اسرار عقب ماندگى شرق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - صنايع غرب يا زنجير طلايى اسارت!
دست و پا كنند و به اصطلاح از اين راه «ذخيره ارزى» براى خود فراهم سازند، و به اين ترتيب پول فرنگى به عنوان «پول ارزشدار» شناخته شد و پول آنها «پول وابسته و بدون ارزش»! و «استعمار اقتصادى» از همين جا شروع شد!
ثانياً، صنايع «غرب» را مىبايست «كارشناسان غربى» راهنمايى كنند و به كار اندازند، و صنايع آنها بدون كارشناسان مفهوم صحيحى نداشت.
اين موضوع پاى كارشناسان غربى را كه با هزار گونه منت و افاده و «گران فروشى»! همراه بود، به شرق گشود.
و از آن جا كه پيشرفت صنايع، و زندگى ماشينى منحصر به ما يحتاج روزانه نبود، و مسائل نظامى را نيز شامل مىشد مسألهاى به نام خريد «اسلحه» و به دنبال آن «مستشاران نظامى» مطرح شد و «شرق» مجبور بود تمام اين وسايل را از «غرب» بخواهد، نه تنها بخواهد بلكه به استقبال آن بشتابد.
روز به روز زندگى شرقيها در سايه اين عوامل به پيروى از غربيها «مكانيزهتر» و «ماشينىتر»! مىشد، آب و روشنايى و زراعت، و وسايل ارتباطى و ... همه و همه به اصطلاح «ماشينيزه»! شدند، ماشينهايى كه كوچكترين قطعات يدكى آن نيز