پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - چالشهاى اتحاديه اروپا در خاورميانه - لفورکی بهزاد

چالش‌هاى اتحاديه اروپا در خاورميانه
لفورکی بهزاد

١. خاورميانه بزرگ و اتحاديه اروپا
گسترش اتحاديه اروپا هم به لحاظ تعداد و هم به لحاظ كشورهايى كه به اين اتحاديه پيوسته‌اند، حائز اهميت است. اين تحول ژئوپليتيك به لحاظ فرصت‌هاى ايجاد شده از رهگذر وضعيت جديد مورد توجه مى‌باشد. اتحاديه اروپا برخلاف سنت ديرين خود به يك باره به سمت شرق گسترش يافته و اين امر عين آفرينش فرصت‌ها، چالش‌هايى را نيز در برابر اتحاديه قرار داده است. اين اتحاديه شامل كشورهايى است كه به خاطر سابقه استعمارى، روابط طولانى با بسيارى از كشورهاى خاورميانه و مديترانه يا خاورميانه بزرگ - اصطلاحى كه در متون جديد اروپا بسيار به چشم مى‌خورد - (١) دارند و در پرتو گسترش اينك قرابت جغرافيايى بيشترى نيز با منطقه يافته است.(٢) در يك نگرش تحليلى، سياست خارجى اتحاديه اروپا در قبال منطقه خاورميانه با چالش‌هايى مواجه است.(٣)
نخست، هنوز سياست خارجى و امنيتى مشترك (CFSP) اتحاديه اروپا از بالندگى لازم در مواجهه با بحران‌هايى بين المللى برخوردار نگرديده و در خصوص موضوعات و مناطق حساس، سياست دول اروپايى از روندهاى ملى بيش از گرايش‌هاى فراملى تبعيت مى‌كند.
دوم، ورود ١٠ كشور اروپاى مركزى و شرقى به اين اتحاديه و تبديل شدن آن به سازمانى با ٢٧ عضو، بر سرعت عمل و كار آمدى سياست خارجى و امنيتى مشترك اتحاديه اروپا تأثيرى باز دارنده داشته و زمينه را براى مداخله و تأثير گذارى برخى از قدرت‌هاى بزرگ همچون ايالات متحده آمريكا در تحولات اروپا و سياست خارجى آن فراهم كرده است.
سوم، خاورميانه بزرگ به لحاظ جغرافيايى و نيز موضوعى، از گستره مفهومى وسيعى برخودار است. از نظر جغرافيايى، حداقل در تعريف اروپايى آن، اين منطقه چندين خرده سيستم منطقه‌اى شامل كشورهاى واقع در حاشيه خليج فارس و نيز در ساحل مديترانه جنوبى و شرقى را پوشش مى‌دهد.(٤) از نظر موضوعى نيز خاورميانه پذيراى بحران‌ها و موضوعات متعدد با بازتاب‌هاى وسيع بين المللى مى‌باشد كه مناقشه اعراب و اسرائيل، امنيت انرژى، تروريسم، تسليحات كشتار جمعى، بحران عراق و فعاليت‌هاى هسته‌اى جمهورى اسلامى ايران از آن جمله هستند.
چهارم، به طور سنتى، اروپا نقش خود را در خاورميانه به عنوان يك بازيگر در چارچوب خط مشى‌هاى كلى سياسى و اقتصادى آمريكا ايفا كرده و به جاى تعقيب يك سياست فعال و مستقل، اغلب كاركردى »انضمامى« و »تكميلى« داشته است.
برخى تحولات جارى در خاورميانه اين منطقه را براى كشورهاى عضو اتحاديه اروپا و سياست خارجى و امنيتى مشترك اين اتحاديه بسيار مهم مى‌سازد. پيامدهاى جنگ اخير در نوار غزه و لبنان و تعهد اروپا به تأمين نيروهاى صلح‌بان، استمرار بحران فلسطين، بى ثباتى امنيتى در عراق، نوع نگاه اروپا به برنامه هسته‌اى ايران و تشديد اوضاع نابسامانى امنيتى در جنوب افغانستان و نيز بروز اقدامات تروريستى در برخى از كشورهاى اروپايى از جمله تحولاتى هستند كه منادى عصر جديد در سياست‌هاى منطقه‌اى اروپا مى‌باشند.
