پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - اوباما؛ ايران هستهاى و راهبرد مهار - دلاور پوراقدم مصطفی
اوباما؛ ايران هستهاى و راهبرد مهار
دلاور پوراقدم مصطفی
مقدمه
يكى از دغدغههاى دولت باراك اوباما، مقاومت فعّال جمهورى اسلامى ايران براى توسعه دانش هستهاى صلحآميز بومى در راستاى تكليف محورى به اصل تحقيق، توسعه و تحقق آرمانهاى نرمافزارى افق ايران ١٤٠٤ است.
در اين راستا دولت دموكرات آمريكا متأثر از لابىهاى صهيونيستى؛ مانند آبيك و همچنين با هدف جلوگيرى از مشاركت ايران هستهاى مستقل و مقتدر در تركيبات منطقهاى، با كاربست ابزارهاى مختلف، برنامه ريزى مىكند تا مانع از تحقق اهداف عاليه سند حجم انداز فن آورى نوين شود. از طرفى، تجربه اندوزى از هشت سال رياست جمهورى جرج بوش، به دولت اوباما ثابت كرد، كه به كارگيرى لفاظىهاى روانى - رسانهاى؛ مانند احتمال عملياتى كردن سناريوى حمله نظامى و يا حمايت از تغيير رژيم، فقط مىتواند بحرانهاى امريكا در حوزه استراتژيك خاورميانه را افزايش دهد و استفاده از گفتمان زور در برابر ج.ا.ايران كه از ظرفيتهاى ژئواستراتژيكى و نرمافزارى - سختافزارى قابل توجهى برخوردار است نمىتواند گفتمان مناسبى براى تعامل با ج.ا.ايران باشد. به همين منظور، باراك اوباما همسو با حمايت از مذاكرات مستقيم و با كاربست آموزههاى دكترين مهار و باز دارندگى تلاش مىكند، چالشهاى تهران در حوزه صنعت هستهاى را افزايش دهد. به همين دليل شايسته است تا متوليان امر به منظور حداكثر بهرهگيرى از ظرفيتها و خنثى سازى آسيبهاى اجتماع، ضمن شناسايى ابزارهاى دكترين مهار و بازدارندگى ايالات متحده با رويكرد آينده پژوهى كاربردى و حد اكثر سازى انسجام فكرى - رويهاى، نسبت به تبيين پاداستراتژى پدافندى كارآمد در برابر سناريوهاى تهديد زا اقدام نمايند.
در اين راستا مهمترين ابزارها و شيوههاى دكترين مهار و باز دارندگى ايالات متحده در قبال ايران هستهاى عبارتنداز:
هدفمند كردن گسترش آفندهاى اقتصادى در قالب گزينه تحريم
ايالات متحده همسو با گسترش تحريمهاى شوراى امنيت و فرا آتلانتيك »تحريمهاى يكجانبه« را نيز به صورت هدفمند گسترش مىدهد، كه وظيفه نظارت بر حسن اجراى آن بر عهده »اداره كنترل دارايىهاى خارجى وزارت خزانه دارى« است. بنابراين هدفمند كردن تحريمها با هدف تحقق اهداف تاكتيكى و راهبردى زير صورت مىگيرد:
١. تضعيف توسعه استراتژيك ايران ١٤٠٤
يكى از راهكارهاى نظام سلطه جهت كند كردن توسعه راهبردى ج.ا. ايران، افزايش محدوديت و موانع براى واردات كالاهايى با »كاربرى دوگانه« به نهانه مقابله با »تكثير تسليحات اتمى« است و تحريم شركتهاى بيمه، بانك ملّى، شركتهاى واسطهاى خارج از كشور، برخى مؤسسات اعتبار صادراتى و كشتيرانى ج.ا.ايران در اين چارچوب قابل تعريف است.
٢. بستر سازى براى تضعيف اصولگرايان در دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى
٣. تحريم واردات بنزين و صنايع انرژى ايران.
با توجه به وابستگى تحقق رديفهاى بودجه (فروش نفت ٣٧/٥ دلار) به درآمدهاى فروش حاملهاى انرژى، ايالات متحده تلاش مىكند تا با گسترش دامنه تحريم انرژى، زمينه ركود طرحهاى عمرانى، زير بنايى، خدماتى و بالتبع افزايش نارضايتى عمومى را فراهم كند.
