معارف اسلامی
(١)
آفرینش - شهبازی عصمت
١ ص
(٢)
شش روایت از مدارا - خسروی مهدی
٢ ص
(٣)
بردباری و مدارا، بازگشت به فطرتاند - قصیری بهمند سودابه
٣ ص
(٤)
ساقیا -
٤ ص
(٥)
کلام تو - احمدی دوستدار ساناز
٥ ص
(٦)
جانِ جان -
٦ ص
(٧)
جوانان، پیشگامان پیشرفت ایران اسلامی -
٧ ص
(٨)
یادداشتهای پراکنده - هاشمی سیده فاطمه
٨ ص
(٩)
گونهشناسی مدارا - حسینی راد فاطمه
٩ ص
(١٠)
شعرهای کوتاهی برای جنگ - آقامحمدی تیمور
١٠ ص
(١١)
شعلهور شو - حضرتی علیرضا
١١ ص
(١٢)
چند رباعی - شیخ الاسلامی فاطمه
١٢ ص
(١٣)
یاد ایام - ندیری رقیه
١٣ ص
(١٤)
بردباری و مدارا در روابط اجتماعی - خالدی سمانه
١٤ ص
(١٥)
بردباری و مدارا در فضای مجازی - قصیری بهمند سودابه
١٥ ص
(١٦)
همهی انسانها به نوعی باهوشاند! - عسکری بهنام
١٦ ص
(١٧)
در رثای سیدالشهدا که در قتلگاه نظرش بر چهرهی کریه شمر افتاد - داعی آرانی ملامحسن
١٧ ص
(١٨)
روانشناسی خودمانی - ربانی هادی
١٨ ص
(١٩)
موقعیت استثنایی - پورنجاتی مصطفی
١٩ ص
(٢٠)
سبک زندگی آن مرغی که انجیر میخورد! - اشتیاقی محسن
٢٠ ص
(٢١)
چند کلمه با شما - فریبرز سهیلا
٢١ ص
(٢٢)
همه چیز دربارهی جشنوارهی سراسری کارآفرینی و توسعهی کسب و کار شریف - جمالی فرد حسین
٢٢ ص
(٢٣)
پارک پلاس - فریبرز سهیلا
٢٣ ص
(٢٤)
سلیطه - هاشمی سید سعید
٢٤ ص
(٢٥)
پرنده - رحیمی خدیجه
٢٥ ص
(٢٦)
بعد از شب پیله - رحیمی مهدی
٢٦ ص
(٢٧)
بهار عاشقی - تابش قنبر علی
٢٧ ص
(٢٨)
عروسکها - شیری علی اصغر
٢٨ ص
(٢٩)
اهمیت مدارا - رمضانی قاسم
٢٩ ص
(٣٠)
سلامت - زمانی هاجر
٣٠ ص
(٣١)
تحصیلات عالی دختران و اشتغال و توسعه در ایران - علیزاده لوشابی زینب
٣١ ص
(٣٢)
لهجهی قرآنی - شیری علی اصغر
٣٢ ص
(٣٣)
چرخنامه(2) سفر به روستاهای غرب ایران - عابدینی عدالت
٣٣ ص
(٣٤)
فیلمی با طعم «رستوران سنتی!» - سحری محمدمهدی
٣٤ ص
(٣٥)
این یک جلسهی رسمی است! - جوادی سیده زهره
٣٥ ص
(٣٦)
پرسههای یک نگاه - مؤمنی سمیه
٣٦ ص
(٣٧)
مسجد کوبه* - شهبازی عصمت
٣٧ ص
(٣٨)
فهرست مهیار 18 -
٣٨ ص
(٣٩)
پیام ماه -
٣٩ ص
(٤٠)
پروندهی ویژه بردباری و مدارا
٤٠ ص

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - یادداشتهای پراکنده - هاشمی سیده فاطمه

یادداشت‌های پراکنده
هاشمی سیده فاطمه


کمی صبر کنید!
وکیل پایه یک دادگستری
همین که اتومبیل روبه‌رویی کمی توقف می‌کند مسافری را پیاده کند یا از روی چاله‌ای با احتیاط رد شود، دست‌مان را روی بوق می‌گذاریم؛ گویی تمام فرصت‌های دنیا را از ما گرفته‌اند!
همین که همسایه‌ی واحد روبه‌رویی‌مان با سر و صدای زیادی مهمان‌هایش را بدرقه می‌کند، عصبانی می‌شویم و به زمین و زمان بد و بیراه می‌گوییم که استراحت و راحتی‌مان را گرفته‌اند.
وقتی همسرمان اشتباه‌های‌مان را گوش‌زد می‌کند و از آن‌ها گلایه می‌کند، تمام لحظه‌های شیرین زندگی‌مان را فراموش می‌کنیم و با ناراحتی از خودمان می‌پرسیم: اصلاً چرا ازدواج کرده‌ایم؟
توی صف با ولع زیادی منتظریم که نوبت‌مان برسد. کافی است کسی از راه برسد و توی صف بزند، تمام شخصیت داشته‌ی‌مان را فراموش می‌کنیم و دست به یقه می‌شویم!