بحران عراق و اشغال اين كشور آزمونگاهى بود كه در مقطعى مهم نتوانست چهره واحدى از اتحاديه اروپا را به نمايش در آورد و اين بلوك را با معضل تصميم سازى رو به رو ساخت.(٥)
در فضاى كنونى كه اسلوب‌هاى سياسى و هنجارهاى شناخته شده بين المللى يكى پس از ديگرى مورد چالش قرار مى‌گيرند، اتخاذ سياست صبر و انتظار و نه چندان فعالانه از جانب اروپا در خاورميانه هزينه‌هاى بيشترى را مى‌طلبد كه شايد قابل جبران نباشد. اروپا فرصت‌هاى زيادى را براى ايفاى نقش ثبات سازى در خاورميانه از دست داده است و اين امر اقتضا مى‌كند تا اين اتحاديه با درك شرايط حساس و تاريخى و اجتناب از فرسايشى شدن اختلافات و گفتگوهاى طولانى، همكارى‌ها و تفاهمات خود با كشورهاى ثبات ساز خاورميانه را به نتيجه برساند و به عنوان نقش آفرينى قابل اعتماد ظاهر شود. از آنجا كه خاورميانه بزرگ موضوع رقابت و چانه زنى قدرت‌ها - به خصوص اروپا و آمريكا و حتى چين و روسيه - واقع شده است، آينده مناسبات جهانى احتمالاً در اين منطقه رقم خواهد خورد. با توجه به اين امر، حضور اروپا در خاورميانه را به صورت زير مى‌تواند بر شمرد:
١. مديريت كانون‌هاى بحران بين المللى ؛
٢. ارتقاى جايگاه اروپا در معادلات بين المللى؛
٣. تأثير گذارى بنيادين بر نظام توزيع قدرت بين المللى؛
٤. ارائه نقش فعال در باز سازى سياسى و اقتصادى خاورميانه به عنوان يكى از كليدى‌ترين مناطق جهان.(٦)
سياست اتحاديه اروپا در خاورميانه بزرگ اساساً بزرگ تحت تأثير سه عامل قرابت جغرافيايى، امنيت انرژى و حافظه تاريخى است. از همين رو، اين اتحاديه به موضوعات موجود ديگر در منطقه خاورميانه همچون تروريسم، رقابت تسليحاتى، فرايند صلح فلسطين - اسرائيل و... در چارچوب عوامل ياد شده كه تأثيرات متقابل بر يكديگر دارند، مى‌نگرد. در كنار عواملى چون مجاورت جغرافيايى و امنيت انرژى، حافظه تاريخى اروپاييان به ويژه دول اروپايى همچون انگليسى، فرانسه، ايتاليا و آلمان نشان مى‌دهد كه هر كدام از آنها حسب مسائل و موضوعات مختلف، داراى علاقه يا نفوذ و جايگاه در يك يا چند كشور خاورميانه‌اى بوده‌اند. به واسطه سابقه تاريخى كدرى كه در ذهن مردم خاورميانه نسبت به عملكرد گذشته برخى از دول ياد شده در اين منطقه نقش بسته است، آنان سعى كرده‌اند به منظور تصفيه و پاكسازى اين تصوير ذهنى، سياست و خط مشى مستقلى را در ارتباط با خاورميانه دنبال كنند. طبيعى است كه عدم مشاركت فعالانه اروپا در كنار ناتوانى استراتژيك ايالات متحده آمريكا (به سبب جايگاه اسرائيل و لابى يهود در فرايند تصميم سازى سياست خارجى آن كشور و در نتيجه فقدان نوآورى در رويكردهاى واشنگتن) مى‌تواند هزينه‌هاى امنيتى و سياسى جدى در سطح منطقه‌اى و بين المللى به بار آورد.
عوامل سه گانه فوق الذكر جملگى سبب شده‌اند تا اتحاديه اروپا، تأمين ثبات در منطقه مذكور را به استراتژى اصلى خود در اين منطقه تبديل كند. ثبات در خاورميانه بزرگ نه تنها تقويت كننده ضريب امنيتى در اروپا بوده و از بسيارى مهاجرت‌هاى غير قانونى به اين سرزمين جلوگيرى خواهد كرد، بلكه تضمين كننده فرايند انتقال انرژى در بازارهاى مصرف اروپايى و توسعه مناسبات اقتصادى اتحاديه با دول منطقه مى‌باشد. در اين جهت و براى جلوگيرى از پرداخت هزينه‌هاى بيشتر سياسى و امنيتى در خاورميانه، اتحاديه اروپا و قدرت‌هاى اروپايى به تعقيب و اجراى راهبردهاى امنيتى زير اقدام كرده‌اند:(٧)
١. حمايت از دموكراسى و توسعه آن؛
٢. تلاش در جهت ايجاد نظم بين‌المللى مبتنى بر چند جانبه گرايى؛
٣. مقابله با تهديدات سنتى و نوين.
