اسرار عقب ماندگى شرق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥ - ٢٠- فئوداليسم بين المللى
كنند، امّا راه وصول به اين هدف هر چه باشد مهم نيست.
موضوع قابل توجّه اين جاست كه اگر اين كوششها براى بالا بردن در آمد سالانه و ترقّى اقتصادى در يك مقياس جهانى و به نفع عموم انسانها و كشورها صورت مىگرفت جاى شكرش باقى بود و ممكن بود به آن يك صورت «هدفى و انسانى» بدهيم.
ولى متأسّفانه چنين نيست، هر كشورى تنها به وضع خود مىانديشد و خواهان پيشبرد اقتصادى و درآمد سرانه خود مىباشد ولو به قيمت سقوط همه كشورها و ملّتهاى ديگر تمام شود، شاهد گوياى اين موضوع آمار هولناكى است كه اخيراً در جرايد انتشار يافت:
«كشورهاى توسعه يافته با اينكه ٢٥ درصد مردم جهان را تشكيل مىدهند صاحب ٨٥ درصد ثروت جهانند؛ و كشورهاى در حال رشد و عقب افتاده با اينكه ٧٥ درصد هستند تنها ١٥ درصد ثروت جهان را در اختيار دارند و اين فاصله با گذشت زمان بيشتر مىشود»!
اين آمار نشان مىدهد كه يك اقليّت محدود از ملّتهاى