پنج نعمت - حسین انصاریان - الصفحة ٢٣ - مرگ در تنهايى ابوذر در تبعيدگاه ربذه

يَعْدِلُون»[١]: من با اين دينارها چكار كنم؟ نه، به خدا سوگند، ايندنيارها را نمى‌گيرم، تا خداوند متعال بداند كه من بر هيچ كم و بيشى قادر نيستم ومن با ولايت و دوستى على بن ابى‌طالب (ع) و عترت او كه راهنمايان و هدايت‌شدگانندو به حق هدايت مى‌كنند و به آن مى‌پيوندند، بى‌نياز و توانگرم.

ابوذر به عثمان مى‌گويد، سرمايه‌اش ولايتاميرمؤمنان (ع) است و اگر بشود آن را در يك كفه ترازو بگذارند و همه عالم را دركفه ديگر آن، اين سرمايه سنگين‌تر است.

مرگ در تنهايى ابوذر در تبعيدگاه ربذه‌

در اين جا مى‌خواهم لحظه مرگ ابوذر را برايتانبگويم.

ابوذر در ربذه ماند تا در آن جا مرد. پس زمانىكه داشت مرگش فرامى‌رسيد، به زنش گفت، گوسفندى از گوسفندانت ذبح كن و درست كن و


[١] ١. شيخ طوسى، اختيار معرفه‌الرجال، ج ١،١١٩- ١٢٠.