از سوى ديگر، بروكسل استراتژى ثبات سازى خود را در خاورميانه در قالب سطوح مشاركتى مختلف اما داراى هم پوشى دنبال مى‌كند. از اين رو، مى‌توان گفت كه سياست خاورميانه‌اى اتحاديه اروپا براى تحقق بخشيدن به راهبردهاى ياد شده در حوزه‌هاى زير بيشتر متمركز شده است:
- روند بارسلون يا مشاركت اروپا - مديترانه؛
- سياست همسايگى اروپا؛
- اتحاديه‌اى براى مديترانه؛
- مشاركت اروپا - خليج فارس؛
- مشاركت در فرايند صلح فلسطين - اسرائيل.

١-١. روند بارسلون (مشاركت اروپا - مديترانه)
برنامه مشاركت اروپا - مديترانه كه سابقه و قدمت آن به دوره پس از جنگ جهانى دوم و آغاز دهه ١٩٥٠ بر مى‌گردد با هدف تعميق مناسبات دول اروپايى با آن دسته از همسايگان خاورميانه‌اى خود كه در سواحل درياى مديترانه مستقر هستند، راه اندازى شد. وزيران خارجه كشورهاى اتحاديه اروپا (آلمان، اسپانيا، اتريش، بلژيك، دانمارك، فنلاند، فرانسه،يونان، ايرلند، ايتاليا، لوكزامبورگ، هلند، پرتغال، سوئد و انگليس)، كشورهاى عربى حوزه مديترانه (اردن، لبنان، سوريه، فلسطين به رهبرى ياسر عرفات مراكش، الجزاير، تونس و مصر) و كشورهاى غير غربى حوزه مديترانه (قبرس، مالت و تركيه) به همراه رژيم اسرائيل در اجلاس بارسلون گرد آمدند و پس از دو روز مذاكره در روزهاى ٢٦ و ٢٧ نوامبر ١٩٩٥ اعلاميه شراكت اروپا - مديترانه معروف به روند بارسلون را امضا نمودند. پايه‌هاى شراكت بر سه زمينه زير استوار است:(٨)
الف) شراكت سياسى و امنيتى (سبد سياسى - امنيتى): تلاش براى ايجاد منطقه صلح و ثبات در حوزه مديترانه.
ب) شراكت اقتصادى و مالى (سبد اقتصادى - مالى): تلاش براى ايجاد منطقه اقتصادى شكوفا و منطقه آزاد تجارى درسال ٢٠١٠ و تقويت همكارى اقتصادى مشترك.
ج) شراكت اجتماعى، فرهنگى و انسانى (سبد اجتماعى، فرهنگى و انسانى): تلاش براى توسعه منابع انسانى و تشويق تفاهم ميان فرهنگ‌ها و ايجاد ارتباطات ميان جوامع مدنى كشورهاى مديترانه.
كشور ليبى به دليل تحريم‌هاى بين المللى در آن زمان و بر اساس مصوبات و قعطنامه‌هاى شوراى امنيت از عضويت در روند بارسلون خوددارى كرد و جنگ تبليغاتى گسترده‌اى را عليه آن در سطح ملى و منطقه‌اى به راه انداخت. اما از سال ١٩٩٩ به بعد با تغيير موضع خود به عنوان ناظر در اين روند حاضر شد.
كشورهاى منطقه مديترانه در زمينه‌هاى مختلف، پيش از روند بارسلون همكارى‌هاى مشترك داشتند؛ از جمله:(٩)
١. همكارى در زمينه منابع آبى براساس موافقتنامه رم در سال ١٩٩٢؛
٢. همكارى در زمينه سازماندهى و هماهنگى صنعت جهانگردى براساس موافقتنامه كازابلانكا كه در سال ١٩٩٥ به امضا رسيد؛
٣. همكارى در زمينه پارلمانى و توسعه ارتباطات وتعميق روابط ميان مجالس پارلمانى كشورهاى حوزه مديترانه. در اين زمينه، در شهر واليتا، پايتخت كشور مالت، در روزهاى ١ تا ٤ نوامبر ١٩٩٥ نشستى از سران پارلمان‌هاى كشورهاى مديترانه‌اى برگزار و رئيس پارلمان مصر به رياست اولين مجمع بين المجالس حوزه مديترانه، برگزيده شد.
