حاشيه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانى - خراسانى، محمدهاشم - الصفحة ٢٤ - و منها حق الحريم ٤
حقوق مىباشد به وارث:
منها: حق المطالبه از قرضدار
پس هر گاه طلبكار بميرد وارث او حق المطالبه دارد به تبع انتقال اصل طلب به وارث و از اين قبيل است نذر نتيجه [١] مثل آن كه شخص نذر كند ده تومان از مال من يا بر ذمه من براى زيد باشد و زيد هم قبول كند و قبل از گرفتن ده تومان زيد بميرد پس حق المطالبه ده تومان منتقل به وارث زيد مىشود به تبع انتقال ده تومان به ايشان و چنانچه بر ناذر واجب بود دادن ده تومان به زيد، حال هم واجب است دادن آن را به ورثه زيد.
و منها حق الرهن [٢]
پس هر گاه طلبكار مثلًا خانه قرضدار را رهن گرفته باشد و طلبكار بميرد پس طلب او منتقل مىشود به ورثه او و چون رهن متعلق است بدين، حق الرهن هم بالتبع مىشود به ورثه مرتهن و هر گاه راهن وكيل نمود مرتهن را در فروش عين مرهونه وكالت در بيع منتقل به وارث طلبكار نمىشود زيرا كه [٣] خصوصيت شخص وكيل در وكالت موضوعيت دارد و مقوم است نه مورد.
و منها حق الحريم [٤]
پس هر گاه مالك قناتى مثلا بميرد قنات مال ورثه او مىشود و بالتبع حق الحريم هم منتقل به ورثه او مىشود.
[١] صحت نذر نتيجه مشكل است و بر فرض صحت؛ قبول منذور له معتبر نيست.
[٢] ظاهر آن است كه حق رهن از قبيل اول است گر چه در زمينه قرض است و با اداء آن يا ابراء آن ساقط مىشود لكن در جعل و اسقاط مستقل است به اين معنى كه در جعل تابع قبض نيست بلكه در مورد قرض است و خودش مستقلا قابل اسقاط است و انتقال آن به ورثه تبعى نيست بلكه با هم منتقل مىشوند.
[٣] بلكه براى آن كه وكالت از حقوق نيست كه منتقل شود.
[٤] بعيد نيست كه حريم از حقوق نباشد بلكه يك نحو ملك ضعيفى باشد.