از طرفى، سناريوى پيروان گزينه تحريم اين است كه تحريم بنزين مىتواند قيمت آن را در ايران به چند برابر افزايش دهد كه با توجه به درهم تنيدگى قيمت اين محصول با معيشت دهكهاى پايين جامعه، زمينههاى وقوع نا امنىهاى مدنى و صنفى را ايجاد كنند به همين منظور شايسته است متوليان امر مقدمه كاهش نياز به بنزين وارداتى را فراهم نمايند.
بستر سازى براى وارد كردن ناتو در موضوع هستهاى ايران
ايالات متحده پس از فروپاشى شوروى و آغاز نظام تك قطبى، به صورت پلكانى حوزه مسئوليت قارهاى ناتو به سمت نقش پذيرى جهانى را توسعه داده و بين »تهديد صلح و ثبات منطقهاى« و منافع ناتو يك رابطه پايدار را تعريف مىكند، به طورى كه اين سازمان به بهانه مقابله تروريسم بين الملل، مهاجرتهاى غير قانونى، تسليحات كشتار جمعى، امنيت انژرى، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان، مقابله با دزدىهاى دريايى، نظارت بر آتش بس، نظارت بر حسن اجراى انتخابات و تأمين امنيت، ارسال كمكهاى غذايى و دارويى به مناطق بحرانى؛ حضور خود را در مناطق جغرافيايى استراتژيك پر رنگتر مىكند، كه ايجاد ساختارهايى، مانند: »شوراى مشاركت اوراسيا - اروپا«، »مشاركت براى صلح« و »طرح ابتكار دسته جمعى« در اين چارچوب ارزيابى مىشود.
به عنوان مثال، ناتو، توافقهاى دفاعى - امنيتى جديدى را در چارچوب »ابتكار همكارىهاى استانبول« با اعضاى شوراى همكارى خليج فارس منعقد نموده، كه از مصاديق آن مىتوان به توافق نامه امنيتى ناتو و بحرين در تاريخ ٢٤ مارس ٢٠٠٨، ميان وزير خارجه بحرين و »دبير كل ناتو آقاى پاپ دهوپ شفر« براى مقابله با تكثير تسليحات كشتار جمعى اشاره كرد كه در صورت تعميم آن به ساير كشورهاى حوزه خليج فارس، مىتواند ناتو را به عنوان بازوى نظارتى حسن اجراى قطعنامههاى شوراى امنيت مطرح نمايد و يا اينكه اين كشور به پشتوانه توافق نامههاى دفاعى - امنيتى با ايالات متحده و ناتو محدوديتهايى را براى ناوگان كشتيرانى به وجود آورند، كه در صورت فقدان آسيبشناسى و پاداستراتژى راهبردى مناسب مىتواند به كاهش فضاى تنفسى و عمق استراتژيك امنيت ج.ا. ايران در خليج فارس منجر شود.
بهرهگيرى همزمان از آفندهاى نرمافزارى چند گانه
ايالات متحده به منظور تغيير رفتار متوليان ديپلماسى هستهاى و تحميل كردن گزينه ديپلماسى وادادگى (همانند گزينه ليبى)، تلاش مىكند تا با كاربست همزمان آفندهاى امنيتى، سياسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و روانى - رسانهاى به زمينه مديريت جنگ نرم عليه ايران هستهاى را فراهم كند، كه بر محورهاى زير استوار است:
- كاربست آفندهاى اطلاعاتى با هدف رفع خلأ اطلاعاتى از ميزان بازدارندگى هوايى جمهورى اسلامى ايران و يا رخنه در ساختارهاى متولى توسعه صنعت هستهاى صلحآميز ايران؛
- كاربست آفندهاى روانى - رسانهاى با هدف تضعيف انسجام فكرى - رويهاى كارگزاران نظام در شرايط بحران و بازنگرى متوليان امر در ايستارها و ارزشىهاى مقاومت ملى در برابر نظام سلطه؛
- كاربست آفندهاى اقتصادى با هدف افزودن هزينههاى نهادينه شدن بنيانهاى ايران هستهاى و جلوگيرى از الگوپذيرى ساير كشورهاى در حال توسعه از الگوى مقاومت فعّال و عزّت مآبانه ج.ا. ايران؛
- كاربست آفندهاى اجتماعى از طريق گسترش شائبه هزينههاى بالاى توسعه ايران هستهاى براى اصناف و قشرهاى مختلف جامعه با هدف بدبين كردن مردم به سطوح حاكميت، تضعيف حمايتهاى مردمى از متوليان ديپلماسى هستهاى و در نهايت بستر سازى براى ايجاد وگسترش تنشهاى پنج بُعدى (تنشهاى صنفى، دانشجويى، قومى، فرقهاى و اجتماعى)؛
- كاربست آفندهاى سياسى با هدف تضعيف ثبات فكرى - رويهاى ميان رجال سياسى متولى ديپلماسى هستهاى ج.ا.ايران؛
- كاربست آفندهاى فرهنگى؛ مانند ساخت بازىهاى رايانهاى و انعكاس تصاوير مجازى از اهداف و ماهيت فعاليتهاى هستهاى ايران.
