پنج نعمت - حسین انصاریان - الصفحة ١٩ - حلالخورى ابوذر

روايت، خيلى پرقيمت است، خيلى پرقيمت. به خدااگر امروز ابوذر اين جا مى‌آمد، من كف كفشش را مى‌بوسيدم، نه كف پايش را. منواقعاً كف كفشش را مى‌بوسيدم. اين جاى روايت، خيلى بالاست؛ خيلى بلند است. آدمىشگفت‌زده مى‌شود از اين معارفى كه روايات ما دارند.

جوان‌ها! مردها! خانم‌ها! والله، در تاريخ بشرو كره زمين، هيچ فرهنگى الآن معارف اهل‌بيت: ما را نداشته و ندارد. در خانه خوبىآمده‌ايم و از در اين خانه به جاى ديگر نرويم. هيچ جا خبرى نيست، هيچ جا. من بههمه جاها رفتم و به شما مى‌گويم، خبرى نيست. من ساعت‌ها با مرجع تقليد آتش‌پرست‌هانشستم. به آتشكده رفتم. پيش مرجع تقليد يهودى‌ها رفتم. به كنيسه آن‌ها رفتم. كشيشديدم. پير طريقت و رئيس خانقاه‌هاى مختلفى را ديدم. در انگليس، در اتريش، دراكراين، در بحرين، در قطر با علماى غير شيعه زياد نشستم. والله‌