معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - بردباری و مدارا در روابط اجتماعی - خالدی سمانه
بردباری و مدارا در روابط اجتماعی
خالدی سمانه
بوق ممتد ماشینها در خیابان توجه همه را جلب میکند. رانندهها از ماشین پیاده میشوند و با یکدیگر دست به یقه میشوند. مسافر خشمگین، درِ خودرو را به هم میکوبد و میرود و راننده سر از پنجرهی ماشین بیرون آورده و فحشی نثار او میکند. در صف نانوایی بحث و جدل بر سر حق تقدم افراد به وجود میآید. مادری در خیابان، کودک لجباز خود را کتک میزند و از این صحنه متأثر میشویم و... همهی ما فراوان از این صحنهها دیدهایم؛ اما چرا این اتفاقها رخ میدهد و رفتار مناسب در روابط اجتماعی با همنوعان چگونه باید باشد؟
از لحاظ فرهنگی، بسیاری از رفتارهای خشونتآمیز، در جامعهی ما طبیعی تلقی میشوند و مردم خود را محق میدانند که به دلیل وجود ناملایمات اجتماعی و مسایلی از قبیل گرانی، تورم، مشکلات اقتصادی، ناملایمات در زندگی خانوادگی و... رفتارهای خشونتآمیز از خود بروز دهند.
چطور میتوان در برابر ناملایمات صبور بود و در سختیها و مشکلاتی که در تعاملات اجتماعی پدید میآید تحمّل پیشه کرد و با مردم مدارا نمود؟
مفهومشناسی «صبر»
صبر به معناى خویشتنداری و پایدارى در مواجهه و رویارویى با علل و عواملى که مانع حرکت انسان به سمت مقصد و مقصود مىشود، از جمله صفات ارزشمندى است که عقل انسانی آن را میپسندد و در آموزههاى دینى، توجه خاصى نسبت به آن مبذول شده است؛ چرا که در سایهی داشتن ویژگى خویشتنداری و پایدارى، انسان مىتواند در عرصههاى مختلف زندگى فردى و اجتماعى، مادى و معنوى، رشد و تکامل کرده و به اهداف خویش دست پیدا کند.
صبر در آموزههای دینی
با توجه به نقش عمده و اساسى که صبر و پایدارى در موفقیت انسان در عرصههاى فردى و اجتماعى، مادى و معنوى و دنیا و آخرت داشته و دارد، خداى سبحان در بیش از هفتاد آیه، واژهی صبر و کلمات همخانوادهی آن را به کار برده است و پیامبراکرم امت اسلامى را به رعایت آن در مراحل مختلف زندگى توصیه و تشویق کردهاند.
حلم و بردباری، از بزرگترین فضایل اخلاقی است که نقطهی مقابل خشم و غضب است.
حضرت علی در نهجالبلاغه میفرمایند:
«فإن الصبر من الایمان کالرأس من الجسد، لا خیر فی جسد لا رأس معه، و لا فی ایمان لا صبر معه؛ مَثَل صبر به ایمان، مَثَل سر نسبت به تن انسان است و همانگونه که تن بیسر خیر و برکتی ندارد، ایمان بدون صبر نیز خیری ندارد.» (حکمت٦٤١).
اتفاقهای نامطلوب زیادی در زندگی روزمره وجود دارد که انسان را به خشم و پرخاشگری در برابر آن وامیدارد و به عکسالعمل شدید و سریع برمیانگیزد. هنگامی که سخن ناروایی دربارهی خود میشنویم، اقدام غیرمنصفانه و ناصحیحی را در مورد خودمان مشاهده میکنیم و در هر موردی که دربارهی ما برخورد جاهلانهای میشود که بهطور طبیعی برانگیزندهی خشم و غضب ماست، با نیروی حلم و بردباری (یعنی تأمّل کردن و عکسالعمل معقول نشان دادن) باید با آن برخورد کنیم.
برخلاف تصور عامه، بردباری به معنای کنار کشیدن و انفعال نیست، بلکه یک فعالیت عقلانی است که فرد بردبار برای رسیدن به اهداف خود از آن بهره میبرد و همگان میدانند که بردباری و خویشتنداری، گاه آنقدر سخت است که با همهی مقبول و پسندیدهبودنش، فقط از عهدهی انسانهای خود ساخته برمیآید و هر کس به آن خو کند، چه در چشم مردم و چه در پیشگاه خداوند، منزلتی والا مییابد.
