پگاه حوزه
(١)
خليج فارس و رقابتهاي بينالمللي - نوری امیرحسین
١ ص
(٢)
عقلانيت تفاهمي يا عقلانيت تفهيمي - فیاض ابراهیم
٢ ص
(٣)
لويه جرگه، نهاد سنت، توقعات امروزي - امیری اسدالله
٣ ص
(٤)
جهانيسازي و فرايند انهدام ساختارهاي مدني - نوروز مهدی
٤ ص
(٥)
كجروي و ناهنجاريهاي اجتماعي؛ عوامل و راهكارها - راه چمنی محمد رضا
٥ ص
(٦)
مفاهيم و درون مايههاي استقلال در تطبيق با عوامل و زمينهها - مرتضوی همایون
٦ ص
(٧)
پديدارشناسي و گرايش توصيفي ـ تبييني در دين پژوهي - جعفری محمد
٧ ص
(٨)
نگرشي بر هويت و ماهيت جنبشهاي اسلامي قرن بيستم -
٨ ص
(٩)
چالشهاي روشنفكرانه در بسترهاي ديني و فرهنگي -
٩ ص
(١٠)
شناخت هماننديها و تمايزات در قلمرو علم و دين -
١٠ ص
(١١)
رايانه، اينترنت و منطق روايت گرايي در حوزههاي ديني - رنجبر مقصود
١١ ص
(١٢)
رهيافتي به نظرات صدرالمتالهين - فرجی علیرضا
١٢ ص
(١٣)
مدينة النبي با قطار پوپر -
١٣ ص
(١٤)
جنگ و روايتي ديگر از جنس فرامتنها - حقی پور رحمت
١٤ ص

پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - رهيافتي به نظرات صدرالمتالهين - فرجی علیرضا

رهيافتي به نظرات صدرالمتالهين
فرجی علیرضا

همايش بزرگداشت فيلسوف بزرگ ايراني، صدرالمتالهين (ملاصدرا) باحضور ١٣٠٠نفراز صاحب‌نظران مسايل فلسفي واساتيد دانشگاه در روزهاي اول ودوم خرداد ماه در تهرا ن برگزار شد. صدرالدين محمد شيرازي ملقّب به صدرالمتألهين درسال ٩٧٩ ه··.ق. درشيراز و در خانواده‌اي متمكن كه در احسان و نيكوكاري نيز شهره بودند، به دنيا آمد. ملاصدرا يكي از بزرگ‌ترين فيلسوفان ايران وبلكه جهان مي‌باشد، هم چنان كه در تفسير و حديث نيز سرآمد است. وي پايه گذار مكتبي است كه به آن «حكمت متعاليه» مي‌گويند.ملاصدرا فلسفه‌اي جديد وبرتر را بنا گذاشت كه درعين حال برتري فلسفي ، حكمت قرآني واسلامي نيز درآن تجلي دارد وبه سبب همين برتري وي درعلوم عقلي است كه او را صدرالمتألهين لقب دادند. وي سرانجام در سال ١٠٥٠ه··.··ق درسفر حج دربصره دارفاني را وداع گفت و درحرم امام علي(ع) به خاك سپرده شد.
عبدالله شكيبا، استاد فلسفه‌ي دانشگاه شهيد بهشتي درسخناني با عنوان «فلسفه از ديدگاه صدرالمتألهين» با اشاره به اينكه نمي‌توان ازفلسفه كه نتيجه‌ي تفكر آدمي درباره‌ي نظام هستي وشناخت آن است، چنان تعريف فراگيري ارايه كرد كه همه‌ي مكاتب فلسفي را دربرگيرد، گفت: ملا صدرا محور اصلي حكمت را شناخت حق تعالي ونفس آدمي وآخرت دانسته ومعتقد بود كه آدمي براي شناخت حقيقت ورسيدن به درجات كمال، بايد علاوه برعقل آگاهي، بادل آگاهي وعرفان به شناخت حق وملكوتش برسد.وي اضافه كرد:صدر المتألهين برترين شناخت راشناخت حق تعالي و صفاتش و شناخت موجودات او و نيز باز گشت به او دانسته و تأكيد مي‌كند كه خودشناسي وشناخت نفس آدمي كه حكمتي نوري، ذاتي وروحاني وفروغي الهي وملكوتي است، اساس حكمت ومنشأ سعادت و نيك‌بختي است.
