اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٣٣ - وضعیت کنونی در ایران
١ مرگ بر شاه ٢ خدا خوب است ٣- الله اکبر ٤- آشغال سفید به خانه ات برگرد ٥- یانکی به خانه ات برگرد.
د وقایع و رویدادهای شب تقریباً دو ساعت پس از شروع پایان یافت. نزدیک به ساعت بیست و سه و پانزده دقیقه در بخشهای شمالی شهر همه چیز آرام بود.
با این حال کارمندان ایرانی دفتر وابسته دفاعی آمریکا امروز صبح گفتند که تیراندازی در قسمت جنوبی شهر تا دو ساعت بعد از نیمه شب ادامه داشته است. آنها از زخمی ها و کشته شدگان اطلاعی نداشتند.
ه رفت و آمد در صبح سوم دسامبر ٧٨ در تهران کم است و باران نم نم می بارد. تهران الساعه که ساعت هفت و سی دقیقه بامداد به وقت محلی می باشد آرام است.
و دو حادثه در مورد چگونگی شکل گیری تظاهرات در شب دوم دسامبر ٧٨ به هوانیروز ارتش ایران گزارش شد.
١ منبع اظهار داشت که در شب دوم دسامبر او همراه با صاحبخانه اش بر پشت بام آپارتمانش بود. در خلال تظاهرات چند تلفن به صاحبخانه زده شد که به او می گفتند چه شعارهایی بدهد و در چه ساعتی آنها را عوض کند. یکی از تلفن ها را که منبع پاسخ داد، گوینده به زبان انگلیسی خوبی از منبع درخواست کرد که با صاحبخانه صحبت کند.
به او گفته شد که صاحبخانه روی پشت بام است. گوینده گفت می داند که صاحبخانه روی پش بام است و تقاضا کرد که بیاید پای تلفن و با او صحبت کند. بعد از صحبت، صاحبخانه در حالی که می خندید به منبع گفت الآن دوباره وقت تغییر دادن شعارهاست.
منبع سروان ارتش آمریکا و در خدمت سفارت آمریکا در تهران است.
٢ منبع اظهار داشت که درست قبل از آغاز منع عبور و مرور در شب دوم دسامبر ٧٨ از روی پشت بامش شاهد پخش اعلامیه توسط چند ملا (مرد مذهبی) از یک اتومبیل به داخل ساختمانهای مجاور خانه اش بوده است. کمی بعد از ساعت منع عبور و مرور (به وقت محلی ساعت ٩ شب) مردم شعارهای مختلفی را سر دادند. (پاراگراف ج) منبع همچنین اظهار داشت شاهد پرتاب ترقه هایی از چندین ساختمان به داخل خیابان بوده است. او می پنداشت چنین می کنند تا آن را تیراندازی وانمود نمایند.
منبع سرگرد نیروی هوایی آمریکاست که در تهران کار می کند.
ز منبع که خود معلم دانشکده نظامی ارتش شاهنشاهی ایران است و قبلاً نیز اطلاعاتی را به این اداره گزارش داده است چنین اظهار می دارد:
در دوم دسامبر ساعت دوازده و چهل و پنج دقیقه که معمولاً کلاس در ساعت سیزده و سی دقیقه تمام می شود دانشجویان سال سوم دانشکده افسری را (که تقریباً ٣٠٠ نفر بودند) از کلاس بیرون آورده و به آنها اسلحه و مهمات دادند. زمانی که منبع جهت رفتن به خانه به راننده اتوبوسش مراجعه می کند در محل از هیچ یک از آنها خبری نبود. وقتی که از سرهنگ