پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤

برگزيده تحولات سياسى جهان
ارکان مائده

كنفرانس دور بان ٢
اجلاسيه ضد نژاد پرستى ژنو: اين كنفرانس به درخواست سازمان ملل متحد (UN) و با هدف رفع تبعيض نژادى و بيگانه هراسى در اواسط آوريل ٢٠٠٩م در ژنو برگزار گرديد. در اين اجلاسيه ٤٥٠٠ سازمان غير دولتى و دهها كشور حضورداشتند. ايالات متحده امريكا و رژيم صهيونيستى اسرائيل اين كنفرانس را تحريم كردند.
كنفرانس دوربان ٢ كه به منظور بازنگرى در ساز و كار اجرائى كنفرانس دوربان١ »آفريقايى جنوبى« و به درخواست سازمان ملل متحد برگزار گرديد، با صدور قطعنامه‌اى براى پى‌گيرى و اجراى اهداف تعيين شده ضد نژاد پرستى، تبعيض نژادى و بيگانه هراسى به اتمام رسيد.
پيشينه اجلاسيه دوريان ٢ به سال ١٩٩٧ ميلادى باز مى‌گردد. در اين سال مجمع عمومى سازمان ملل متحد تصميم گرفت كنفرانس جهانى عليه نژاد پرستى، بيگانه پرستى و جرائم مربوط به آن را برگزار كند و محل آن را دوربان آفريقاى جنوبى در نظر گرفت. با توجه به سابقه تبعيض نژادى و استعمارگرى در افريقاى جنوبى، اين كشور مورد توجه سازمان ملل قرار گرفت. البته لازم به ذكر است پس از تاسيس سازمان ملل متحد تا اوايل دهه شصت ميلادى فعاليت اين سازمان در زمينه مبارزه با نژاد پرستى شروع شد. مسئله آپارتايد در آفريقاى جنوبى اين فعاليت را تشديد بخشيد و در نهايت در سال ١٩٦٣ مجمع عمومى سازمان ملل متحد اعلاميه وضع كليه اشكال تبعيض نژادى را تصويب كرد. اين اعلاميه غيرالزام آور بود. اما در سال ١٩٦٥ ميلادى كنوانسيون منع تبعيض نژادى به عنوان يك معاهده الزام آور براى دولت‌هاى متعهد تصويب شد.
پس از فرو پاشى اتحاد جماهير شوروى و پايان جنگ سرد ميان دو ابرقدرت شوروى و امريكا فعاليت‌هايى مبنى بر حقوق بشر و ضد نژاد پرستى گسترش بيشترى يافت و اجلاسيه هائى همچون اجلاس وين ١٩٩٣ در حوزه حقوق بشر، اجلاس كپنهاك در حوزه حقوق اجتماعى برگزار گرديد. در همين حال مشاهده اقدامات نژاد پرستانه و گسترش آن در برخى از نقاط جهان، مجمع عمومى سازمان ملل را بر آن داشت اجلاسيه را بر همين مبنا برگزار كند. لذا، در دوازدهم دسامبر ١٩٩٧ ميلادى مجمع عمومى طى قطعنامه شماره ٥٢/١١١ موضوع برگزارى كنفرانس جهانى عليه نژاد پرستى، تبعيض نژادى و بيگانه هراسى را در دوربان آفريقاى جنوبى در سال ٢٠٠١ م به تصويب رسانيد. تا قبل از برگزارى دوربان١ سه نوع اجلاسيه مقدماتى براى اين كنفرانس جهانى برگزار گرديد كه عبارت بودند از نشست‌هاى كارشناسى منطقه‌اى، نشست‌هاى بين الدولى و منطقه‌اى و نشستهاى كميته مقدماتى.
