گفتوگوی چهارجانبه ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥ - سخنان آیت الله خامنه ای
یا خدای نکرده مسموم از بین رفت. مسئله این است. بیش از این لازم نمی دانم که در این باره توضیح بدهم و مطلب را باز کنم و همین اندازه فکر می کنم که کافی است برای اینکه نقطه نظر معلوم بشود.
خواستم ذیلی بر تغییر آقای دکتر باشد که تعبیر رقیب گفتند سوء تفاهم نشود مسئله، مسئله رقابت دو هوو نیست که هر یک دیگری رات به هر صورت می خواهد بکوبد، دو تا همکار بازاری نیست که به هر صورت می خوهد او را از میدان بیرون کند. مسئله این است که آن مفید و کافی نمی داند، و در مراحلی و به تعبیری مضر می داند چون عطشی را که صادق و همراه با طلب هست با یک مایع آلوده ای فرو می نشاند، دیگر جایی برای اشباع صحیح این نیاز باقی نمی گذارد.
خوب، اشکال این بود که امروز جوان با نداشتن امکانات فکری، جزوات تشکیلاتی و حزبی، کتابهای بزرگ اقتصادی و تاریخی و فلسفی و به قول ایشان یک مانفیست مجمل خلاصه، در مقابل یک مکتبی قرارا گرفته که از هزار راه و از هزار کانال نمایشنامه و داستان و کتاب شبه علمی وکتاب شبه فلسفی میریزد و پرتاب می کند و زمینه را پر می کند. چکار کند؟ (چکار کند؟) آقای دکتر سوال بود، نه به این معنا که در ذهن خودایشان پاسخی برای این سوال نیست.
بنده اشکال را با همین شکلی که ایشان تصویر کردند قبول دارم. من یک واقعیت را در کنار این اشکال می بینم، یک واقعیتی که گویا وقتی انسان آن را ملاحظه می کند جداً احساسا می کند – همان تعبیری که آقای مهندس کردند – یک معجزه ای وجود دارد و مانعی ندارد اسمش را معجزه بگذاریم اما به معنای این نیست که از طریق غیر