پگاه حوزه
(١)
خليج فارس و رقابتهاي بينالمللي - نوری امیرحسین
١ ص
(٢)
عقلانيت تفاهمي يا عقلانيت تفهيمي - فیاض ابراهیم
٢ ص
(٣)
لويه جرگه، نهاد سنت، توقعات امروزي - امیری اسدالله
٣ ص
(٤)
جهانيسازي و فرايند انهدام ساختارهاي مدني - نوروز مهدی
٤ ص
(٥)
كجروي و ناهنجاريهاي اجتماعي؛ عوامل و راهكارها - راه چمنی محمد رضا
٥ ص
(٦)
مفاهيم و درون مايههاي استقلال در تطبيق با عوامل و زمينهها - مرتضوی همایون
٦ ص
(٧)
پديدارشناسي و گرايش توصيفي ـ تبييني در دين پژوهي - جعفری محمد
٧ ص
(٨)
نگرشي بر هويت و ماهيت جنبشهاي اسلامي قرن بيستم -
٨ ص
(٩)
چالشهاي روشنفكرانه در بسترهاي ديني و فرهنگي -
٩ ص
(١٠)
شناخت هماننديها و تمايزات در قلمرو علم و دين -
١٠ ص
(١١)
رايانه، اينترنت و منطق روايت گرايي در حوزههاي ديني - رنجبر مقصود
١١ ص
(١٢)
رهيافتي به نظرات صدرالمتالهين - فرجی علیرضا
١٢ ص
(١٣)
مدينة النبي با قطار پوپر -
١٣ ص
(١٤)
جنگ و روايتي ديگر از جنس فرامتنها - حقی پور رحمت
١٤ ص

پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - خليج فارس و رقابتهاي بينالمللي - نوری امیرحسین

