پنج نعمت
(١)
سخن ناشر
١ ص
(٢)
از نصايح پيامبر (ص) به ابوذر پنج نعمت راقبل از بين رفتن، غينمت بشمار
٣ ص
(٣)
گوشههايى از زندگى ابوذر، مخاطب اين نصيحتپيامبر (ص)
٣ ص
(٤)
وفادارى كامل ابوذر به پيامبر (ص)
٤ ص
(٥)
حلالخورى ابوذر
٨ ص
(٦)
مرگ در تنهايى ابوذر در تبعيدگاه ربذه
٢٣ ص
(٧)
متن نصيحت پيامبر (ص) به ابوذر
٢٤ ص
(٨)
نعمت جوانى
٢٥ ص
پنج نعمت - حسین انصاریان - الصفحة ١٧ - حلالخورى ابوذر
و دزد آنها را برده است. گفت: شما از كجااطلاع داريد؟ گفتم: من خودم دزد فرشهايت نيستم، ولى آن دزد، فرشها را پيش منآورده و مىخواهد از طريق من آنها را پس بدهد. بعد هم من آدرس منبرم را به اودادم. فرداى آن شب، صاحب مغازه پاى منبر من آمد و بعد از پايان منبر، با هم رفتيمكه من فرشها را به او نشان بدهم، و او هم به آن فرشها نگاه كرد و آنها را با ليستفرشهايش مطابقت داد و گفت: فرشهاى گمشده من، همينهاست. گفتم: پس آنها رابردار و ببر. او گفت: من يكى از اين فرشها را براى شما مىگذارم تا در هر كارخيرى كه شما خودتان صلاح مىدانيد، آن را مصرف كنى و يكى ديگر از آن فرشها را همبا خودم مىبرم. بعد از من پرسيد: آيا دزد را باز مىبينى؟ گفتم: نمىدانم. او فقطديشب پيش من آمده بود. صاحب فرشها گفت: دلم مىخواهد اگر آن دزد دوباره پيش شما