مشاركت اروپا - مديترانه در حال حاضر ٣٩ عضو دارد. ٢٧ كشور عضو اتحاديه اروپا، ٣كشور نامزد عضويت در اتحاديه اروپا (تركيه، كرواسى و مقدونيه) و شركاى مديترانه‌اى (مصر، الجزاير، اردن، لبنان، تونس، مراكش، سوريه، فلسطين و رژيم صهيونيستى). در چارچوب اين مشاركت دولت‌هاى اروپايى كوشيده‌اند تا با انعقاد قراردادهاى دو جانبه و چند جانبه با كشورهاى حوزه مديترانه و ارائه كمك‌هاى مالى در قالب برنامه MEDA ، وزن و جايگاه سياسى خود را در اين منطقه تقويت كنند. افزايش همكارى‌ها در حوزه‌هاى مهاجرت، عدالت، حقوق بشر، حقوق زنان، آزادى رسانه‌ها و مبارزه با تروريسم در سال‌هاى اخير در كنار سه محور اصلى همكارى‌ها در دستور كار روند بارسلون بوده و برنامه‌هاى مرتبط با آنها از سوى بانك سرمايه گذارى اروپا (توسط بازوى اين بانك به نام مشاركت و سرمايه گذارى اروپايى - مديترانه‌اى) و برنامه MEDA حمايت مالى شده است.(١٠)

١-١-١. اولويت‌ها و انگيزه‌هاى اروپا
پيرامون بستر و زمينه تأسيس روند بارسلون در سال ١٩٩٥ و اولويت‌هاى سياسى، امنيتى و اقتصادى اروپا نظريات و ديدگاه‌هاى متفاوتى وجود دارد كه برخى عبارتند است از:(١١)
- اين طرح، بخشى از برنامه ترميمى وحدت و يكپارچى اروپا بوده است. پس از فروپاشى شوروى و انحلال بلوك شرق و وحدت دو آلمان، انگيزه اروپايى‌ها جهت ترميم وحدت سنتى اروپا، تشديد شد و تأكيد بر اروپا محورى و مركزيت آن به طور مستمر، مطرح گرديد. در همين راستا، ضرورت توجه به درياى مديترانه به عنوان درياچه اروپايى و مرز طبيعى اروپا در جنوب در ادبيات سياسى سران و شخصيت‌هاى سياسى كشورهاى اروپايى حوزه مديترانه نمود برجسته‌اى پيدا كرد.
- فرانسه يكى از طراحان اين روند بوده و انگيزه‌هاى آن در عناصر زير خلاصه مى‌گردد:
الف - تقويت وحدت اروپا به عنوان يك قدرت سياسى و اقتصادى در قبال امريكا؛
ب - تقويت اهتمام اروپا به حوزه مديترانه باعث بازگشت مركزيت حوزه مديترانه به عنوان كانون تمدن و فرهنگ اروپا و به طور سنتى تداوم اين روند، به بازگشت مركزيت اروپاى لاتين و اروپاى كهن (فرانسه، اسپانيا و ايتاليا) كمك فراوانى خواهد كرد؛
ج - افزايش اهتمام به درياى مديترانه به عنوان يك حوزه فرهنگى و تمدنى، زمينه ساز تقويت و باز يافتن اقتدار سنتى فرهنگ فرانكفونى خواهد بود. به طور سنتى و از لحاظ تاريخى، اغلب پايه‌ها و اصول فرهنگى حوزه مديترانه هميشه تحت سلطه فرهنگ فرانسه قرار داشته و اين حوزه در حقيقت عمق فرهنگى و تمدنى فرانسه بوده است؛ از اين رو فرانسوى‌ها سعى دارند، آسيب‌ها و زيان‌هايى را كه به زبان، ادبيات و فرهنگ فرانكفونى رسيده، جبران و ترميم كنند.