خليج فارس و رقابت‌هاي بين‌المللي
نوری امیرحسین

ارتباط و درهم‌آميختگي بين مفاهيمي؛ چون اقتصاد و سياست و مفاهيمي ديگر؛ چون فرهنگ و قدرتِ نظامي در دنياي امروز، آن‌چنان محكم و غيرقابل گسست است كه تمايز بين اين مفاهيم را ازجمله‌ي امور دشوار قرار داده است. امروزه نگاه به سياست بدون گذر بر حوزه‌ي اقتصاد نتايج و برآيندي عقيم در پي خواهد داشت. واقعيت جهان امروز ثابت كرده است كه قدرت نظامي و سياسي در خدمت فرصت‌هاي اقتصادي است و روابط بر پايه‌ي منافع اقتصادي تعيين و مرزبندي مي‌شوند و در اين ميان منافع اقتصادي است كه علاقه‌مندي، يا بي‌رغبتي كشوري را نسبت به كشور ديگر رقم مي‌زند و گويي كه قدرت نظامي، اطلاعاتي و سياسي به صورت ابزار و پشتوانه‌ي دستيابي به امتيازات اقتصادي و ثروت بيشتر درآمده و قدرت سياسي و نظاميِ هر كشور در گرو پويايي اقتصاد آن كشور است.
نيازهاي اقتصادي و سعي براي تأمين رفاه، باعث شده تا كشورها به طمع جلب همكاري كشورهاي ديگر در زمينه‌هاي صنعتي و تكنولوژيكي مجبور به واگذاري امتيازاتي در عرصه‌ي سياسي و فرهنگي به آنها شوند. از سوي ديگر وجوه همكاري و رقابت، به‌سادگي در نظام بين‌المللي قابل تفكيك نيست. فرايندهاي مبارزه، رقابت و همكاري كه همواره از عناصر اصلي روابط بين‌الملل محسوب مي‌شوند، به شكلي فزاينده به استعداد كشورها براي توليد ثروت و نوآوري تكنولوژيك و نيز حمايت از مؤسساتي معطوف شده است كه توانايي سازگاري سريع با محيط در حال تحوّل را دارند.
امروزه كشورها و رهبران آنها بيش از هر زمان ديگر در امور داخلي يكديگر درگير شده‌اند و از آنجا كه رفتارها و پيامدهاي آن در پشت مرزهاي ملّي محدود نمي‌ماند، تصميم‌گيري در مورد تعداد هرچه بيشتر مسايل بايد در صحنه‌ي بين‌المللي صورت گيرد. در همين چارچوب منطقه‌ي خاورميانه و خليج فارس، به‌ويژه كشور «جمهوري اسلامي ايران» موقعيّتي خاص و استراتژيك براي كشورهاي صنعتي و پيشرفته‌ي جهان دارد. غرب تحقّق روياهاي خود را در گرو دستيابي به منابع فراوان اين منطقه مي‌داند و براي تعبير آن تاكنون از هيچ كوشش و سياستي دريغ نكرده و از اين پس نيز فروگذار نخواهد كرد.
اهميت اين نقطه از جهان و منابع سرشار آن، به حدي است كه رقابتي فشرده را بر سر دستيابي به اهرم‌ها و ابزارهاي بهره‌برداري از اين منابع ايجاد كرده است. ارزش و اهميت منطقه‌ي خليج فارس به دليل تجديد اهميت مناطق ژئواكونوميك است كه در نظام نوين جهان اين مناطق جايگاه ويژه‌اي را در جامعه‌ي بين‌المللي به خود اختصاص داده و تلاش كشورها در اين نظام، معطوف به رقابت بر سر منابع ثروت و قدرت دسترسي به منابع آن خواهد شد.
به عبارت ديگر، در منطقه‌ي خليج فارس ارزش‌هاي ژئواكونوميكي و بستر موقعيت ژئوپليتيكي بسياري نهفته و جايگاه خود را باز يافته است. مؤلف كتاب «تكاپوي جهاني» مي‌نويسد: «هر كه اين قلعه را در دست داشته باشد، برتري بزرگي خواهد داشت... ظرف ١٠ سال هر كه بر عربستان و خاورميانه مسلّط باشد، بر همه‌ي قاره‌ي اروپا مسلط خواهد بود...»(١)
بنابراين در شرايط نوين جهاني،نه تنها عوامل ژئوپليتيك منطقه‌ي خليج فارس و در كانون آن موقعيت ژئواكونوميك، از حيّز انتفاع ساقط نمي‌شود، بلكه بر اهميت آن نيز افزوده خواهد شد، چرا كه در محيط جديد بين‌المللي پس از جنگ سرد، رقابت شديد اقتصادي بر سر منابع قدرت، ثروت و بازارهاي اقتصادي در بين قطب‌هاي مهم جهاني، تشديد خواهد شد و در اين بين، منطقه‌ي خليج فارس بيش از پيش جايگاه واقعي خود را در نظام نوين بين المللي و سياست خارجي غربي‌ها، بويژه امريكا، بازخواهد يافت، بطوري كه «اگر جهان دايره‌اي باشد كه بخواهيم مركز آن را بيابيم، به خوبي مي‌توان دريافت كه اين مركز، خليج فارس است ؛ از اين رو براي حفظ ثبات و سلامت اقتصاد جهان، امروزه منطقه‌اي به اهميت خليج فارس وجود ندارد.»(٢)
بنابراين منطقه‌ي خليج فارس جايگاهي اساسي در بازار انرژي دنيا خواهد داشت. پيش‌بيني مي‌شود سهام منطقه‌ي خليج فارس در توليد جهاني نفت از ٧/٢٥ درصد در سال ١٩٩٦ به ٩/٤٠ درصد تا سال ٢٠٠٢ افزايش يابد.(٣)
بر اين اساس احتمالاً در آغاز هزاره‌ي جديد وابستگي اقتصاد آسيا، اروپا و امريكا به توليدات نفتي خليج فارس، البته در سطوح مختلف افزايش خواهد يافت. آنگاه از بين كشورهاي منطقه، جمهوري اسلامي ايران درموقعيّتي ممتاز قرار خواهد گرفت. ايران داراي منابع انرژي غني بسياري است كه هزينه‌ي استخراج آن بسيار پايين است و در همين حال بين دو حوزه‌ي عظيم نفتي خزر و خليج فارس قرار گرفته و فراهم بودن امكانات حمل ونقل سريع و آسان و نيز نيروي انساني جوان و بازار گسترده، اين موقعيّت را بيش از هر چيز برجسته ساخته است. ايران با توليد تقريباً ٥ درصد محصول جهاني، پس از عربستان سعودي و نروژ، سوّمين صادر كننده‌ي جهاني نفت به شمار مي‌رود و ١٠ درصد ذخاير اثبات شده‌ي نفت و ١٥ درصد ذخاير گازي جهان را داراست. گذشته از اين، ايران در امنيّت خليج فارس نقش مركزي دارد و دروازه‌ي ورود به حوزه درياي خزر است.(٤)

* پي‌نوشت‌ها در دفتر مجله موجود مي‌باشد.