در كنفرانس دوربان يك ١٦٣ كشور و نمايندگان حدود ٣٥٠٠ سازمان غير دولتى (NGO) شركت داشتند. دستور كار اين اجلاسيه بررسى شيوه‌ها، عوامل اشكال نژاد پرستى نوين و بيگانه هراسى، شناسايى قربانيان آن، اقدامات پيشگيرانه و حمايتى به منظور محو نژاد پرستى، بيگانه پرستى و اتخاذ اقداماتى در جهت پرداخت غرامت و خسارت براى قربانيان آن در جهان و استراتژى لازم درجهت برابرى واقعى بود. در اين كنفرانس بحث صهيونيسم دربرابر نژاد پرستى و بازگشت آورگان فلسطينى به موطن شان مطرح شد و در پيش‌نويس سند نهائى اين اجلاسيه آمد. اين امر منجر به خروج نمايندگان امريكا و اسرائيل از اين نشست شد. اما با اعتراف اين كشورها و ديگر كشورهاى غربى تغييراتى در پيش‌نويس داده شد. دربند ٥١ بيانيه دوربان١ ضمن شناسايى حق اسرائيل براى حفظ امنيت خود، از اسرائيل خواسته شد تا به حقوق فلسطينيان احترام بگذارد. با اين وجود به نظر مى‌آيد كه برخى از دولت‌ها از كنفرانس دوربان١ استفاده ابزارى كردند و محلى براى تصفيه حساب‌هاى سياسى و ايدئولوژيك ميان آنها شد. در همين حال بود كه سازمان‌هاى حقوق بشر اعلام كردند كه اين كنفرانس نبايد وارد اين نوع مسائل بشود و هدف از اين نوع كنفرانس رفع نژادپرستى و تبعيض نژادى در سراسرجهان است. بدين ترتيب كنفرانس دوربان ١ به صحنه كارزار مخالفان و موافقان اسرائيل در آمد و رژيم صهيونيستى مورد انتقاد سازمان غير دولتى شركت كننده و برخى از كشورها قرار گرفت.
كنفرانس دوربان ٢ پس از هشت سال از دوربان١ در ژنو برگزار گرديد. در فاصله بين اين دو اجلاسيه هنوز تبعيض نژاد پرستى و نسل كشى در برخى از جوامع ديده مى‌شود. حمله اسرائيل به غزه و جنايات اين رژيم نمونه بارزى از اين نسل كشى مى‌باشد. لذا در سال ٢٠٠٦ ميلادى سازمان ملل براى رسيدن به اهداف كنفرانس دوربان ١ تصميم به برگزارى اجلاسيه دوربان ٢ شد.
قبل از برگزارى كنفرانس دوربان ٢ نشست‌هاى مقدماتى به منظور تهيه پيش نويس اجلاسيه برگزار گرديد. بعد از اين نشست‌ها بود كه پيش نويس كنفرانس دوربان٢ ارائه شد. در اين پيش نويس به دليل فشار امريكا و اروپا مسائلى كه مربوط به اسرائيل و صهيونيست و در ارتباط با نژاد پرستى بود كمى تعديل شد. البته كشورهاى عربى هم خواهان ممنوع كردن توهين به مذاهب به دليل اهانت هايى كه در چند سال اخير به دين اسلام و مسلمانان شده است، در اين پيش نويس شدند، اما مورد قبول كشورهاى غربى قرار نگرفت. البته در اين پيش نويس بحث حقوق بشر، تبعيض عليه اقليت‌هاى مذهبى و حقوقى و زنان مطرح شده است.
با اين حال، با وجود تغييراتى در پيش نويس بيانيه داده شد، ايالات متحده امريكا و اسرائيل به دليل آنچه كه آن را ضد اسرائيل خواندند، اين كنفرانس را تحريم كردند. در همين راستا ديده بان حقوق بشر هم اعلام كرد كسانى كه در اين اجلاسيه شركت نمى‌كنند در واقع به قربانيان نژاد پرستى پشت كرده‌اند. با اين وجود نهادهاى حقوق بشر امريكا تلاش زيادى كردند تا اوباما را ترغيب كنند كه در اين نشست شركت كند، ولى از طرف ديگر لابى‌هاى صهيونيستى خواهان عدم شركت وى در دوربان ٢ شدند.
اما آنچه كه دوربان ٢ را تحت الشعاع قرار داد سخنرانى محمود احمدى‌نژاد، رئيس جمهور ايران بود. وى اسرائيل را دولتى نژاد پرست خواند كه به بهانه هولوكاست خشن‌ترين نژاد پرستى را در سرزمين‌هاى فلسطين حاكم كرده است. احمدى نژاد هولوكاست را يك مسئله مهم و سؤال برانگيز توصيف كرد. اين امر باعث خروج چهل نماينده از نمايندگان كشورهاى اروپايى از اين اجلاسيه شد. از طرف ديگر در داخل ايران هم انتقاداتى به اين سخنرانى شد، مبنى بر اينكه اهداف ضد نژاد پرستى اين اجلاسيه تحت الشعاع سخنرانى وى قرار گرفته است.

