اسرار عقب ماندگى شرق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١ - ١٨- نفوذ جادويى سياست غرب!
شرقى، و در عين حال يكى از شاهكارهاى سياستهاى استعمارى است كه مىتواند به وسيله آن همه مقاومتها را در برابر خود به سادگى از بين ببرند.
روشنتر بگوييم اين طرز فكر كه شايد به خواسته خود غربيها و با كمك عمال و ايادى آن در شرق تبليغ شده موجب شكست روانى غير قابل جبرانى مىگردد كه كمترين ضايعات آن بد بينى مطلق و سلب اعتماد نسبت به هر فكر انقلابى و هر جنبش آزادى بخش است.
در واقع از قرن هيجدهم ميلادى كه بنا به گفته «آلبرماله» مورخ معروف [١] كشورهاى نيرومند اروپايى از تسلّط بر قطعات ديگر اروپا مأيوس شدند و ناچار متوجّه «آسيا» و «آمريكا» (آمريكاى لاتين) گرديدند. (چون آفريقا در آن روز هنوز از نقاط وحشتناك و طلسمهاى ناگشوده محسوب مىشد) نهايت كوشش خود را در اين راه به كار بردند كه قدرت نظامى و تفوق سياسى خود را خيلى بيش از آنچه بود به رخ ملل اين مناطق بكشند و چنان به آنها تلقين كنند كه قدرتهاى آنها در همه زمينهها غير قابل مقابله است.
[١]. تاريخ قرن ١٨، ج ١، ص ١٩٨.