اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٦٤ - آزمایش در تکامل جهان
ولی باید دانست:
مورد این آزمایش نسبت به جهان پهناور طبیعت چنان کوچک و ناچیز است که پندار ما از اندازهگیری آن زبون میباشد و از این روی چنین آزمایش را سرچشمه یک حقیقت فلسفی از قبیل سیر تکاملی جهان نمیشود قرار داد ١ گذشته از این که قسمت مهم این آزمایش موضوع پیشرفت اجتماعی است که از موضوع بحث فلسفه بسی دور است.
کارهای زندگانی ساده و مختصر است. سپس کم کم جمعیت انبساط پیدا میکند و دهکدهها و قصبات و شهرها و کشورها و ملتها و دولتهای بزرگ صورت میگیرد و کسبها و پیشههای جزئی مبدّل به بازرگانی و صنایع بزرگ میشود.» « (*)»
[١]. یعنی اگر بخواهیم تکامل را به صورت یک اصل عمومی برای همه جهان بپذیریم راه منحصر این است که از طریق فلسفه کلی و علم وجود وارد شویم همچنانکه در این مقاله همین راه طی شد. و امّا اگر فلسفه اولی را به بهانه اینکه یک فن صد در صد تعقلی است و تنها نظریهای قابل قبول است که از علوم و تجربیات و تجسسات علوم ریشه بگیرد، کنار بگذاریم، باید همیشه از این اصل به عنوان یک اصل عمومی و فلسفی چشم بپوشیم زیرا تجربیات و آزمایشهای بشر نسبت به مواردی که بشر میخواهد تعمیم دهد آنقدر ناچیز است که قابل تصور نیست. ما در روی کره کوچکی به نام «زمین» زندگی میکنیم که نسبت به جهان بزرگ ذرهای است که در حساب ناید. تجربیاتی در مورد مخلوقات این زمین انجام میدهیم که آن هم محدود است به یک عده افراد معدود. اگر بنا بشود که الهامات فکری ما منحصرا از حواس و آزمایشهای حسی باشد چگونه ممکن است بتوانیم دایره معلومات خود را تا بینهایت زمانی و مکانی تعمیم دهیم؟!
برخی از فلاسفه اروپا به کلی از فلسفه اولی و علم کلی رو گرداندند و از طرف دیگر چون عطش فلسفی خود را نمیتوانستند با فراوردههای محدود علوم حسی فرو بنشانند به فکر افتادند که از فراوردههای علوم، فلسفه کلی و عمومی بسازند. از آن جمله هربرت اسپنسر است. وی میگوید:
______________________________
(*) سیر حکمت در اروپا.