ديپلماسى اسپانيا: پس از مرگ فرانكو، اسپانيا در دهه ١٩٨٠ سعى در ترميم و بازگشت جايگاه و نقش اين كشور در منطقه و جهان نمود. فرناندو موران، وزير خارجه اسبق اسپانيا، در سال ١٩٨٠ كشورهاى منطقه را به ثبات، امنيت و صلح در مديترانه دعوت كرد. اهتمام به حوزه مديترانه از اولويت‌هاى سياست خارجى مادريد بوده و با پيوستن اين كشور به اتحاديه اروپا در سال ١٩٨٦، اسپانيا همواره تلاش كرده كه توجه اتحاديه اروپا را به حوزه مديترانه تشديد و توسعه دهد. اسپانيا با ١٤ كيلومتر فاصله از مراكش، نزديك‌ترين كشور اروپايى به حوزه جنوبى مديترانه است؛ از اين نرو هميشه تحت تأثير تحولات منطقه مغرب عربى بوده است كه از ديدگاه اروپايى‌ها اين منطقه كانون تهديدزا براى ثبات اتحاديه اروپا محسوب مى‌شود. فعال شدن سياست خاورميانه‌اى اسپانيا و برگزارى كنفرانس جهانى صلح مادريد در ١٩٩١ را بايد بخشى از تلاش ديپلماتيك مادريد جهت احياى جايگاه سنتى خود در منطقه و جهان دانست. اين ديپلماسى در اداره ادوارى اتحاديه اروپا فعال بوده و نتايج خوبى داشته است. اسپانيا در رياست اتحاديه اروپا در نيمه اول ١٩٨٩ موفق شد نظام اجرايى تعامل با واحد پولى اروپا (ايكو) را به نتيجه برساند. همچنين در نيمه دوم ١٩٩٥ توانست روند بارسلون را در صحنه سياست حوزه مديترانه مطرح سازد. مادريد در هنگام رياست بر اتحاديه اروپا در نيمه اول ٢٠٠٢ توانست زمينه پيوستن ده كشور به اتحاديه اروپا را فراهم سازد. اگر چه اين اقدام (توسعه اتحاديه اروپا) تأثيرات منفى بر روند بارسلون داشته، ولى در مجموع، از موفقيت‌هاى اسپانيا محسوب مى‌شود.
اسپانيا در جنگ عراق و سقوط صدام، متحد آمريكا بود؛ولى پس از اندك زمانى نيروهاى خود را از عراق فراخواند. مسئولان اسپانيا به سه نكته اساسى توجه جدى دارند و در مناسبت‌هاى مختلف به طور آشكار به آن اذعان مى‌دارند. اين سه نكته عبارت است از:
الف) انگيزه‌ها و توجه كشورهاى اتحاديه اروپا به حوزه مديترانه يكسان نيست و اين انگيزه‌ها و اهتمام، پيرو منافع ملى كشورهاست.
ب) اتخاذ سياست واحد اروپايى در قبال تحولات و مسائل خاورميانه بدون هماهنگى و موافقت آمريكا ناممكن است.
ج) اروپا به تنهايى از تأمين امنيت خود ناتوان و عاجز است.
اسپانيا به دليل تأثيرات حوزه مديترانه بر امنيت و اقتصاد خود، انگيزه‌هاى فراوانى براى فعال سازى اتحاديه اروپا در اين حوزه دارد و تلاش مى‌كند تا نقش و جايگاه برجسته‌اى در حوزه مديترانه ومنطقه خاورميانه به دست آورد.
تأمين امنيت حوزه مديترانه و تبديل آن به درياى صلح، از اولويت‌هاى مشخص روند بارسلون بوده است. از ديدگاه طراحان اين روند، بدون حل منازعه اعراب و اسرائيل و موفقيت روند صلح، ثبات و امنيت در منطقه شرقى و جنوبى حوزه مديترانه مفهومى واقعى نخواهد داشت؛ از اين رو يكى از اهداف طراحان اين روند، برقرارى صلح و آشتى ميان اسرائيل و اعراب بوده است.