مفهومشناسی «مدارا»
حتماً بارها این شعر حافظ را شنیدهاید که:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:
با دوستانْ مروت، با دشمنانْ مدارا
اما آیا به طور دقیق با خود اندیشیدهاید که مدارا به چه معناست؟
مدارا یعنی نرمش در رفتار و گفتار و در معامله و تعامل با دیگران و تحمل مخالفتها و دشمنیها و ناملایمات. آنچه که واضح است بردباری و مدارا دو خصلت مشابه هستند که با وجود هم تحقق مییابند. مدارا از آن جهت فضیلت اخلاقی به حساب میآید که باعث سازگاری بین انسانها و همچنین دوام روابط انساندوستانه میشود و این امر خود ناشی از مهار رفتارهای خشونتآمیز است.
مدارا یک فضیلت و رفتار برتر انسانی است؛ زیرا از انسانی صادر میشود که قدرت بروز عصبانیت هم دارد، اما به خاطر بردباری، خشم خود را مهار کرده و رفتار شایسته بروز میدهد. دربارهی مفهوم مدارا به طور کلی میتوان گفت، مدارا عملی است که به مردم اجازه میدهد عقاید یا ویژگیهای رفتاری دیگران را دوست نداشته باشند یا حتی از آنها متنفر باشند؛ اما هیچ نوع اقدام آزاردهنده یا توهینآمیز علیه دیگران انجام ندهند. مدارا اساساً شأن انسان قوی و باکرامت است که در موضع قدرت است و توانایی بروز خشم را هم داشته، امّا از آن اجتناب کرده است، نه فرد ضعیف؛ زیرا فردی که در موضع استیصال و درماندگی قرار دارد و به ناچار سکوت میکند، چارهای جز آن نداشته است.
برای اینکه بتوانیم در مناسبات و روابط اجتماعی خود به شکل شایسته عمل کنیم و بردباری را در خود تقویت کنیم، هم نیازمند خودسازی هستیم و هم نیازمند تمرین و ممارست و مهارتآموزی؛ پس چه خوب است که در سطح جامعه مهارتهای ارتباطی آموزش داده شود و هم اینکه حقوق و تکالیف و پیآمدهای رفتارها در جامعه مشخص باشند و بهویژه به کودکان و نوجوانان آموزش داده شوند.
ضرورت بردباری و مدارا در جامعه
اضطرابهای درونی، خشم، عصبانیت و حتی توهین در همهی جوامع وجود دارد. همهی افراد از بعضی شرایط و موقعیتها در تنگنا بوده و از آن گله دارند؛ اما موضوع مهم اینجاست که افراد مختلف جامعه، به چه مقدار مهارت مقابله با این شرایط را دارند؟ چه میزان توانایی فروخوردن خشم و اضطراب را پیدا کرده و به این نتیجه رسیدهاند که نمیتوانند با توهین کردن یا پرخاشگری، کاری از پیش ببرند.
در مواجهه با شرایط نامساعد روابط بینفردی، افراد یا باید خشم ایجاد شده را در خود هضم کنند یا در شرایط مساعد با فرد مقابل به گفتوگوی منطقی بپردازند. از آنجا که انجام این کار هم روش خاصّ خود را دارد و نیاز به تمرین و ممارست بسیاری دارد و حتی ممکن است بیش از اندازه سخت و طاقتفرسا باشد، اگر افراد ترجیح دهند آن را در قالب خشم و توهین به دیگران منتقل کنند چرخهای از رفتار خشونتآمیز میان افراد رواج پیدا میکند و به مرور همه گرفتار آن میشوند. به این ترتیب هر شهروندی که قدرت فریاد زدن بر سر افراد ضعیفتر یا قدرت امر و نهی کردن به زیردستش را دارد از این کار کوتاهی نمیکند؛ فقط به این دلیل که نمیتواند یا نمیخواهد کمی به خود سخت بگیرد و خشم خود را فروخورد و حرمت طرف مقابل را نشکند. در این میان اگر یک نفر هم پیدا شود که از سلامت روانی برخوردار باشد، باز هم به ناچار در درون این چرخهی معیوب قرار میگیرد. نهایت امر، این میشود که افراد، انرژی و آرامش لازم برای رشد شخصیتی و روانی خود را از کف میدهند و حتی به مرور زمان، احساس نیازی به رشد روانی پیدا نمیکنند و جامعهی انسانی سرشار از درگیریها و ناملایمات میشود که این امر زمینهی بروز و ظهور آسیبهای اجتماعی دیگر خواهد بود.
توجه فراوان قرآن به بردباری به خاطر ارزش دینی و اخلاقی آن است. حلم، یک فضیلت اخلاقی درجهی دوم یا تکمیلی نیست، بلکه یک ضرورت است، ترقی و تعالی و تکامل انسان- چه از جهت مادی و چه از جهت معنوی- جز در سایهی آن امکانپذیر نیست.