دكتر علي الله بداشتي، عضوهيأت علمي دانشگاه مفيد نيز طي سخناني درباره‌ي مسأله‌ي شر درفلسفه‌ي معاصر وپاسخ آن از ديدگاه صدرالمتألهين، گفت: مسأله‌ي شر، يكي از موضوعاتي بوده كه از دير باز نزد متفكران در نظام‌هاي فلسفي شرقي و غربي مورد توجه بوده‌است. درفلسفه‌ي فكري ايران باستان نيز چون ساحت اهورامزدا را از شر آفريني منزه دانسته‌اند، شر رابه اهريمن نسبت داده‌اند. وي سپس بااشاره به اين كه درفلسفه‌ي يونان باستان سقراط، افلاطون وارسطو،آنجا كه از خير اعلي وخير اخلاقي سخن گفته‌اند،مسأله‌ي شر را مورد بررسي قرار داده‌اند ،افزود: مسأله‌ي شر درفلسفه‌هاي اسلامي ومسيحي مطرح بوده واز جمله در اروپاي بعد از رنسانس نيز پرسشگري در مورد مسأله‌ي شر، رواج داشته است.
دكتر بداشتي پس از تحليل معنايي، هستي شناسي وروان شناختي مسأله‌ي شر و نيز بيان آراي متفكران در اين زمينه، نتيحه‌گيري كرد:خير در عالم هستي غايت بالذات و شر، مطلوب بالعرض است.
وي خاطر نشان كرد: آنچه از خداي عالم، قادر و خير خواه مطلق صادرمي شود، خيرات وجودي است و شر، مجهول بالعرض واز تصادمات وضيق وجود خاص عالم طبيعت است.
استاد دانشگاه مفيد قم تصريح كرد: موجودات عالم يا وجودشان خير محض است و يا خيرشان غالب بر شرشان است وچيزي كه شر در وجودش غالب يا مساوي با خيرش يا شرمحض باشد، درملك خداي سبحان جايي ندارد. وي ياد آور شد :نگاه انسان به هستي، جهان وانسان دخالت تام درتفسير مااز خير و شر امور دارد وچه بسا چيزي را شر بدانيم كه درواقع خير باشد و بالعكس .وي با اشاره به اين كه بسياري از شرور و ناملايماتي كه در دنيا يا آخرت برما مي‌بارد ،نتيجه‌ي اعمال ورفتار خودمان است ، افزود: جهان فعلي باتمام پستي وبلندي‌هايش به «برهان لمي» بهترين نظام ممكن است.
دكتر منوچهر صانعي‌دره‌بيدي، استاد دانشگاه شهيد بهشتي نيز درمقاله‌اي باعنوان «از فعاليت نفس در نظر ملا صدرا تا خلاقيت عقل درنظر كانت» با اشاره به اكتشاف همزمان در فلسفه‌هاي صدرا ،دكارت وگسترش اروپايي آن در فلسفه‌ي كانت افزود: مقارنت وهمزماني برخي رويدادهاي تاريخي در مكان‌هاي مختلف، حيرت انسان را درمورد روح تاريخ برمي‌انگيزد. وي گفت: براساس شواهد تاريخي، لايب نيتس و نيوتن بدون اطلاع از كار يكديگر و با حدود چهارسال فاصله ،حساب انتگرال راكشف كردند. وي هم چنين يادآور شد: تقسيم قضايا به تحليلي وتأليفي كه ازاكتشافات مهم فلسفي درعصر جديد است، درفلسفه‌ي دكارت تأسيس شد، درفلسفه‌ي لايب نيتس گسترش يافت و در فلسفه‌ي كانت به نتايج عظيم فلسفي رسيد؛ اما همزمان باكشف اين تمايز دراصول فلسفه‌ي دكارت درقاره‌ي اروپا، تقسيم قضايا به اولي ذاتي وشايع صناعي در فلسفه‌ي ملا صدرا نيز انجام گرفت؛ تقسيمي كه شباهت تام وتمام به تقسيم اروپايي دارد.
استاد فلسفه‌ي دانشگاه شهيد بهشتي اضافه كرد: كشف فاعليت يا فعاليت نفس گرچه سابقه‌ي تاريخي آن شايد به ارسطو برسد و اگر چه شايد بتوان سابقه‌ي آن را در فلسفه‌ي ابن سينا هم يافت ؛ اما به طور حتم در فلسفه‌ي ملاصدرا شكوفا شد وهمزمان باآن در تفكر غرب از كوجيتوي دكارت سر برآورد ودرفلسفه‌ي كانت به فاعليت وخالقيت عقل انجاميد. وي ياد آور شد:در نظر ملا صدرا وابن سينا درفلسفه‌ي اسلامي ونيز دكارت و دكارتيان و كانت در فلسفه‌ي غرب، «نفس» جوهري است آگاه و فعال.