اروپا به خوبى مى‌داند كه مبارزه با تروريسم، مهاجرت‌هاى غيرقانونى و جرايم سازمان يافته، بدون همكارى كشورهاى عربى ناممكن است؛ بنابراين با طرح اين روند كه ظواهر اقتصادى و توسعه‌اى دارد، سعى بر آن داشت حمايت‌هاى اعراب را در اين مبارزه جذب كند. همچنين اروپا تلاش دارد اعراب را به سمت خلع سلاح كشتار جمعى و كاهش تسليحاتى سنتى و امضاى قراردادهاى CTBT, CWC, NPT براى جلوگيرى از گسترش سلاح‌هاى هسته‌اى، شيميايى و بيولوژيكى سوق دهد و سعى دارد راه حل‌هايى براى عارى كردن منطقه خاورميانه از سلاح‌هاى هسته‌اى و كشتار جمعى، پيدا كند.
كارنامه ده سال روند بارسلون نشان داده كه انگيزه‌هاى اقتصادى و مالى و ايجاد منطقه آزاد تجارى در سال ٢٠١٠، از سوى اروپاييان به طور اساسى جدى نبوده و آنها شايد تحت تأثير تحولات حادثه يازدهم سپتامبر از اهداف اقتصادى - مالى مطرح شده، منحرف و صرف نظر نموده‌اند.

٢-١-١. انگيزه‌ها و باز دارنده‌هاى كشورهاى عربى و غير عربى مديترانه
كشورهاى عربى و آفريقايى حوزه مديترانه با انگيزه‌هاى متفاوتى در اين روند شركت كردند و هر كدام از آنها نسبت به سياست‌ها و اولويت‌هاى اين روند، تحفظات و حساسيت‌هاى گوناگونى داشتند. انگيزه‌هاى اغلب كشورهاى عربى در پيوستن به اين روند را مى‌توان در نكات زير خلاصه نمود.(١٢)
- استفاده از چتر اروپايى اين روند براى تقويت مناسبات دو جانبه خود با كشورهاى اتحاديه اروپا و بهره بردارى از تسهيلات تجارى و مالى اين اتحاديه.
- برخى كشورها همچون سوريه، مصر و الجزاير براى حفظ حاكميت و استقلالشان در روابط خود با جامعه بين الملل از توازن ميان اتحاديه اروپا و آمريكا استفاده مى‌كنند.
همچنين تحفظات و حساسيت‌هاى اغلب كشورهاى عربى در عضويت اين روند، در محورها و مسائل زير خلاصه شده است:
- شريك اروپايى به دنبال حمايت از اسرائيل و امنيت آن است ؛ بنابراين از اعراب مى‌خواهد به روند صلح و مذاكره با اين رژيم بپيوندد.
- اروپا نظام دموكراسى و كثرت گرايى و احترام به جامعه مدنى و حقوق بشر و تسامح با ارزش‌هاى غربى را بر جامعه عربى تحميل مى‌كند.
اروپا از اعراب مى‌خواهد در هزينه مقابله با تروريسم، مهاجرت غير قانونى، قاچاق مواد مخدر و جرايم سازمان يافته، مشاركت كنند و از مرزهاى مديترانه‌اى آن در قبال عناصر تهديدزا همچون مهاجرت‌هاى غير قانونى و انواع قاچاق‌ها حفاظت نمايند.

٣-١-١. عوامل تأثير گذار بر روند بارسلون
نخست: طرح مشاركت اروپا - مديترانه، چهار عضو غيرعرب جنوبى را در بر مى‌گيرد كه عبارتنداز: قبرس، مالت، تركيه و اسرائيل. از ميان اعضا دو كشور قبرس و مالت در سال ٢٠٠٤ و در راستاى گسترش اتحاديه اروپا به اين اتحاديه پيوستند. كشور سوم، يعنى تركيه، در راه پيوستن به اتحاديه اروپا گام بر مى‌دارد. بدين ترتيب اسرائيل به عنوان تنها عضو غير عرب در كنار هشت كشور عرب قرار مى‌گيرد. از آنجا كه اين روند چند جانبه، به ويژه در ابعاد سياسى و امنيتى، به دليل شكست و اضمحلال روند صلح اعراب و اسرائيل، به مخاطره افتاده و با موانع متعددى مواجه شده است، بنابراين اختلافات اسرائيل و كشورهاى عربى همچنان تداوم خواهد يافت. حتى چنانچه تلاش‌ها و اقدامات كنونى براى اجراى نقشه راه و تحقق صلح