اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٢٦
صورتهای مادی دیگر امکان را در بر دارد زیرا چنانکه تخم سیب میتواند سیب شود سیب نیز میتواند با تجریه چیز دیگری شود و بالاخره در امتداد سیر و تکاپوی طبیعی خود دوباره سیب شود.
و در نتیجه تخم سیب مثلًا میتواند بیواسطه سیب اول و با واسطه کم یا زیاد سیب دوم و چیزهای دیگر شود.
و از همین جا دو نظریه دیگر نیز روشن میشود:
اول: ماده جسمانی امکان صور غیر متناهی را دارد. تنها چیزی که هست این است که نسبت به هر یک از صورتها قبول خاصی دارد و با دوری و نزدیکی و داشتن و نداشتن واسطه، اختلاف پیدا میکند.
دوم: ماده به واسطه امکان به دوری و نزدیکی متصف میشود و این خود گواه دیگری بر ثبوت امکان میباشد ١ زیرا این دوری و نزدیکی صفتهایی هستند خارجی
نپذیریم یا اینکه آن را به عنوان ترکیب اتحادی نه انضمامی توجیه کنیم یا با قبول همه آنها قبول نکنیم که در جریان تحولات جسمانی جزء صوری لزوما از میان میرود نظریه بالا (حامل امکان ماده شئ است نه صورت او) از میان خواهد رفت یا شکل دیگر به خود خواهد گرفت. مطالب آینده این مطلب را توضیح خواهد داد.
[١]. حالتی نیست که در آن حالت تمام امکانات ماده جسمانی از وی سلب شود. ماده جسمانی نه معدوم میگردد و نه از وی سلب امکان میشود. از این رو میگوییم ماده جسمانی امکان صور غیر متناهی را دارد ولی نسبت ماده در هر حالی با هر یک از صور غیر متناهی که حامل امکان آنها هست یکسان نیست؛ نسبت به بعضی این امکان را دارد که قریبا آنها را بپذیرد یعنی آمادگی کامل نسبت به آنها دارد و نسبت به بعضی این امکان را دارد که پس از پذیرفتن صورتهای دیگر آمادگی کامل پذیرش آنها را داشته باشد. اگر نسبت استعدادات و امکانات را با بعضی از فعلیتها بسنجیم میبینیم که بعضی از آنها به آن فعلیت نزدیکند و بعضی دور. مثلًا اگر استعداد نطفه را نسبت به فعلیت انسانیت بسنجیم میبینیم این استعداد و به فعلیت انسانیت نزدیکتر است ولی اگر نسبت سیب را با آن بسنجیم میبینیم دور است یعنی ممکن است سیب انسان بشود اما با این ترتیب که مراحلی از فعلیتها را طی کند تا اینکه جزء بدن انسان شود و تبدیل به نطفه گردد و نطفه انسان شود. پس استعداد سیب برای انسان شدن استعدادی است که با فعلیت انسانیت فاصله زیادی دارد.