اسرار عقب ماندگى شرق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠ - ١٧- افسانه عدم رشد سياسى شرق
گفتار بالا گر چه به اصطلاح درباره «حفاظت» آفريقاست، ولى با توجّه به جهات مشترك كشورهاى آسيايى و آفريقايى روشن است كه در مورد همه صادق خواهد بود.
چه اين كه نبودن رشد كافى اقتصادى در اين كشورها از يك طرف، و لزوم حفظ مصالح و بقاى غرب از طرف ديگر، ايجاب مىكند كه همه اين كشورها به طور مساوى مشمول عنايات خاص غرب در مورد حفاظت و اجراى برنامههاى شديد و سريع اقتصادى و سياسى و فرهنگى و ... باشند!
زيرا دليلى ندارد كه غربيها عواطف انسانى خود را «تنها» متوجّه يك قسمت از اين كشورها بنمايند و از ديگران دريغ دارند.
بديهى است اين منطق منحصر به آقاى «گلدواتر» نيست، اين منطق همه سياستمداران غرب است كه تحت عنوان «حفاظت، سرپرستى و احساس مسئوليت نسبت به توسعه و رشد ديگران» به هدفهاى شوم خود جامه عمل مىپوشاندند و خود را به لباس سرپرست، دلسوز، مدافع، وقيم شرق و هزار عنوان ديگر در مىآورند.