يكى ديگر از آفندهاى تبليغاتى غرب به »بحران سازى« از طريق انعكاس تصاوير مجازى از پيامدهاى اقتصادى تحريمهاست كه در اين راستا با تأكيد بر تسرى پيامدهاى »ركود اقتصادى جهانى« در كنار ركود ناشى از تحريم تلاش مىكنند تا نظام امنيت اقتصادى جامعه را متزلزل كرده و زمينه ايجاد يأس و نا اميدى و »بحران مشروعيت« را در جامعه گسترش دهند. همزمان آنان تأكيد بر پتانسيلهاى طبيعى و ثروتهاى انرژى ايران، تلاش مىكنند سطح انتظارات جامعه ايران را بالا برند.
جلوگيرى از الگوپذيرى كشورهاى در حال توسعه از آموزههاى مقاومت فعّال ديپلماسى هستهاى جمهورى اسلامى ايران
يكى از نكات قابل تأمل »الگو مقاومت فعال« ايران به توسعه بومى صنعت هستهاى صلحآميز و گسترش انقلاب نرمافزارى توليد علم در حوزه فن آورىهاى نوين در شرايطى است كه متوليان نظام سلطه با مديريت تحريمهاى هدفمند و افزايش لفاظىهاى رسانهاى، بارها سعى كردهاند تا حركت رو به جلوى »بومى كردن دانش هستهاى« را متوقف كنند، در حالى كه سياستهاى سلطه مآبانه غرب، هر چند حركت به سمت توسعه ايران هستهاى را كند كرده، اما هيچ گاه متوقف نكرده است كه اين موضوع مىتواند به نمادى براى ساير كشورهاى در حال توسعه تبديل شده و بنيانهاى هژمون كه وابستگى كشورها به آن يكى از اركان آنها است را متزلزل كند، به همين دليل ايالات متحده با افزايش هزينههاى ايران هستهاى، تلاش مىكند تا شائبه را به ساير كشورها تداعى كند كه پيروى از الگوى ايران مىتواند هزينههاى زيادى را براى آنان تحميل كند كه بهتر است با پيروى از سياست ليبى (الگوى وادادگى) در جهت دانش هستهاى وارداتى تلاش نمايند. به عبارت ديگر، امريكا و پيروانش مايلند نظام سلطه را در هر دو بعد سختافزارى و نرمافزارى تداوم دهند و سياستهاى غرب مآبانه ايران با هنجارهاى »ثبات متنى بر نظام هژمونيك« همخوانى ندارد.
در اين راستا نهادهاى تبليغاتى غرب با كم اهميت جلوه دادن توسعه دانشهاى نوين و يا برجسته كردن كمك دانشمندان رومى، چينى و يا كره شمالى تلاش مىكنند، دستاوردهاى بومى متوليان انقلاب نرمافزارى ايران در حوزه صنايع اتمى و هوا - فضا را كمرنگ نمايند.
ايران هراسى از طريق انعكاس تصاوير مجازى از قابليتهاى هستهاى ايران
يكى از سياستهاى راهبردى امريكا در راستاى جنگ نرم، گسترش »آفند تبليغاتى ايران هراسى« با تمركز بر سه محور »جغرافياى سياسى هلال شيعى«، »صنايع موشكى« و »قابليتهاى هستههاى ايران« است كه هر سه محور فوق با انعكاس تصاوير مجازى صورت گرفته و با هدف تضعيف نظام امنيت سازى بومى و پايدار و هموار كردن ترتيبات امنيتى برون سيستمى مديريت مىشود.
