيار در رنجيم، ابتدا علّت آن را در رفتار خود جستجو كنيم و در صورت وجود اين خصوصيت اخلاقى،
[١]. غرر الحكم: ح ٩٠٩٤ ..