معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٥ - خواب، اختلالات و ساعت بدن - علیزاده زینب
خواب، اختلالات و ساعت بدن
علیزاده زینب
خواب، تعريف و مراحل
«خواب» يک حالت کاملاً طبيعي است که هر شب پس از فعاليت روزانه به وجود ميآيد. در تعريف خواب گفتهاند که حالت ناخودآگاهي است که با تحريکات حسي مناسب، بتوان آن را به بيداري تبديل کرد. در زمان خواب، فشار خون- تا چند ساعت پس از خواب- به تدريج پايين ميآيد و سپس دوباره تا موقع بيداري زياد ميشود. در دو ساعت اول خواب، خون بيشتري در دست و پا جمع ميشود.
به خواب از منظرهاي گوناگون ميتوان نگاه کرد: جسمي، رواني، از ديد ادبيات، تاريخ، فلسفه، اسطوره، پزشکي و... از هرکدام از اين منظرها که به اين پديده بنگريم، بُعد جديدي پيش چشم ما روشن ميشود.
محققان براي خواب، دو مرحله قائل شدهاند:
١- خواب با امواج آهسته که در آن امواج مغزي بسيار آهسته هستند. قسمت اعظم خواب شبانه، از نوع خواب با امواج آهسته است که خوابي عميق و آرامبخش است. اين خواب، بدون رؤياست و تنفس در آن آرام، عميق و منظم است.
٢- خواب با حرکات سريع چشم يا خواب REM
در يک خواب شبانهي طبيعي، دورههاي اين خواب به مدت ٥ تا ٢٠ دقيقه، بهطور متوسط هر ٩٠ دقيقه يکبار ظاهر ميشود. هنگامي که شخص بسيار خسته است، مدت دورهي اين خواب بسيار کوتاه بوده و حتي ممکن است وجود نداشته باشد. از طرف ديگر، به تدريج که شخص استراحت ميکند، مدت دورههاي اين خواب به مقدار زيادي افزايش مييابد. اين مرحله از خواب، معمولاً با خواب ديدن فعال همراه است. بيدار کردن شخص از اين خواب، مشکلتر از خواب با امواج آهسته است. در اين مرحله، تنفس آرام، برهم ميخورد و با نامنظم شدن ضربان قلب و بالا رفتن فشار خون، بستر فيزيولوژيک خواب ديدن، فراهم ميشود. اين حرکات، بهويژه شامل حرکات سريع چشمهاست.
چنان که اشاره شد، رؤيا در اين مرحله اتفاق ميافتد. رؤيا، در واقع همان ادراک انسان از جهان پيرامونش است که با حواس پنجگانه، بهويژه چشم به تصوير درآمده است. در زمان بيداري، انسان بر اثر تماس با محسوسات و از طريق انعکاس آنها به مرکز اعصاب، به درک اشيا ميرسد. براي مثال چشم انسان با رؤيت اشيايي مثل يک دوربين عکاسي، تصوير آن شيء را به مغز ميرساند و مغز بر اساس ترکيب و تطبيق شيئي مرئي با آنچه از پيش در ذهن خود انباشته دارد، باخبر ميشود که بيننده چه چيزي را با چه شاخصهها، آثار و لوازمي رؤيت ميکند. اصل تصويرسازي مغز در رؤيا، به اين دليل ثابت است که نابينايان مادرزاد، در رؤياي خود چيزي نميبينند؛ زيرا ديدن را تجربه نکردهاند. مغز انسان نياز دارد در طول شب به پردازش دوبارهي تصاويري بپردازد که در طول روز ثبت کرده است.
پژوهشگران معتقدند خوابِ مرحلهي رؤيا، در خزندگان وجود ندارد و در پرندگان خيلي کوتاه است؛ اما پستانداران، هر مرحلهي خواب را به درجات و نسبتهاي مختلف دارا هستند.
اختلالات خواب
١- پُرخوابي: خوابآلودگي زياد روزانه، حتي پس از خواب کافي شب، يکي از اختلالات خواب است. در اين حالت، شخص ابتدا احساس سنگيني کرده و سپس در هر محل يا جاي غيرمناسبي به خواب ميرود. اين حالت، بدون پيشآگاهي بوده و ممکن است چند مرتبه در روز اتفاق بيفتد و علت آن هم، به هم خوردن نظم مراحل خواب است و پس از حالات هيجاني و فشار عصبي ايجاد ميشود.