همین که یک روز تعطیل می‌خواهیم کمی بیش‌تر بخوابیم، خریدار لوازم مستعمل با بلندگوی زهوار دررفته‌اش صدای نخراشیده‌اش را توی کوچه رها می‌کند و شیرینی خواب را به زهر مبدل می‌کند، تمام سیستم عصبی‌مان مختل می‌شود و دوست داریم فروشنده را یک کتک مفصل مهمان کنیم!
چه اتفاقی برای‌مان افتاده است یا به قول همان شاعر معروف «به کجا چنین شتابان؟»
نتیجه‌اش این است که هر روز راهروهای دادگاه‌ها شلوغ و شلوغ‌تر می‌شود، جرایم و خشونت افزایش پیدا می‌کند، قتل‌های کاملاً ناخواسته گریبان کسانی را می‌گیرد که حتی فکرش را نمی‌کنیم، هر روز دادخواست طلاق و اصرار برای متارکه برای دلایل ناچیز افزایش پیدا می‌کند و بحران اجتماعی بیخ گوش‌مان وز وز می‌کند و دست آخر از خودمان می‌پرسیم به راستی چه اتفاقی برای‌مان افتاده است در حالی که پاسخ ساده‌ای برای‌شان داریم: صبر و شکیبایی را از یاد برده‌ایم!
شاید همین الآن عصبانی شوید که مگر وقتی گیر یک راننده یا همسایه‌ی بی‌ملاحظه می‌افتیم حق نداریم عصبانی شویم؟
وقتی آلودگی صوتی اعصاب‌مان را به هم می‌ریزد یا شریک زندگی‌مان درک‌مان نمی‌کند حق نداریم...؟
شکیبا باشید! در تمام مثال‌هایی که عنوان شد حق با شماست؛ اما آیا اشتباه طرف مقابل به شما این حق را می‌دهد که صبر و شکیبایی را کنار بگذارید؟
آیا اشتباه‌هایی را که اطرافیان مرتکب می‌شوند با مهار نکردن خشم و عصبانیت می‌توانیم پاسخ بدهیم؟
شاید هیچ‌گاه یک قاتل را از نزدیک ندیده باشید؛ ولی باور کنید دقیقاً مثل من و شما، آدمی‌زاد هستند و شاخ و دم اضافی هم ندارند. افرادی که اکنون به اتهام قتل فردی که حتی بعضاً نمی‌شناسندش منتظر صدور حکم دادگاه هستند.
زندگی مدرنیزه با تبعات خواسته و ناخواسته‌ی بسیاری، دشوار است. «سرعت» اولین ویژگی زندگی مدرنیزه است. تاکنون توجه کرده‌اید که حتی صبر و تحمل منتظر ماندن ثانیه‌های آسانسور را نداریم و با چشم‌مان به رنگ قرمزی که طبقات را می‌شمارد خیره می‌شویم و در دل شماره‌ها را می‌شماریم شاید کمی زودتر آسانسور جلو پای ما توقف کند؟
چون سازندگان اتومبیل‌های روز دنیا هر روز مدل ماشین‌هایی با سرعت بالاتر را ارایه می‌دهند، قطارهای درون‌شهری و برون‌شهری از افزایش سرعت‌شان ابراز خرسندی می‌کنند و حتی به دنبال اینترنتی با سرعت بالاتر می‌گردیم. فراموش کرده‌ایم که سرعت به معنای مهار نشدن نیست و بدون این‌که لحظه‌ای دکمه‌ی «پاز» زندگی‌مان را فشار دهیم به پیش می‌تازیم.
سرعت در همه چیز زندگی ما تأثیر گذاشته است؛ هنر با سرعت آمیخته است. موسیقی که تا دیروز با آرامش همراه بود اکنون با انواع و اقسام نت‌ها و ابزار و آلات شلوغ به سراغ‌مان می‌آید. مسیرها را با عجله طی می‌کنیم و غذا را با سرعت هر چه تمام‌تر می‌بلعیم تا از ولع سرعت عقب نمانیم و به تبع آن فکر می‌کنیم عصبانیت در مواردی که حق را با خود می‌دانیم (و حتی مواردی که نمی‌دانیم) راه‌کار درست و منطقی پیش‌روی ماست؛ ولکن ما بدون آن که بدانیم داریم توسط مدرنیزه شدن بلیعده می‌شویم!
انواع و اقسام آلودگی‌های صوتی و تنفسی آستانه‌ی صبر و شکیبایی ما را کاهش داده است. اگر منزلی در نزدیکی بزرگ‌راه داشته باشید که نسبت به صدای بیرون کاملاً ایزوله نباشد، به وضوح می‌بینید که سر و صدای محیط به مرور بر سیستم عصبی شما تأثیر می‌گذارد و آستانه‌ی صبر و تحمل‌تان را کاهش می‌دهد.
