اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٩٨ - خرده گیری
خودنمایی کند در واقع به اندازه خود از گوشه دیگر مصرف میبرد و در نتیجه پیوسته دو طرف معادله در حال تساوی است و از تکامل خبری نیست.
(٤). اینکه گفتهاند «جریان این قانون پرده از روی جهان برداشته، نمود تازهای که در وی وجود و عدمهای متنافی و ضدهای متقابل هم آغوشند نشان میدهد» سخنی است که ارزش شعری بیشتر ندارد و آنان که اجتماع نقیضین را محال میدانند مقصودشان وجود و عدم مطلق میباشد نه تدریجی و سیال نسبی ١.
و شگفت آورتر اینکه این دانشمندان در عین حال که این سخن را میگویند از «نفی نفی»، «اثبات» را نتیجه میگیرند!
ضد اندر ضد پنهان مندرج | آتش اندر آب سوزان مندمج | |
روضهای در آتش نمرود درج | دخلها رویان شده از بذل و خرج | |
میوه شیرین نهان در شاخ و برگ | زندگی جاودان در زیر مرگ | |
در عدم پنهان شده موجودی ای | در سرشت ساجدی مسجودی ای | |
آهن و سنگ از برونش مظلمی | وز درون نوری و شمع عالمی | |
درج در خوفی هزاران ایمنی | در سواد چشم چندین روشنی | |
ای مبدّل کرده خاکی را به زر | خاک دیگر را نموده بوالبشر | |
ای که خاک شوره را تو نان کنی | ای که نان مرده را تو جان کنی | |
ای که جان خیره را رهبر کنی | ای که بیره را تو پیغمبر کنی | |
ای که خاک تیره را تو جان دهی | عقل و حسّ و روزی و ایمان دهی | |
شکر از نی میوه از چوب آوری | از منی مرده بت خوب آوری | |
گل ز گل صفوت ز دل پیدا کنی | پیه را بخشی ضیاء و روشنی | |
[١]. این ایراد نیز بر طرز تعبیر و تفسیر هگل از مثلث «تز، آنتیتز، سنتز» وارد است که آن را بر اساس اجتماع نقیضها فرض کرده است.
قبلًاً گفتیم که آنچه هگل و اتباع او آن را «تناقض» یا «اجتماع نقیضها» خواندهاند با آنچه منطق و فلسفه آن را «اجتماع نقیضین» میخواند و ممتنع میداند هزارها فرسنگ فاصله دارد و اینکه در «صیرورت» هاو «شدن» ها وجود و عدم با یکدیگر ترکیب شدهاند و اجتماع نقیضین تشکیل دادهاند به شوخی شبیهتر است تا جدّی و از یک اشتهای فوق العاده به نوپردازی و نوگویی ناشی شده است. بهتر است