دكتر صانعي‌دره‌بيدي در پايان تأ كيد كرد: فعاليت نفس كه در عصر جديد به تحولات عظيمي در فرهنگ غرب منجر شد، در آراي ملا صدرا ودكارت مطرح گرديد ودرفلسفه‌ي كانت بسط يافت.
دكتر محمد خوانساري نيز سخنران بعدي همايش بزرگداشت ملا صدرا بود كه در سخناني درخصوص وحدت وجود از ديدگاه صدرالمتألهين گفت:حواس گوناگون؛ بلكه هرحس به تنهايي كثرت ها واختلاف‌ها رابه ما عرضه مي‌كند؛ اما عقل بر آن است كه به موهبت تجريد و تعليم ،از اين كثرات بگذرد وبسياري از اين امور متنوع وگوناگون را به يك اصل باز برد تادر وراي اين همه تشتت وپراكندگي، به حقيقتي واحد دست يابد.
وي با اشاره به اين كه عقل به اقتضاي گرايش وحدت جويي ،پيوسته ما را به وحدت رهنمون مي‌كند ،افزود: گرايش به وحدت جويي يكي از عرض هاي خاص انسان است وكشف هر قانون يا فرمول علمي نيز در واقع تبديل كثرت به وحدت است.
دكتركريم مجتهدي،استاد فلسفه‌ي دانشگاه تهران يكي ديگر از سخنرانان اين همايش بود كه درسخنراني خود به بحث درباره‌ي اين موضوع كه «به چه معنا مي‌توان ميان تفكر ملاصدرا و فلسفه ي هگل به رابطه‌ي عموم وخصوص من‌وجه قائل شد» پرداخت و گفت: براي جامعه‌ي فرهيخته‌ي ايراني، ملاصدرا نه فقط مظهر وحدت فرهنگي كشور؛ بلكه مكتب و آثار او مي‌تواند امكانات يك فرهنگ اصيل رافراهم كند تاضمن حفظ سنت ،اصالت تفكر آينده و فعليت آن راتضمين كرد. وي افزود: فلسفه‌ي هگل نيز هميشه در غرب فائق نبوده و در نزد برخي از اخلاف ناخواسته‌ي او، انحطاط فكري انكارناپذيري پيدا شده است؛ اما درعين حال دايره‌ي شمول موضوعات مورد بحث هگل و قدرت عقلي مكتب نظام‌مند خاص او بركسي پوشيده نيست.
وي تصريح كرد: اگر چه فكر هگل وملاصدرا درمقدمات ونتايج با يك‌ديگر كاملامتفاوت بوده وحتي مغاير هستند؛ اما دربرخي از زمينه‌ها به خصوص درمسأله‌ي زمان وصيرورت مي‌توان به نحو موجه مقايسه‌هايي را درافكار آن‌ها به عمل آورد .
دكتر مجتهدي گفت: مقايسه‌ي بين اين دو فيلسوف بزرگ الزاماً به منظور اثبات نظر يكي به ضرر نظر ديگر نيست؛ بلكه احتمالاً بتوان باتأمل دقيق در افكار يكي از آن دو،آن ديگري رانيز بهتر فهم كرد.
وي خاطر نشان كرد: بدون اين كه به نحو عرضي به جمع آوري مفاهيم مشابه و يا مغاير بپردازيم، بهتراست با سعي درگسترش نظرگاه خود به درجات ارتقايي طولي بيش‌تر دست بيابيم كه اين مساله عين فرهنگ سازي است.
دكتراعلاتوراني، استاد فلسفه‌ي دانشگاه الزهرا نيز در خصوص «الهيات نظام‌مند درآثار صدرالمتألهين و نيايش» گفت: مك كواري دركتاب مبادي الهيات مسيحي معتقد است كه الهيات نظام‌مند يك نوعِ جديد از الهيات است كه داراي ويژگي‌هايي است؛ از جمله اين كه از تنظيم واجزاي مقوم علم الهي برخوردار است، با ساير علوم ومعارف بشري نسبت دارد.و نيز رابطه‌ي بين علم الهيات و علو م ديگر را تحكيم مي‌بخشد.
وي افزود: مك كواري، الهيات سيستماتيك را به سه قسم الهيات فلسفي - عقلاني، الهيات جزمي والهيات اعمالي و اطلاقي تقسيم مي‌كند.وي خاطر نشان كرد كه درآثار اسلامي نيز براي الهيات اقسامي ذكر شده است كه عبارتند از: الهيات معقول يا كلام عقلي، الهيات منقول يا كلام نقلي ،الهيات عرفاني يا شهودي، الهيات عملي (سيرو سلوك) والهيات طبيعي كه سير در آفاق وانفس است.