نهايى (كه شامل سوريه و لبنان نيز مى‌شود). ثمر بخش بوده و نتيجه‌اى موفقيت‌آميز را به همراه داشته باشد، روابط اسرائيل و همسايگان عرب وى، احتمالاً تنها به پذيرش همزيستى مسالمت‌آميز در راستاى صلح موقت ميان اسرائيل و مصر محدود خواهد شد. بدين ترتيب، جاى بسى ترديد است كه بتوان جايگاه اسرائيل را در روند يكپارچگى اقتصادى منطقه، همچون طرح معروف »خاورميانه نوين« كه پس از امضاى پيمان صلح اسلو از آن ياد مى‌شود، تعيين نمود.(١٣)
دوم: تغيير رژيم در عراق، سرانجام به برقرارى ارتباط ميان عراق و اتحاديه اروپا منجر خواهد شد و اينجاست كه مسئله مهم چگونگى ارتباط عراق با اتحاديه اروپا و سياست‌هاى آن در منطقه مطرح مى‌گردد؛ سياست‌هايى كه در حال حاضر به چهار بخش تقسيم مى‌شود: نخست، طرح مشاركت اروپا - مديترانه، دوم، همكارى با كشورهاى عضو شوراى همكارى خليج فارس، سوم، روابط اتحاديه اروپا با ايران و چهارم روابط اتحاديه اروپا با يمن. با توجه به روابط اقتصادى و فرهنگى نزديك عراق با منطقه شرق مديترانه، احتمال الحاق عراق به روند مشاركت اروپا - مديترانه، دست كم در آينده، منطقى و معقول به نظر مى‌رسد. البته پيوستن عراق به روند بارسلون، تا حدى مفهوم مشاركت با كشورهاى منطقه مديترانه را زير سؤال خواهد برد، چرا كه عراق، پس از اردن دومين كشور جنوبى است كه به درياى مديترانه دسترسى ندارد.(١٤)
سوم: اتحاديه اروپا هم اكنون درتلاش است تا به ارائه سياست‌هاى جديد در برابر كشورهاى غير عضو در مناطق شرقى و جنوب شرقى اروپا و مديترانه بپردازد. اتخاذ اين سياست، همسايگان اتحاديه اروپا را در آينده از امتيازات مهم مشاركت در بازارهاى داخلى اين منطقه از جمله تبادل آزاد كالا، خدمات، سرمايه و افراد، حتى بدون ايجاد دفاتر نمايندگى، برخوردار خواهند نمود. اين سياست، على رغم برخى نواقص و نقاط ضعف، نماينانگر تلاش اتحاديه اروپا براى تدوين يك استراتژى فعال، جهت حمايت از كشورهايى است كه با وجود برخوردارى از مرز مشترك با اين اتحاديه، هنوز برنامه‌اى مبنى بر عضويت آنها در آينده نزديك طراحى و ارائه نشده است.
پذيرش عضويت تركيه از سوى اتحاديه اروپا و زمان برگزارى مذاكرات آن از اهميت خاصى برخوردار است، چرا كه الحاق اين كشور، به عنوان بزرگ‌ترين شريك اقتصادى جنوب مديترانه، به ساختار اتحاديه اروپا، مستلزم بازنگرى و ارزيابى مجدد جغرافياى همسايگان جنوبى اين اتحاديه است. از سوى ديگر اتحاديه اروپا درصورت پذيرش عضويت تركيه، نه تنها با سوريه، بلكه با عراق و ايران نيز هم مرز خواهد شد و چشم انداز همسايگى ايران و عراق با اتحاديه اروپا پيامدهاى مهم و گسترده‌اى را براى سياست‌هاى اتحاديه اروپا در منطقه به همراه خواهد داشت. بدين ترتيب مى‌توان دريافت كه تمامى اين تحولات، نمايانگر لزوم بازنگرى طرح مشاركت اروپا - مديترانه و تبديل آن به طرح مشاركت اروپا - خاورميانه است. اتحاديه اروپا در شرايط كنونى،با توجه به عدم همكارى لازم اعضا و شركاى خود و همچنين وجود بوروكراسى در نظام و ساختار سياست گذارى آن، قادر به صرف هزينه گزاف براى برنامه و طرح‌هاى متعدد در چارچوب مشاركت با كشورهاى حوزه مديترانه و در پى آن مناطق ديگر نيست. از سوى ديگر برنامه‌ها و طرح‌هاى گسترده و بلند مدت اتحاديه اروپا، همچون برنامه‌هاى ملى و منطقه‌اى مشاركت اروپا - مديترانه، بايد به گونه‌اى طراحى و سازماندهى شوند، كه از ايجاد شكاف و تناقض ميان اهداف و توانايى‌ها يا به عبارت ديگر انتظارات و امكانات اين اتحاديه ممانعت به عمل آوردند.(١٥)