تنش در روابط مصر و حزب الله
دستگيرى سامى شهاب به همراه ٤٨ نفر: در راستاى دستگيرى تعدادى از اعضاء حزب الله لبنان در مصر به اتهام كمك تسليحاتى به نيروهاى حماس در غزه، قاهره حملات شديد تبليغاتى و رسانه‌اى خود را عليه حزب الله آغاز كرد. سيد حسن نصر الله، دبير كل حزب الله لبنان پذيرفت كه يكى از اعضايش در خاك مصر دربرنامه‌اى براى ارسال كمك به نيروهاى حماس در نوار غزه شركت داشته است.
پس از دستگيرى سامى شهاب به همراه چندين عضو ديگر حزب الله تنش در روابط قاهره و حزب الله شروع شد. نيروهاى امنيتى مصر در پى دستيابى اطلاعاتى كه توسط موساد (سازمان اطلاعات رژيم صهيونيستى) و سيا (سازمان اطلاعات مركزى ايالات متحده امريكا) در اختيار اين كشور قرار دادند، اين افراد را دستگير كردند. سامى شهاب خود اعتراف به فعاليت تسليحاتى در صحراى سينا كرد و سيد حسن نصر الله هم پذيرفت كه يكى از اعضاء حزب الله لبنان براى ارسال كمك تسليحاتى به گروه حماس در نوار غزه فعاليت داشته است.
حسنى مبارك رئيس جمهور مصر اين اقدام حزب الله را نقض حاكميت ملى و دخالت در امنيت ملى مصر اعلام كرد و به همين دليل به حملات تبليغاتى و رسانه‌اى عليه حزب‌الله پرداخته، گرچه سيد حسن نصر الله اعلام كرد كه فعاليت اين افراد دخالت در حاكميت ملى مصر نبوده است. و افراد دستگير شده تنها به حماس در نوار غزه كمك كرده‌اند. وى ادامه داده است كه اگر كمك به حماس جرم است من به اين جرم اعتراف مى‌كنم. برخى از تحليل گران سياسى معتقدند اين تبليغات رسانه‌اى مصر عليه حزب الله براى رسيدن به اهداف سياسى اش مى‌باشد به اين دلايل كه اولا دولت حسنى مبارك سعى دارد با اين تبليغات شديد رسانه‌اى عليه حزب الله انتخابات لبنان را كه قرار است تا چندى ديگر برگزار شود، تحت الشعاع قرار دهد. از آنجايى كه احتمال پيروزى گروه ٨ مارس در اين انتخابات زياد است، قاهره سعى دارد با اين حملات تبليغاتى از محبوبيت حزب الله در لبنان بكاهد و اين گروه را در موضع ضعف قرار دهد.
اگر چه جايگاه مردمى و استراتژيك حزب الله لبنان پس از جنگ سى و سه روزه اسرائيل عليه حزب الله در بين مردم لبنان و منطقه به شدت ارتقاء يافته است، به نظر نمى‌آيد با اين جنجال آفرينى‌ها از محبوبيت اين حزب كاسته شود. در همين رابطه دبير كل حزب الله در واكنش به اظهارات مصر عليه مقاومت گفت: هدف قاهره و برخى از كشورهاى عربى از طرح اتهامات جديد خدشه دار كردن چهره حزب الله نزد مردم و خدمت كردن به امريكا و رژيم صهيونيستى در پرونده و برنامه‌هاى آنها در منطقه است. (جام جم آنلاين)
ثانيا دولت مصر با به راه انداختن اين قائله سعى مى‌كند به يك سرى احزاب و نيروهاى سياسى در مصر فشار وارد كند و هم به نوعى مسائل داخلى جامعه مصر را تحت الشعاع قرار دهد. جامعه مصر گرفتار نابسامانى‌هاى اقتصادى و اجتماعى زيادى است. فساد و فقر و عدم توانايى دولت حسنى مبارك در حل اين معضلات منجر به كاهش مشروعيت وى شده است. ثالثاً اهميت يافتن محور ايران، سوريه، حزب الله در منطقه از ديگر دلايل قاهره است. مصر كه خود را به همراه عربستان سعودى و اردن محور اعتدال در خاورميانه توصيف مى‌كند و حزب الله را به همراه ايران و سوريه در محور رقيب قرار داده است سعى مى‌كند از اين اقدام حزب الله بهره بردارى تبليغاتى بكند تا اعتبار خود را در منطقه و معادلات استراتژيك كه بعد از بحران ٢٢ روزه غزه كه از دست داده بود، افزايش دهد.