دكتر توراني هم چنين گفت: خواجه نصيرالدين طوسي ابتدا با بحثي كه درباره‌ي وجود مطرح كرده، علم كلام عقلي را نظام‌مند وسپس ازطرح بحث وجود، مباحثي چون عصمت ولطف راناشي از وجود وكمالات آن مي‌داند.
درادامه‌ي اين‌همايش خانم نسرين سراجي پور ،كارشناس مسايل فلسفي به بحث درباره‌ي «حركت و تغيير درنظرات ملاصدرا ولايب نيتس» پرداخت و گفت: درتفكر ملاصدرا دو نوع جوهر داريم: جوهر جسماني وجوهر غير مادي كه حركت وتغيير از ويژگي هاي جوهر جسماني است ؛ اما در تفكر لايب نيتس يك نوع جوهر وجود دارد، باعنوان مناد((monadكه حركت نيز مختص مناد است.
وي افزود: درنظرات‌اين دو فيلسوف مشابهت‌هايي وجود دارد؛از جمله اين كه حركت در هر دو تفكر، خصيصه‌ي ذاتي و دروني جوهر است، حركت، خصلت عمومي جوهر است وحركت عرضي به تبع حركت ذاتي مي‌باشد.
سراجي پور، دروني بودن علت حركت ،مستمر و دايمي بودن حركت و در عين حال تدريجي بودن آن، تكاملي و توام باتغيير و خلق جديد، غايت بودن خدا درحركت و نيز بي معنا بودن سكوت را از ديگر مشابهت‌هاي اين دو فيلسوف ذكر كرد.
دكتر طوبي كرماني استاد فلسفه‌ي دانشگاه تهران يكي ديگر از سخنرانان اين همايش بود كه طي سخنان با عنوان «اصالت وجود درحكمت متعاليه واصالت وجود درغرب» گفت: اصالت وجود حكمت متعاليه برتمايز صريح ميان مفهوم وجود و حقيقت آن مبتني است و مفهوم وجود را بديهي و حتي قول به بداهت آن رانيز بديهي مي‌داند كه اين همان سخن مارتين هايدگر است كه مي‌گويد: مفهوم وجود به معناي ما تقدم فعل بودن، مطلقاً بديهي است و اصلي‌ترين و اولين مفهوم براي تمام انسان ها به شمار مي‌رود.
وي افزود: درفلسفه‌ي اسلامي برخلاف جريان فلسفي غرب، ميان وجود و موجود، خلط نشده و موجود همواره از فعل وجود متمايز بوده است.
وي هم چنين يادآور شد: هايدگر هم چون حكماي صدرايي شيفته‌ي مفهوم وجود است.
دكتر سيد محمد انتظام، عضو هيات علمي دانشگاه مفيد نيز در مقاله‌اي با عنوان «علم خداوند از ديدگاه ابن‌سينا،شيخ اشراق و ملا صدرا »گفت: مباني فلسفي اين سه فيلسوف دال بر وجود واجب الوجود تعالي است كه صرف ، بسيط، كامل و نامتناهي است و در مرتبه‌ي ذات ، فاقد هر گونه نقص و داراي كمالات است. وي افزود: تلاش ابن‌سينا، شيخ اشراق و ملاصدرا براي اثبات علم خداوند درمسيرهاي متفاوت و براساس اصول خاص مكتب فكري‌شان صورت گرفته و چه بسا كه اين تفاوت مسيرها باوجود داشتن هدف مشترك، هر سه را به هدف اوليه رهنمون نشده باشد.
وي بااشاره به اين كه علم خداوند درسه مرحله‌ي علم به ذات، علم به مخلوقات پيش از ايجاد و نيز علم به مخلوقات پس از ايجاد قابل طرح است، به تفكيك به بررسي آثار اين سه حكيم پرداخت.
فرح رامين، عضو هيأت علمي دانشگاه مفيد نيز درباره‌ي «حركت از ديدگاه صدرالمتألهين و هگل» گفت: مباني و مقاصد اين دو فيلسوف كاملا متفاوت است؛چرا كه هگل فيلسوف نظام سازي مي‌باشد كه تمام سعي او براين است كه با دستگاه فلسفي و حدود دويست مقوله‌اي كه ارايه مي‌كند، تمام علوم زمانه را تبيين نمايد و به دليل نخستين جهان دست يابد، دليلي كه متاثر از اسپينوزا است كه خدا و طبيعت رايك چيز مي‌داند.
وي افزود: اما ملاصدرا فيلسوفي است كه دغدغه‌ي دين دارد و درپي مباني و مقاصدي است كه واجب الوجود و علت العلل هستي رااثبات كند ؛ خدايي كه درلحظه لحظه‌ي هستي حضور دارد واگر نازي كند، درهم فرو ريزد قالب‌ها.