٤-١-١. وضعيت كنونى و چشم انداز آتى
به اعتقاد بسيارى از كارشناسان، روند بارسلون ناكار آمد بوده و نتوانسته اهداف مد نظر خود را محقق سازد. فقر اروپا از داشتن يك سياست خارجى مشترك و فعال و ديدگاه‌هاى مختلف دولت‌هاى اروپايى در قبال بحران‌هاى منطقه‌اى و در نتيجه ناتوانى اتحاديه اروپا از اتخاذ سياست مستقل از منافع آمريكا در خاورميانه و مديترانه باعث شده تا اروپايى‌ها همكارى اقتصادى و مالى را بر همكارى سياسى و امنيتى ترجيح دهند و در نتيجه بسته دوم همكارى‌ها به نوعى فلج شود.همان طور كه گفته شد بن بست ايجاد شده در مسير روند صلح خاورميانه از دلايل اصلى اين ناكامى است. در زمينه اقتصادى موفقيت‌هاى بيشترى به دست آمده اما باز از اصلاحات ساختارى خبرى نيست و نتيجه درخشان نمى‌باشد به طورى كه همچنان اختلاف فاحشى بين شاخصه‌هاى اقتصادى و مالى طرف اروپايى و طرف مديترانه‌اى وجود دارد.
در سيزده سال گذشته قرارداد مشاركت با اكثر اعضاى اصلى طرح مشاركت اتحاديه اروپا - مديترانه امضا شده و به اجرا در آمده است. تنها استثنا در اين زمينه سوريه است كه توسعه روابط با آن از سال ٢٠٠٤ به بعد متوقف شده است. ليبى از سال ١٩٩٩ ناظر طرح مذكور است. در حال حاضر مقدمات شروع مذاكرات در زمينه يك قرارداد دو جانبه بين دو طرف همچنين خارج از فرايند بارسلون - در حال فراهم شدن مى‌باشد ؛ تركيه از سال ٢٠٠٤ نامزد عضويت در اتحاديه است و مالتا و قبرس در همان سال به عضويت اتحاديه درآمدند. در سال ٢٠٠٧ موريتانى و آلبانى نيز در طرح مشاركت اتحاديه اروپا - مديترانه به خاطر روندهاى طولانى مذاكرات و تصويب قراردادهاى دو جانبه انتقادات گسترده‌اى را برانگيخته است. پيشرفت‌ها و تحركات در اين زمينه كاملاً معمولى ارزيابى مى‌شود. برخى از ناظران فرايند بارسلون را كاملاً شكست خورده مى‌دانند. از اين رو از سال ٢٠٠٠ تا به امروز به شكل منظم كميسيون اروپا اسناد جديدى را تهيه كرده است تا به نوعى بتواند فرايند بارسلون و طرح مشاركت اتحاديه اروپا - مديترانه را زنده نگه دارد.

پى نوشت‌ها:
.Sustaining US-EU Global Security,Strategic Forum No.٢١٧,Sept ,Stephen Flanegan .١
٢. محمود واعظى، اروپا و مسئله امنيت در خاورميانه، مركز تحقيقات استراتژيك.
٣. همان.
.UN International Trade Statisics,١٩٩٩ .٤
٥. محمود واعظى، اروپا و مسئله امنيت در خاورميانه، مركز تحقيقات استراتژيك.
American Security in Middle East,The Brookings Institute,١٧ ;the Long War :Mark Kimmitt .٦ .May ٢٠٠٦
٧. محمود واعظى، اروپا و مسئله امنيت در خاورميانه، مركز تحقيقات استراتژيك.
ec.europa.eu/external-relations/euromed/index-en.htm //:http .٨
.Ibid .٩
.en.wikipedia.orj/wili/Barcelonna-Conference//:http .١٠
١١. روند بارسلون و كارنامه ده ساله آن، فصلنامه مطالعات افريقا، ٣١ شهريور ١٣٨٥.
١٢. همان.
١٣. همان.
١٤. همان.
١٥. همان.