اگر بردباری نباشد، سعادت و خوشبختی فرد و جامعه هیچ کدام میسر نمیشود؛ بنابراین صبر، هم یک ضرورت دنیوی است و هم یک ضرورت دینی. چه در دنیا و چه آخرت، پیروزی و رستگاری جز در پرتو بردباری میسر نیست و بردباری و شکیبایی زیربنای تمام فضایل انسانی و ملکات اخلاقی است.
صبر، نمونههای مختلفی دارد که از آن جمله صبر و استقامت در مقابل مشکلاتی است که انسان در مبتلا شدن یا نشدن به آن از خود اختیاری ندارد؛ ولی در دفع آن و مقابلهی با آن، مختار و صاحب اراده است؛ مانند آزار و اذیتی که از سوی جاهلان و سفیهان بر فردی وارد میشود.
خداوند در قرآنکریم بارها و بارها پیامبر را امر به بردباری در مقابل اذیت و آزار زبانی و عملی افراد نادان کرده است. این آیات در حقیقت عاملی است برای ایجاد روحی بزرگ در افراد مؤمن و مسلمان، تا در پرتو آن، با وقار و سنگینی تمام از کنار آزار دیگران گذر کنند: «واصبر علی ما یقولون و اهجرهم هجراً جمیلاً؛ بر طعن و یاوهگویی کافران و تکذیبکنندگان خویش صبور باش و به شیوهای نیکو از آنان دوری گزین.» (مزمّل، آیهی ١٠).
نتایج حاصل از بردباری و مدارا
* تبلیغ عملی دین:
یکی از آثار و فواید بردباری، نیل به مقام محسنین و نیکوکاران است. «واصبر فان الله لایضیع أجر المحسنین؛ شکیبایی پیشه کن که خداوند، پاداش نیکوکاران را فرو نمیگذارد.» (هود، آیهی ١١٥). مؤمن واقعی با رفتار برازنده و بردباری در برابر ناملایمات و بیاحترامیها میتواند دیگران را جذب رفتار و منش خود و بلکه شیفتهی دین خود کند. خداوند به پیامبر دستور بردباری و نرمش در رفتار را میدهد و در آیهی ١٥٩ سورهی آلعمران میفرماید: «[اى پیامبر،] به مِهر و بخشایشى از خداست که براى ایشان نرم شدى؛ و اگر درشتخوى و سختدل بودى، از گرد تو پراکنده میشدند؛ پس، از آنان درگذر و براى ایشان آمرزش بخواه و با آنان در کار [جنگ] مشورت کن و چون بر [کارى] دل بنهادى، بر خدا توکل کن که خدا توکلکنندگان را دوست دارد.»
* آرامش و عزت نفس در زندگی:
امام علی در نهجالبلاغه (حکمت ٣١) فرموده است: «کسی که حلم ورزد، در کار خود، کوتاهی نمیکند و در میان مردم به طرز پسندیده زندگی خواهد کرد.»
یکی از برکات و آثار بردباری، عفو و بخشش است. خصلت عفو از خصال جوانمردان است که موجب استحکام روابط، دوستیها، مهر و محبت خواهد شد.
انسانی که بردبار نباشد، اهل بخشیدن و گذشت نخواهد بود؛ همانگونه که حلم خداوند متعال موجب عفو و بخشندگی اوست.
* تقویت پیوندهای اجتماعی:
یکی از آثار مدارا، رفع کدورت و اختلاف و تقویت انسجام و وحدت ملی است؛ زیرا ریشهی بسیاری از کشمکشها و درگیریها را میتوان در حساسیتهای نابهجا و عدم وجود روحیهی رِفْق و مدارا در جامعه دانست. دوام و بقای اجتماع به عواملی مانند میزان مدارای افراد در برابر جفاها و خطاهای دیگران و روحیهی همکاری، وابسته است. امام علی میفرماید: «با مردم مدارا کن تا از مکر و تزویر آنها در امان بمانی.» (غررالحکم و دررالکلم، ج٤، ص١٥).
از آثار دیگر اینکه بردباری و مدارا موجب افزایش یار و دوست میشود. حضرت علی میفرمایند:
«حلمورزی در برابر نابُردباران، بر یاران انسان میافزاید.» (نهجالبلاغه، حکمت ٢٢٤(.