در اين راستا نهادهاى اطلاعاتى - امنيتى امريكا از ترفندهاى زير استفاده مىكنند:
- تمركز بخشى نهادهاى ديپلماسى عمومى بر »كاريكاتوريسم امنيتى« مبنى بر بزرگ نمايى ضعفها و كوچك نمايى فرصتها؛
- استناد سازى جعلى اتهامات ساختگى ؛ مانند نمايش عكسها و اسلايدهاى مطالعات ادعايى توسط اولىهاينونن ويا »هومن نائكرت« مسئول امور پادمان خاورميانه در شوراى حكام؛
- تحريف اخبار؛ مانند تداعى شائبه نقش محورى ساختارهاى نظامى در توسعه صنعت هستهاى ايران؛
- مرتبط كردن توسعه موشكهاى بالستيك ج.ا.ايران با صنايع صلحآميز هستهاى. به عنوان مثال »جامعه اطلاعاتى امريكا« در راستاى مديريت آفندهاى روانى - رسانهاى و گسترش كاربست جنگ رسانهاى، تلاش مىكند با تداعى شائبه وجود ارتباط بين »برنامههاى فضايى« و »توسعه موشكهاى بالستيك شهاب ٣« بستر كُند كنندگى اين صنعت را فراهم كند، كه از آخرين دستاوردهاى ملى و غرور آفرين آن مىتوان به پرتاب ماهواره ملى اميد به وسيله ماهواره بر سفير٢ اشاره كرد كه به دنبال آن حجم وسيعى از جنگ تبليغاتى و رسانهاى غرب با هدف ايران هراسى در منطقه آغاز شد.(١)
همزمان با جنگ روانى نهادهاى اطلاعاتى امريكا، »ژنرال جيمز كارت رايت، قائم مقام رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا« در سوم فوريه ٢٠٠٩، مدعى شد كه توسعه قابليتهاى پرتاب ماهوارههاى فضايى، بستر دستيابى ايران به موشكهاى بالستيك بين قارهاى را هموار مىكند.
تضعيف قابليتها و ظرفيتهاى بازدارندگى موشكى متعارف و نا متقارن جمهورى اسلامى ايران
بررسى »مطالعات ادعايى تسليحاتى شدن« در گزارشهاى فصلى مدير كل آژانس اتمى، بيانگر اين است كه نظام سلطه، بنيانهاى بازدارندگى كلان ملى را مورد هدف گرفته و تلاش مىكند تا در پوشش بازرسىهاى آژانس، خلأ اطلاعاتى خود را در برابر ميزان توسعه صنايع موشكى و آخرين دستاوردهاى وزارت دفاع را مرتفع نمايد.
از طرفى مجلس سنا در هفدهم جولاى ٢٠٠٨ (٢٧ تير ١٣٨٧) به »قانون جامعه تحريم ايران، پاسخگويى و منع سرمايه گذارى« را بهانه آزمايش موشك ارتقاء يافته شهاب ٣ به تصويب رساند.
سرشكن كردن هزينههاى مهار و بازدارندگى ايران هستهاى ميان قدرتهاى فرا منطقهاى
دولت اوباما خواهان اتخاذ »رويكرد چند جانبه گرايى« در برابر توسعه صنعت هستهاى صلحآميز ج.ا.ايران است؛ به همين منظور مايل است از تمام خلأها و ظرفيتهاى استراتژيك ؛ مانند روسيه و چين نيز استفاده كند. به عبارتى سناريوى محتمل اين است كه دولت اوباما به منظور همراه كردن مسكو و پكن، بخشى از كنشهاى خود با هژمونىهاى شرق را كاهش دهد؛ زيرا واشنگتن بر اين حقيقت آگاه است كه اتخاذ راهبرد مهار در قبال موضوع هايى، مانند ايران هستهاى، فعاليتهاى موشكى و اتمى كره شمالى، پيشرفت صنايع هوا - فضاى ايران، فرآيند صلح خاورميانه، امنيت سازى در افغانستان، افزايش افراط گرايى فرقهاى در لايههاى امنيتى خاورميانه، امنيت انرژى و مقابله با »جرايم سازمان يافته« تنها از طريق همكارى تمام اعضاى دايم شوراى امنيت قابل تعريف است و هر گونه »تنش سازى« در روابط شرق و غرب مىتواند از اجماع قدرتهاى سلطه گر جهت مداخله در حوزههاى راهبردى را كاهش دهد. به عنوان مثال بر اساس پيش نويس قانون كميته مالى سنا، مصوب ١٨ ژوئن ٢٠٠٨ تصويب همكارىهاى هستهاى روسيه و امريكا به توقف همكارىهاى اتمى اين كشور با ج.ا.ايران مشروط شده است.
