اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا
(١)
حرکت چیست؟ هنگام حرکت چه چیز انجام یافته و پیدا می شود؟
٤٦ ص
(٢)
توسعه مفهوم حرکت
٥٣ ص
(٣)
حرکت و تکامل
٥٥ ص
(٤)
آزمایش در تکامل جهان
٦٢ ص
(٥)
قانون تکاپوی دیالکتیکی طبیعت
٦٧ ص
(٦)
مقدمه
٦٧ ص
(٧)
قانون تکاپوی دیالکتیکی طبیعت
٨٧ ص
(٨)
خرده گیری
٩٢ ص
(٩)
توضیح مفهوم حرکت عمومی
١٠١ ص
(١٠)
اکنون ما حرکت عمومی را چگونه باید توضیح دهیم؟
١١٨ ص
(١١)
خاتمه مقاله
١٢٤ ص
(١٢)
نظر فلسفه درباره جهش
١٢٧ ص
(١٣)
مقاله یازدهم قدم و حدوث
١٣١ ص
(١٤)
تقدّم و تأخّر و معیت
١٣٣ ص
(١٥)
پیشی و پسی و باهمی
١٣٣ ص
(١٦)
حدوث و قدم
١٣٥ ص
(١٧)
توسعه مفهوم حدوث و قدم
١٣٦ ص
(١٨)
آیا نسبت به مجموعه عالم چه می
١٣٧ ص
(١٩)
توان گفت؟
١٣٧ ص
(٢٠)
مقاله دوازدهم وحدت و کثرت
١٣٩ ص
(٢١)
انقسامات وحدت و کثرت
١٤٢ ص
(٢٢)
احکام وحدت و کثرت
١٤٢ ص
(٢٣)
تقابل و اقسام آن
١٤٣ ص
(٢٤)
مقاله سیزدهم مهیت، جوهر، عرض
١٤٧ ص
(٢٥)
مهیت
١٤٩ ص
(٢٦)
اقسام مهیت
١٥٠ ص
(٢٧)
جوهر و عرض
١٥١ ص
(٢٨)
اقسام جوهر
١٥٥ ص
(٢٩)
اقسام عرض
١٥٧ ص

اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٤٧ - حرکت چیست؟ هنگام حرکت چه چیز انجام یافته و پیدا می شود؟

ساعت اندازه‌گیری می‌شود- دارد و البته این دو امتداد (یا دو مقدار) غیر همدیگر هستند زیرا همان جسم در همان مسافت به واسطه اختلاف تندی و کندی حرکت (سرعت و بطؤ) دو زمان مختلف لازم دارد چنانکه به واسطه اختلاف سرعت در یک‌



می‌شناسیم یعنی حرکت مکانی را مورد توجه قرار می‌دهیم و با یک تجزیه و تحلیل عقلی مجموع عناصری که در ساختمان آن تشخیص می‌دهیم به دست آورده آنگاه به تعریف حرکت مکانی و سپس به تعریف حرکت به طور کلی می‌پردازیم.

جسمی را در نظر می‌گیریم که از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر که صد متر با آن فاصله دارد منتقل می‌شود و این مسافت را در مدت ده دقیقه طی می‌کند. در اینجا دو کشش (امتداد) تشخیص می‌دهیم:

یکی اینکه این حرکت یک حرکت صد متری است و البته ممکن بود همین حرکت پنجاه متری بوده باشد به اینکه کندتر از این باشد که بود و قهراً از اینکه حالا هست کوتاه‌تر بود؛ و ممکن بود همین حرکت دویست متری باشد به اینکه سریع‌تر از اینکه بود باشد و قهراً طویل‌تر از این حرکت بود.

دیگر اینکه ده دقیقه‌ای است و البته ممکن بود همین حرکت پنج دقیقه‌ای باشد یعنی همین مسافت را در پنج دقیقه طی کند به اینکه سریع‌تر باشد و قهراً کوته مدّت‌تر بود، و ممکن است همان را در مدت بیست دقیقه طی کند به اینکه کندتر و بطئ‌تر باشد و در این صورت دراز مدت‌تر بود.

پس چنین می‌فهمیم که حرکت دارای دو کشش و امتداد است که یکی از آن دو کشش با مسافت منطبق می‌شود و دیگری با زمان. از آن جهت «کشش» و «امتداد» نامیده می‌شوند که کمیت‌اند و قابل انقسام به اجزاء می‌باشند.

ما معمولًا از این دو کشش به عنوان دو «ظرف» تعبیر می‌کنیم: ظرف مکان و ظرف زمان؛ مثلًا می‌گوییم فلان حرکت در فلان مسافت و در فلان مدت انجام می‌شود. و چون تصور ما درباره حرکت و مکان و زمان از نوع تصور مظروف و ظرف است، در تصور ابتدائی خود می‌پنداریم که همان طور که سایر مظروفها و ظرفها نسبت به یکدیگر استقلال دارند یعنی ظرف، وجودی دارد و مظروف، وجودی- مثلًا آب نسبت به کاسه‌ای که در آن قرار گرفته استقلال وجودی دارد و کاسه نیز نسبت به آبی که در آن قرار گرفته وجودی مستقل و مجزّا دارد- مکان و زمانی هم که حرکت در آنها قرار