گفت‌وگوی چهارجانبه ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧

در جامعه یک فکری را تبلیغ می کنند بدون انکه خودشان بفهمند که این فکر را از ناحیه دشمنان خودشان گرفته اند و تبلیغ می کنند یعنی آن ضمیر مخفی جامعه است که در وجود اینها تجلی کرده و به صورت فکر اینها بیرون آمده است. بیش از این در این قسمت بحث نمی کنم، می روم دنبال قسمت آخر.

یک بخثی اینجا شد که مورد قبول واقع شد ولی برای من محل تردید است و آن این است که دیگران دو گروه (خصم) و (رقیب) تقسیم شدند. من نتوانستم بفهمم که این چطور می شود که یک گروه رقیب. البته فرق میان خصم و رقیب روشن است. دو فرد یا دو گروه که یکدیگر را نفی می کنند و می کوبند اینها متخاصم اند. ولی رقیبها نسبت به یکدیگر جنبه منفی ندارند بلکه هدف واحدی را جستجو می کنند که این می خوهد آن هدف را به خودش اختصاص بدهد آن می خواهد آن هدف را به خودش اختصاصا بدهد بدون آنکه بخواهند یکدیگر را نفی کنند. مثل دو دانشجو که می خواهند شاگرد اول بشوند یا دو سوارکاری که در مسابقه، اسبدوانی می کنند. یک وقت هست که این سوارجلو آن سوار را می گیرد ه نیاید. این تخاصم است. یک وقت فقط کوشش می کند خودش جلو بیفتد. این رقابت است. یک وقت دو دانش آموز یا دو دانشجو یکی کوشش می کند خودش جلو بیفتد این رقابت است. مارکسیسم یک رقیب متخاصم است بلکه همین طوری که اسلام کوشش می کند که یک سرزمینهایی را فتح کند او می خواهد همان