برخي دلايل پزشکي ميتوانند باعث پرخوابي شوند؛ از جمله بيمارهايي که ارتباط مستقيمي با پرخوابي دارند، ميتوان به اين موارد اشاره کرد: ديابت، چاقي، افسردگي، سردرد، بيماريهاي قلبي و کمکاري تيروييد. علاوه بر اين موارد، ايست تنفسي در خواب نيز، نوعي ناهنجاري است که موجب ميشود نفس افراد در مدت خواب بهطور لحظهاي متوقف شود و در پي آن فرد نياز بيشتري به خواب احساس کند؛ چرا که چرخهي معمولي خواب دچار اختلال ميشود.
عوارض پرخوابي:
پرخوابي، بهطور شگفتانگيزي عوارض منفي جسمي و روحي در پي دارد. عوارض جسمي آن، انرژي کم، اختلالات حافظه و از اين قبيل مشکلات هستند و از جمله عوارض روحي آن اين است که وقتي فرد زياد ميخوابد، بدون شک زماني را که ميتواند به کار خلاقانه و مفيد اختصاص دهد، از دست داده است؛ بنابراين، زماني که بيدار ميشود و ميبيند وقت خود را بيهوده در خواب گذرانده، احساس ناخوشايندي خواهد داشت.
٢- بيخوابي: بيخوابي يا کمخوابي، يکي ديگر از حالات غيرطبيعي و اختلالات خواب است. کمبود خواب تنها به معناي اينکه فرد مدتزمان کوتاهي خوابيده باشد، نيست؛ بلکه عميق نبودن خواب شبانه را هم در بر ميگيرد که بيدار شدن را سخت ميکند و فرد صبح تا ديروقت در رختخواب ميماند. بيخوابي، به صورت اِشکال در شروع يا ادامهي خواب و نيز لذتبخش نبودن آن، نمود مييابد. تحقيقات نشان ميدهد که نود درصد افراد، در دورههايي از زندگي خود به اين مشکل دچار ميشوند.
بيخوابي ممکن است دلايل جسمي و گاه روحي رواني داشته باشد. از عوامل جسمي ميتوان به داروهاي مخدر، خستگي شديد، مسموميت و ضايعات مغزي و کهولت اشاره کرد و عوامل رواني آن داشتن شخصيت عصبي، تشويش، نگراني و رؤياهاي وحشتناک است.
عوارض بيخوابي:
اشکال در يادگيري و معطوف کردن توجه به يک موضوع، بيماري قلبي، چاقي، اختلالات خلق و خو و نقص ايمني، از جملهي عوامل بيخوابي است.
پژوهشگران معتقدند، محروميت مزمن از خواب، ممکن است از طريق تغيير سوخت و ساز بدن، باعث بروز اضافه وزن شود. کمبود خواب، سطح لپتين (هورموني که اشتها را مهار ميکند) را ميکاهد و ميزان گرلين (هورمون تحريککنندهي اشتها) را ميافزايد؛ بنابراين، در مجموع فرد به خوردن غذا ترغيب ميشود.
٣. راه رفتن در خواب: اين حالت به صورت راه رفتن و انجام کارهايي در طي خواب که ناآگاهانه توسط فرد انجام ميگيرد، بروز ميکند. از عوامل آن، به داشتن شخصيت هيستريکي يا مبتلا بودن به حالات عصباني و کشمکشهاي رواني و واخوردگي اشاره کردهاند.
ميزان خواب لازم براي افراد
مقدار خواب مورد نياز، بستگي به وضع جسماني و عادات خواب شخص دارد. ميزان خواب مورد نياز هر کسي، بهطور چشمگيري در طول عمرش فرق ميکند و به ويژگيهايي مثل سن، ميزان فعاليت، سلامت عمومي و عادتهاي زندگي او بستگي دارد. براي مثال افراد در دوران افسردگي، بيماري يا مصرف داروهاي خاص، نياز بيشتري به خواب احساس ميکنند. متخصصان توصيه ميکنند که يک فرد بزرگسال عادي و سالم، بهتر است خواب شبانهاي حدود هفت تا نه ساعت داشته باشد.