* راهکارهای تحقق بردباری و مدارا در زندگی اجتماعی:
یکی از مهمترین شیوههای اجرایی و عملی بردباری، کظم غیظ یا همان فرو خوردن خشم است و این امر میسر نمیشود مگر با تمرین و مهارتآموزی و تقویت ایمان و اراده. مدارا مانند صفات پسندیدهی دیگر، اکتسابی است؛ یعنی با تمرین، ریاضت و تلاش میتوان آن را به دست آورد. شاید بسیاری بخواهند به این صفت ارزنده آراسته شوند، اما نمیدانند از چه طریقی میتوان به آن دست یافت! ما در اینجا به ذکر نکاتی میپردازیم که میتواند ما را در تبیین شخصیت انسان بردبار، یاری رساند:
الف) اولین ویژگی بردبار، مؤمن بودن اوست. بردباری واقعی در سایهی ایمان به خداوند و نظارت او و قیامت، تحقق مییابد.
ب) بردبار، اهل رفتار جاهلانه نیست.
ج) بردبار، اهل انتقام نیست.
ح) انسان بردبار، اهل ستم نیست.
خ) بردبار، اهل بخل و امساک نیست.
چ) بردبار، اهل بخشش و گذشت از خطای دیگران و جفای آنها در حقّ خویش است.
از مجموعهی این ویژگیها درمییابیم که صفت بردباری در «زندگی اجتماعی» معنا پیدا میکند. افزون بر آن، انسان بردبار همیشه در صف حق قرار دارد و با او برخورد ناحق میشود. با این حال، این رفتار سبب نمیشود که او از مسیر و روش درست خارج شود، بلکه همیشه با بزرگواری و تحمل، رفتارهای عاقلانه و خداپسندانه از او سر میزند.
بردبار در جامعهی پر از تنش زندگی میکند و ممکن است با او برخورد سفیهانه یا ناصبوری و ناشکیبایی کنند. با این حال، او در مقابل آن رفتارها، آرامش خود را از دست نمیدهد. در مقابل ستم دیگران، اهل بخشش و عفو است و در مقابل بخل دیگران، اهل صبر، گذشت و سخاوت است.
آخرین حرف
باید این واقعیت تلخ را بپذیریم که مردم، همیشه مطابق خواستهی ما عمل نمیکنند و دنیا همیشه بر وفق مراد ما نمیچرخد. قرآن مجید در آیات مختلف بر این نکته تأکید میکند که تغییر شخصیت افراد، فقط از خالق هستی ساخته است؛ پس سعی کنیم افراد را با نقصانهایشان بپذیریم و آرمانپرست و آرزوباف نباشیم.
به این نکته توجه داشته باشیم که ناراحتی در مقابل رفتارهای ناشایست دیگران، مشکلی را حل نمیکند، بلکه اوضاع را وخیم میکند. خشم و خشونت، عصبانیت و لجاجت طرف مقابل را برمیانگیزاند که قطعاً پایان خوبی نخواهد داشت؛ اما احسان و مدارا با دیگران، به حلقهی خشونت پایان میدهد.
اگر با هر اتفاق سادهای، بیهوده خود را ناراحت کنیم، وقت و انرژی خویش را که میتواند صرف امور باارزش و لذت بردن از زندگی شود، از دست دادهایم، بدون آن که نتیجهای از آن گرفته باشیم؛ اما با روش صحیح مدارا، میتوانیم شخصیت خود را در آیینهی رفتار ناموزون دیگران، بازیابیم. مَثَل معروفی است که بارها شنیدهایم: لقمان را گفتند ادب از که آموختی گفت از بیادبان.
انسان، موجودی مختار و آزاد است و براساس این اختیار میتواند گزینههای مختلفی را در روابط اجتماعی برگزیند. اما اگر بخواهیم معیارهای درست و دینی در تعاملات روزمره داشته باشیم، رفتار و سیرهی عملی معصومینعلیهم السلام الگوی مناسبی برای انتخاب گزینههای مختلف در برابر حوادث است و گفتار و رفتار آن بزرگواران بهعنوان انسانهای کامل، بهترین راه و روش رسیدن به کمال انسانی و شیوهی صحیح مدارا با افراد در روابط اجتماعی به شمار میرود.
منابع:
- نوعی، غلامرضا؛ مدارا با مخالفان در قرآن و سیرهی نبوی، رشت: انتشارات مبین، چاپ اول ١٣٧٩.
- قرضاوی، یوسف؛ سیمای صابران در قرآن، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم ١٣٧٨.
- خرمشاهی، بهاءالدین؛ مدارا، نامهی فرهنگ، شمارهی ٢٨، زمستان ١٣٧٦.
- اهمیت مدارا در اسلام (www.rasekhoon.net).
- مدارا با مردم از نگاه دین (www.tebyan.net).
- گروه نویسندگان؛ جوان، هیجان و خویشتنداری، قم: دارالحدیث، دوم ١٣٨٦.