بدين ترتيب حزب الله لبنان با قبول فعاليت در صحراى سينا براى كمك به حماس در نوار غزه و پذيرفتن اين موضوع، از ديدگاه دولت حسنى مبارك مقصر شناخته شده است. گرچه نصر الله وظيفه مذهبى و استراتژيكى حزب الله را كمك به حماس مى‌داند و معتقد است اين گروه هيچ گاه دخالتى در امور مصر نكرده است. اما دولت قاهره اقدام دبير كل حزب الله را دخالت در حاكميت ملى مصر خوانده و به اين تبليغات شديد رسانه‌اى دست زده است.

بحران سياسى اخير در تايلند
لغو نشست كشورهاى آسياى جنوب شرق آسيا: اختلاف بين دو نخست وزير قبلى، تاكسين شيناوترا و نخست وزير فعلى، آبهيست و جاجيوا منجر به بروز ناآرامى‌هاى سياسى در كشور تايلند شده و ثبات سياسى اين كشور را خدشه دار كرده است.
در ماه گذشته تايلند شاهد درگيرى‌هاى خيابانى بين طرفداران دو نخست وزير قبلى و فعلى بوده است. بعد از بر كنارى تاكسين‌شيناوترا در سال ٢٠٠٦ ميلادى كشور تايلند تا به امروز شاهد بحران سياسى بوده كه به تغييرات پى در پى در دولت انجاميده است. به نظر مى‌رسد اختلاف ميان دو نخست وزير منجر بروز اين ناآرامى‌ها در اين كشور است.
روزنامه گاردين مى‌نويسد: از سال ١٩٣٣ ميلادى كه كشور تايلند با عنوان يك دموكراسى قانونى تأسيس شد تا كنون ١٨ كودتاى نظامى در اين كشور به وقوع پيوسته است. اما از سه سال پيش تايلند شاهد بحرانى سياسى بوده كه در سال ٢٠٠٦ ميلادى با بركنارى نخست وقت، تاكسين شينا وترا، توسط نظاميان اين بحران شروع شد و در يك ماه اخير شدت يافته است. تاكسين كه يك ابر ميليارد است به اتهام فساد مالى و ادارى از قدرت بركنار شد. وى كه با تأسيس حزب (دوستدار تايلندى‌ها) توانسته بود در انتخابات پارلمانى سال ٢٠٠١ به قدرت برسد تا سال ٢٠٠٦ توانست اكثريت خود را در پارلمان اين كشور حفظ كند، اما به نوشته منبع پى اس ال به نقل از اعتماد ملى تايلند زير رهبرى او مكمل استراتژى از پيش تعيين شده پنتاگون براى جنگ در عراق و افغانستان شد. اين كار سياست‌هاى اجتماعى تاكسين را كه به خاطر آن محبوب مردم شده بود تحت الشعاع قرار داد و محبوبيتش تاخيرى در عزل وى به وجود نياورد. اين در حالى بود كه احزاب مخالف خصوصاً حزب (دموكرات تايلند) نتيجه اين انتخابات سال ٢٠٠٥ را به دليل فساد تاكسين مخدوش اعلام كرد. در نتيجه در كودتاى سال ٢٠٠٦ وى از قدرت بركنار شد و به خارج از كشور تبعيد گشت. ارتش به خاطر اينكه از كودتاهاى ديگر جلوگيرى شود وضعيت كشور بدتر نشود، با احتياط با اين بحران‌ها برخورد كرد و در نتيجه بعد از كودتاى نظامى ٢٠٠٦م پانزده ماه حكومت نظامى در تايلند برقرار شد. اين در حالى بود كه پرونده فساد مالى عليه تاكسين و همسرش و تعدادى از نزديكان آنان به جريان افتاد و حزب تحت رهبرى وى توسط دادگاه منحل شد. اما در سال ٢٠٠٨ ميلادى، حزب قدرت كه به طرفدارى از تاكسين تشكيل شده بود توانست بار ديگر قدرت را در دست بگيرد، گرچه بعد از مدتى سقوط كرد. بعد از اينكه دولت جديد به رياست »وينگساوات« روى كار آمد، اوضاع سياسى تايلند تا حدى آرام گرفت، اما بعضى از رهبران مخالف دولت معتقد بودند كه وينگساوات نيز نسبت خويشاوندى با نخست وزير قبلى يعنى تاكسين دارد. اين مخالفت‌ها با يك حركت نادرست وينگساوات باعث شروع ناآرامى‌ها در تايلند شد. وينگساوات دستور شليك به سمت معترضان حكومتش را صادر كرد كه در اين درگيرى‌ها ٢نفر كشته و چندين نفر زخمى شدند. از آن زمان جنبش (پاد) اعلام كرد كه خواهان اجراى دموكراسى است و نخست وزير وينگساوات بايد بركنار شود. آنها معتقد بودند كه نخست وزير با تقلب توانسته به اين سمت دست يابد. بنابراين موضوع به دادگاه كشيده شد و قضات دادگاه به اين نتيجه رسيدند كه حزب حاكم به دليل دخالت شمارى از كارمندان اجرايى آن در تقلب‌هاى انتخاباتى سال ٢٠٠٧ مجرم است و بايد منحل شود. بدين ترتيب بود كه نخست وزير عزل شد و فرد ديگرى به نام »آبهيست وجاجيوا« به نخست وزيرى تايلند انتخاب شد. اما اين دولت هم كه از حمايت ارتش و سيستم قضايى برخوردار بود با مخالفت‌هاى تاكسين و هوادارانش روبرو شد. هواداران تاكسين، نخست وزير قبلى كه با لباس سرخ مشخص مى‌شوند با عنوان اتحاديه دموكراسى براى مقابله با ديكتاتورى به مقابله با نخست وزير فعلى پرداختند. آنها حريف حزب پاد كه با لباس زرد مشخص مى‌شوند، شدند و اين حزب را متهم به تحريك خشونت و تحريف اطلاعات كرده‌اند. تظاهرات كنندگان ضد دولتى موسوم به »پيراهن قرمزها« در برابر تظاهرات كنندگان طرفدار دولت موسوم به »پيراهن زردها« ايستادند و تنش در تايلند در ماه گذشته به اوج رسيد و دولت چهار ماهه جاجيوا با چالشى بزرگ روبرو گشت. تظاهرات كنندگان با عبور از خطوط قرمز پليس توانستند به هتلى كه محل نشست كشورهاى جنوب شرق آسيا (آ.سه. آن) بود خود را برسانند تا در خواست خود را مبنى بر استعفاى نخست وزير اعلام كنند و به اين ترتيب نشست سران آ.س.آن به تعويق افتاد. اين امر باعث شد كه اعتبار بين المللى تايلند خدشه‌دار شود و از طرفى ديگر تايلند كه ساليانه درآمد سرشارى از گردشگرى را به دست مى‌آورد با بحران روبرو شود، لذا اقتصاد دانان نگران رشد اقتصادى اين كشور شده‌اند.
بدين ترتيب بيش از سه سال است كه بحران سياسى تايلند (سرزمين لبخند) را در برگرفته است. جدال بين سرخ پوشان و زرد پوشان. در يك طرف اين بازى تاكسين شيناوترا قرار دارد. كسى رهبر حزب ممنوعه (تاى پاك تاى) است و طرفداران وى بيشتر طبقه فقير جامعه را تشكيل مى‌دهند. اما در سوى ديگر اين بازى احزاب طبقه متوسط تايلند هستند كه در رأس آنها حزب ائتلاف مردمى براى دموكراسى (پاد) قرار داد. اين گروه وابسته به خانواده سلطنتى، دانشگاهيان، تاجران و بازنشستگان ارتش است. جدال بين اين دو گروه كه گاهى زرد پوشان عليه سرخ پوشان و گاهى سرخ پوشان عليه زرد پوشان است باعث ايجاد بحران در اين كشور شده است؛ يعنى هر گاه هواداران حزب پاد در رأس قدرت قرار گرفته‌اند سرخ جامگان به خيابان‌ها آمده‌اند و اعتراض كردند. و هرگاه تاكسين و دوستانش در رأس حكومت هستند، زرد پوشان عليه آنها خيابان‌ها را تصرف كرده‌اند. نمونه آن سال گذشته روى داد، هنگامى كه مخالفان تاكسين، فرودگاه بين المللى بانكوك پايتخت را تصرف كردند. طرفداران تاكسين معتقدند كه جاجيوا نخست وزير فعلى با مذاكرات پشت پرده روى كار آمده است و دولت او غير قانونى مى‌باشد. البته در بحران‌هاى اخير يك جناح ديگر با رنگ آبى به احزاب تايلند اضافه شد و به زد و خورد با سرخ پوشان پرداخت. طرفداران حزب تاكسين معتقدند كه آنها ميليشياى حامى دولت هستند، اما دولت اين موضوع را انكار كرد. به اين ترتيب تايلند اكنون در بحران سياسى به سر مى‌برد و به نظر نمى‌رسد كه به اين زودى‌ها به ثبات سياسى دست يابد.