بهطور کلي، بزرگسالان به ازاي هر دو ساعت بيداري به يک ساعت خواب نياز دارند. البته برخي افراد به خواب بيشتر و بعضي به خواب کمتر نيازمندند. اين بدان معناست که انسان بهطور متوسط، به هشت ساعت خواب نياز دارد. کودکان و نوجوانان بهطور متوسط به ده ساعت خواب احتياج دارند. نوزادان چند برابر مدت بيداريشان ميخوابند.
مغز، ساعتهاي کمخوابي را که بايد جبران شود، دقيقاً ثبت ميکند. اگر فرد يک ساعت کمتر از ميزان خواب کامل شبانه بخوابد، در روز بعد يک ساعت بدهي خواب دارد و تمايلش براي خوابيدن در طول روز بيشتر ميشود.
محققان دريافتهاند که ميان خواب کوتاهمدت و مرگ، رابطهي معناداري وجود دارد. پس از سالها تحقيقات، معلوم شد که نياز به خواب در افراد متفاوت است؛ اما بهطور متوسط کساني که حدود هشت ساعت در شب ميخوابند، عمر طولانيتري خواهند داشت. نتيجهي جالب ديگر اين بود که افراد بزرگسالي که هر شب ده ساعت يا بيشتر ميخوابيدند، عمر کوتاهتري داشتند. کساني که شبها کمتر از حد لازم ميخوابند، کمتر احساس رضايت و خشنودي ميکنند، بيشتر اضطراب دارند و از سستيهاي جسماني و يا ضعف روحي که خود عامل اصلي بيماريهاي جسماني است، رنج ميبرند.
همراه با ساعت زيستي بدن
در بدن ما، ساعت دقيق و شگفتانگيزي وجود دارد که ميزان خواب و بيداري را تنظيم و بسياري از فرآيندهاي بيوشيميايي بدن را هماهنگ ميکند. همين ساعت بيولوژيک، با کارکرد دقيق و حيرتانگيز، سبب ميشود اغلب افراد، چند دقيقه قبل از اينکه ساعت آنها زنگ بزند، بيدار شوند. براي داشتن خوابي راحت و کافي، بايد به ساعت بيولوژيک بدن خود توجه کرد؛ اگر فردي سحرخيز است، براي جبران کمبود خواب، بايد شبها زودتر بخوابد. کساني که شبها نميتوانند زود بخوابند، بايد براي جبران کمبود خواب خود، صبحها ديرتر بيدار شوند.
بيشتر افراد در طول روز، در دو زمان از حداکثر هوشياري برخوردارند؛ يکي حدود ٩ صبح و ديگري حدود ٩ شب. هوشياري انسان، حدود ساعت ٣ بعد از ظهر به پايينترين حد خود ميرسد و بعد مجدداً افزايش مييابد. بدين ترتيب، کساني که در طول روز به سختي کار ميکنند، عليرغم کمبود خوابي که دارند، اغلب هر شب همان ساعت، احساس هوشياري ميکنند؛ اين هوشياري که وابسته به ساعت بيولوژيکي بدن است، ما را به اشتباه مياندازد؛ بهطوري که فکر ميکنيم نياز خواب خود را به اندازهي کافي برآوردهايم.
شرط لازم براي داشتن يک خواب خوب، همراهي با اين ساعت زيستي است. بيدار شدن در يک ساعت خاص، به تنظيم ساعت زيستي بدن کمک ميکند و فرد را قادر ميکند تا هميشه در همان ساعت خاص بيدار شود.
منابع:
١- فاطمه خواجويفر، «آيا به اندازهي کافي ميخوابيد؟» بهداشت جهان، سال چهاردهم، شمارهي اول و دوم، پاييز ١٣٨٠.
٢- حسن امين، دايرةالمعارف خواب و رؤيا، تهران: دايرةالمعارف ايرانشناسي، ١٣٨٤.
٣- ياسر مالي، درمان بيخوابي، مجلهي نوين پزشکي، ١٥ مهر ١٣٨٠.
٤- فريدون ممقاني، ارتباط خواب کافي با سلامت بدن، تغذيه و سلامتي ٥٠، تير ١٣٨٦.
٥- http://hamshahrionline.ir