پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - اخوان سوريه و پيوند تفاهم با نظام

اخوان سوريه و پيوند تفاهم با نظام


عبدالله بلقزيز( پژوهشگر اسلام معاصر)
جماعت اخوان المسلمين شاخه سوريه اخيراً در برابر اوضاع و روابط سياسى داخلى موضع سياسى عاقلانه و متينى گرفته است كه بخشى از اين موضع به رابطه اين جنبش با نظام سياسى حاكم بر مى‌گردد و بخشى ديگر از آن به تثبيت انسجام و وحدت ملى در رويارويى با خطرهاى خارجى كه موجوديت سوريه را تهديد مى‌كند. اخوان المسلمين سوريه با گرفتن اين موضع جديد، اراده جسورانه خود را براى تصحيح سياست قديمى‌اش در مخالفت با نظام سياسى و در پيش گرفتن گزينه‌هاى تعارض نشان داده است. اين سياست قديمى شكاف ميان دو طرف را بيشتر و بيشتر كرد و نوعى گسست سياسى و روانى ميان دو طرف پديد آورد. انزواى سياسى جماعت اخوان در داخل سوريه و سوء استفاده بيگانگان از آثار اين نزاع داخلى در جهت انزواى سياسى سوريه و ابراز بدترين اهانت‌ها به اين نظام درافكار عمومى غربيان از آثار اين گسست بوده است.
ما مى‌دانستيم كه اين موضع سياسى معقول و آرام اخوان المسلمين سوريه از سال‌ها پيش جوانه زده و چند سال پيش به تدوين برنامه كارى‌اى انجاميده كه مستند به بازنگرى ژرف در اشتباهات پيشين اين جماعت و پذيرش گزينه فعاليت دموكراتيك و آرام و از رهگذر مشروعيت قانونى و نهادهاى قانونى بوده است. ما همچنين مى‌دانستيم كه علنى شدن اين برنامه از سوى اخوان سوريه نه فقط بستن پرونده‌اى قديمى، بلكه گشودن صفحه‌اى جديد از همكارى براى ساختن دورانى تازه در اين كشور است. اما آنچه كه تاكنون براى ما معلوم نشده - بدون توجه به شايعات و گفته‌ها- اين نكته است كه چه چيزى اين جماعت را واداشت تا به گزينه‌ها و پيمان‌هاى ديگرى روى آورد كه هيچ معنى و هدفى جز قطع پيوند تفاهم با نظام نداشته است؛ آخرين اين گزينه‌ها، جبهه نجات ملى (جبهه الخلاص الوطنى) بود كه از نيمه دوم سال ٢٠٠٥انتخاب شد.
اين جماعت از ظرفيت سياسى آرمانى‌اى براى چرباندن موضع ملى و وطنى‌اش برموضع جنبشى اخوانى‌اش و اقامه دليل برراستى رويكرد و درستى بازنگرى‌اش و واداشتن اهل ترديد به اطمينان به خويش را دارا بود. اين ظرفيت آرمانى درست مقطع زمانى ٢٠٠٥ تا ٢٠٠٨ را شامل مى‌شود كه دشوارترين سال‌هاى تاريخ معاصر سوريه بوده است. در اين مقطع، فشار اروپا و آمريكا برسوريه به آخرين حد خود رسيد و اين كشور محاصره سياسى شد و دستگاه‌هايى از درون و بيرون، امنيت آن ر ا لرزاندند و چيزى نمانده بود كه به وسيله دست‌هاى هرزه بيگانگان از پاى درآيد. همچنين بر صاحب اين قلم پوشيده است كه چرا اخوان سوريه، دراين مقطع گزينه‌اى را اختيار كردند كه حداقل و هرچند به صورت غير مستقيم دايره فشار را بر دولت سوريه تنگتر مى‌كرد و به نام دموكراسى وحقوق بشر، مشروعيت فشارهاى خارجى را از درون فراهم مى‌آورد.
در لحظات سخت فقدان توازن سياسى كه دست‌هايمان را روى قلبمان گذاشته بوديم، واژگان سياسى تعارض گرايانها را به زبان كينه برانگيزانه طايفه‌اى ومذهبى مى‌شنيديم و مى‌خوانديم، كه از باب امانت بايد بگويم كه تنها اخوانى‌ها مسئول آن نبودند. پس ازآن از هم‌پيمانى ناگهانى اين جماعت با عبدالحليم خدام به شدت شگفت‌زده شديم. درحالى كه اين شخص تا چندى پيش از آن از عوامل سركوب اخوان شمرده مى‌شد. اما شگفتى بزرگتر ما از آن بود كه اين پيمان وحدت با برنامه آمريكايى توسعه دموكراسى درخاورميانه بزرگ مرتبط شد و اين جماعت حساب خود را از اين برنامه و برخى از هم‌پيمانان خود دراين جبهه جدا نكرد.
انگيزه‌ها و اسباب در پيش گرفتن چنين سياست‌هايى آن هم در چنين لحظات دوران سازى كه يك كشور در برابر آزمون‌هاى دشوار قرار مى‌گيرد، هرچه كه باشد، موضع اخير آن در خروج از پيمان وحدت با عبدالحليم خدام وجبهه نجات ملى و پيش از آن متوقف كردن فعاليت‌هاى سياسى مخالف نظام كه نشانه حمايت از مواضع ملى نظام است، مسير گذشته آن را تصحيح مى‌كند و آن را به جايگاه طبيعى‌اش كه بايد در آن باشد برمى‌گرداند. اين جايگاه طبيعى، مشاركت در تقويت توان درونى ميهن و تثبيت قدرت سوريه بر مقاومت در برابر فشار بيگانه و صهيونيست‌هاى متجاوز و مشاركت در سازندگى آينده سياسى كشور از رهگذر نهادهاى قانونى و گفت وگوى صادقانه ملى است.