جمع بندى و نتيجه گيرى
در موضوع مقابله با ايران هستهاى يك نوع انسجام فكرى بين دموكراتها و جمهورى خواهان وجود دارد، ولى در نحوه عملياتى كردن دكترين مهار و بازدارندگى بين آنان اختلاف رويه است، به طورى كه دولت نو محافظه كار جرج بوش از »مذاكرات مشروط« پس از »راستى آزمايى« فعايتهاى مرتبط با غنى سازى حمايت مىكرد و خواستار تصويب پروتكل الحاقى و همكارىهاى گسترده فرا پادمانى ايران با آژانس بود، ولى دولت اوباما خواستار تحميل توقف غنى سازى و فعاليتهاى توسعهاى هوا - فضا از درون مذاكرات بدون پيش شرط است، به عبارتى ديگر، تغيير دولت هيچ گونه تأثيرى در مطالبه غير قانونى و زياده خواهىهاى واشنگتن ايجاد نمىكند و با توجه به سياست قاطع ج.ا.ايران در تداوم فعاليتهاى صلحآميز هستهاى و توسعه بازدارندگى موشكى متعارف، اين سناريو بسيار محتمل است كه رويكرد چماق و هويج (تهديد و تطميع) به عنوان يكى از اركان دكترين مهار و بازدارندگى دولت اوباما تداوم يابد، ولى تفاوت آن با سياستهاى تحريم دولت بوش در اين است كه دولت جديد امريكا بيشتر مايل به گسترش عمق و دامنه تحريم از دو مجارى زير است:
- بند ٤١ فصل هفتم منشور ملل متحد؛
- تحريمهاى فرا آتلانتيك از طريق گسترش رايزنىهاى سياسى با تروئيكاى اتحاديه اروپا (فرانسه، انگلستان و آلمان).
به عبارتى پيش بينى مىشود كه حداقل تا كوتاه مدت از حجم آفندهاى تبليغاتى امريكا مبنى بر احتمال عملياتى كردن سناريوى حمله نظامى كاسته شود و سياست تغيير رفتار ديپلماسى فعال هستهاى از دو ابزار فشار تهديدات نرم (دكترين براندازى نرم) و تهديدات نيمه سخت (هدفمند كردن تحريمها) پىگيرى شود.
از طرفى دولت اوباما خواهان مديريت تنش با ج.ا.ايران در قالب »بسته مذاكرات« است كه در آن به غير از موضوع هستهاى، ساير موارد زير نيز پىگيرى شود:
- سازوكارهاى افزايش مشاركت سازنده ج.ا.ايران در فرآيند امنيت سازى در افغانستان و عراق؛
- سازوكارهاى تقويت نقش ايران در ترتيبات امنيت انرژى منطقهاى؛
- نحوه بهرهگيرى از مزيتهاى قدرت نرم ايران در ميان جنبشهاى مقاومت حزب الله و حماس؛
- دورنماى مذاكرات صلح اعراب و رژيم صهيونيستى؛
- دورنماى نقش ايران در ترتيبات امنيتى خليج فارس؛
- سازوكارهاى تقويت مشاركت ايران در فرآيند بازسازى اقتصادى عراق ؛
- دورنماى بعد و دامنه توسعه »بازدارندگى موشكى نا متقارن« ج.ا.ايران.
نكته قابل تأمل اين است كه از سال ٢٠٠٣، مهمترين دليل تصويب قطعنامههاى كنگره، تهديد صلح و ثبات منطقهاى توسط ج.ا.ايران بوده و ديگر اينكه تعداد سناتورها و نمايندگان دموكرات موافق گسترش گزينه تحريم ج.ا. ايران بر حزب جمهورى خواه برترى داشته است.
پى نوشت:
١. ماهواره ملى اميد به وسيله ماهواره بر سفير٢ كه به صورت كاملا بومى در كشور طراحى شده، در سىامين سالگرد پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى در ١٥ بهمن ١٣٨٧ (سوم فوريه ٢٠٠٩) به فضا پرتاب شد. اين ماهواره از نوع ماهوارههاى سبك است، كه هر ٢٤ ساعت يك بار به دور زمين مىچرخد و در هر دور، دوبار به وسيله ايستگاههاى زمين دورسنجى و برد سنجى كنترل و هدايت مىشود. اين ماهواره اطلاعات را از دو باند فركانسى و هشت آنتن به زمين ارسال مىكند و در يك مدار بيضوى با حضيفن ٢٥٠ كيلو مترى و اوج حدود ٥٠٠ كيلومترى در مدار پايينى زمين قرار گرفته است.