در شگفتم از این‌که دین مکرم اسلام و به‌خصوص مذهب شیعه، هماره از صبر و شکیبایی سخن گفته است و بزرگان این دین خود اسوه‌ی صبر و شکیبایی هستند و ما به راحتی آن را فراموش کرده‌ایم!
گام اول: یاد بگیریم صبور باشیم
اولین گام در کاهش بحران‌های اجتماعی زندگی‌مان این است که یاد بگیریم صبور باشیم؛ حتی در مواردی که حق کاملاً با ماست.
یادگیری صبر احتیاج به هیچ آموزش خاصی ندارد. همین که در ذهن خود صبر و شکیبایی را اولین اقدام هر حرکتی بدانیم، یعنی یاد گرفته‌ایم صبور باشیم.
شکیبایی به ما اجازه می‌دهد با حوصله‌ی بیش‌تری محیط اطراف‌مان را بسنجیم، از رفتارهای شتاب‌زده جلوگیری می‌کند و با تعقل بیش‌تر بهترین گزینه را در اختیار ما قرار می‌دهد.
برای مثال وقتی فردی توی صف می‌زند به جای خشم و عصبانیت کنترل‌نشده می‌توانیم با کمی صبر و شکیبایی به او گوش‌زد کنیم که حرکتش درست نیست.
شاید پیش خود فکر کنید که اگر عصبانیت به خرج ندهید طرف مقابل از حرکت خود باز نمی‌ایستد، در حالی که اغلب اوقات ما تفاوت بین قاطعیت و عصبانیت را نمی‌دانیم. اگر طرف مقابل در عین شکیبایی قاطعیت ما را مشاهده کند، نتیجه‌ی لازم را خواهد داشت؛ اما باز جای این پرسش باقی می‌ماند که وقتی هر دو می‌تواند یک نتیجه را به همراه داشته باشد چه نیازی به این همه خویشتن‌داری است؟
وقتی شما با صبر و شکیبایی کاری را انجام می‌دهید نسبت به عمل و عواقب آن آگاهی کامل دارید. این اعمال شما هستند که در اختیار شما قرار دارند؛ اما در عصبانیت، بر اعمال و رفتار خود کنترل ندارید و این شما هستید که در اختیار اعمال‌تان هستید و گاهی مجبورید تاوان غیرقابل پیش‌بینی اعمال خود را بپردازید.
هم‌اکنون یک تسبیح در دست بگیرید و با ذکر نام یکی از بزرگان دین که در صبر و شکیبایی اسوه بوده‌اند ذکر صبر، مشق کنید. حضرت زینب اسوه‌ی مناسبی است.
گام دوم: آستانه‌ی تحریک عصبانیت‌مان را کاهش دهیم
خیلی چیزها در محیط اطراف‌مان می‌تواند آستانه‌ی تحریک عصبانیت ما را بالا ببرد. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، آلودگی‌های صوتی و تنفسی می‌تواند آستانه‌ی تحریک ما را افزایش دهد.
برای نتیجه‌گیری در گام دوم لازم است بدانیم که چه چیزهایی ما را پریشان می‌کند.
گاه چندین شب بی‌خوابی یا بودن در محیط‌های شلوغ و استرس‌زا آستانه‌ی تحریک عصبانیت‌مان را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود با کوچک‌ترین موضوعی به شدت از کوره در برویم.
بنابراین مواردی که عصبانیت‌تان را افزایش می‌دهد، بیابید و آن را برطرف کنید. برای مثال اگر شما خواب حساسی دارید و با کوچک‌ترین صدایی از خواب بیدار می‌شوید، سعی کنید ساکت‌ترین اتاق را برای ساعات خواب و استراحت خود انتخاب کنید.
قدری هزینه کنید و بهترین کیفیت را برای شیشه‌های دوجداره و عایق‌های ضدصدای محل استراحت‌تان تهیه کنید.
به دامان طبیعت پناه ببرید و اجازه بدهید ریه‌های‌تان قدری هوای پاک و سالم را تنفس کنند.
ورزش کنید و به سلامت‌تان توجه کامل داشته باشید. گاه گرفتگی یک عضله‌ی ساده می‌تواند موجبات عصبانیت شما را فراهم کند.
به تغذیه‌ی‌تان توجه کنید. تحقیقات نشان داده است گرسنگی بر اعصاب مغز تأثیر گذاشته و فرد را عصبی می‌کند. اگر مجبور هستید ساعات زیادی را کار کنید، میان‌وعده‌های سالم را فراموش نکنید. قدری توت خشک و خرما می‌تواند تأثیر فراوانی داشته باشد. البته فراموش نکنید این‌ها تنها میان‌وعده هستند و غذای اصلی به‌خصوص صبحانه را هرگز فراموش نکنید.