پنج نعمت - حسین انصاریان - الصفحة ١٨ - حلالخورى ابوذر

آمد، چون من نمى‌خواهم از ديدن من خجالت‌زدهشود، شما از طرف من از او بپرسيد كه چقدر سرمايه لازم دارد كه با آن برود كاسبحلال بشود و مشكل زندگى‌اش حل گردد.

هدف من از بيان اين داستان اين بود كه بگويم،اگر ما كه شغل دولتى نداريم، پولى را به ناحق ببريم، با يك نفر روبه رو هستيم وممكن است او چنين فردى باشد و به آن مال برده شده نيازى نداشته باشد و نخواهد ازما انتقام بگيرد، امّا خداى نكرده، اگر يك نفر پولى را از بيت‌المال ببرد، باهفتاد ميليون نفر رو به روست. والله، اگر سى سال خزانه دولت را كسى اختلاس كند وبدزد، قيامت براى او صرف ندارد؛ چون همه ثواب‌هايش را بايد به طلبكارهايش بدهد.

خلاصه، ابوذر كه نمى‌خواست خود را گرفتار كلّامت كند، آن دينارهاى عثمان را نمى‌پذيرد. همه روايت يك طرف، اين جا هم يك طرف.اين جاى‌