پنج نعمت
(١)
سخن ناشر
١ ص
(٢)
از نصايح پيامبر (ص) به ابوذر پنج نعمت راقبل از بين رفتن، غينمت بشمار
٣ ص
(٣)
گوشههايى از زندگى ابوذر، مخاطب اين نصيحتپيامبر (ص)
٣ ص
(٤)
وفادارى كامل ابوذر به پيامبر (ص)
٤ ص
(٥)
حلالخورى ابوذر
٨ ص
(٦)
مرگ در تنهايى ابوذر در تبعيدگاه ربذه
٢٣ ص
(٧)
متن نصيحت پيامبر (ص) به ابوذر
٢٤ ص
(٨)
نعمت جوانى
٢٥ ص
پنج نعمت - حسین انصاریان - الصفحة ٢٣ - مرگ در تنهايى ابوذر در تبعيدگاه ربذه
يَعْدِلُون»[١]: من با اين دينارها چكار كنم؟ نه، به خدا سوگند، ايندنيارها را نمىگيرم، تا خداوند متعال بداند كه من بر هيچ كم و بيشى قادر نيستم ومن با ولايت و دوستى على بن ابىطالب (ع) و عترت او كه راهنمايان و هدايتشدگانندو به حق هدايت مىكنند و به آن مىپيوندند، بىنياز و توانگرم.
ابوذر به عثمان مىگويد، سرمايهاش ولايتاميرمؤمنان (ع) است و اگر بشود آن را در يك كفه ترازو بگذارند و همه عالم را دركفه ديگر آن، اين سرمايه سنگينتر است.
در اين جا مىخواهم لحظه مرگ ابوذر را برايتانبگويم.
ابوذر در ربذه ماند تا در آن جا مرد. پس زمانىكه داشت مرگش فرامىرسيد، به زنش گفت، گوسفندى از گوسفندانت ذبح كن و درست كن و
[١] ١. شيخ طوسى، اختيار معرفهالرجال، ج ١،١١٩- ١٢٠.