پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - عقلانيت مصرفى، عقلانيت توليدى - فیاض ابراهیم
عقلانيت مصرفى، عقلانيت توليدى
فیاض ابراهیم
١. مصرف و توليد دو كنش هستند كه داراى چارچوب معنايى خاص به خود مىباشند كه دو چارچوب معنايى رقيب را تشكيل مىدهند به گونهاى كه با آمدن يكى، ديگرى محدود مىشود، پس كشورهايى كه داراى چارچوب معنايى توليدى هستند چارچوب معنايى مصرفى ندارند و يا ضعيف مىباشد.
٢. عقلانيت توليدى و مصرفى از نظامهاى معنايى دينى نشأت مىگيرند چرا كه اديان چارچوبهاى معنايى يك جامعه را مىسازند و چارچوبهاى معنايى، چار چوبهاى كنشى يك جامعه را شكل مىدهند بدون اين چارچوب معنايى، چارچوب كنشى نيز وجود نخواهد داشت كه ما از آن به عقلانيت ياد مىكنيم. پس هويت و ماهيت عقلانيت موجود در يك جامعه، دين و مذهب آن تشكيل مىدهد.
٣. شناخت نوع مذاهب و ارتباط آنها با نوع عقلانيت موجود در يك جامعه مىتواند مطالعه تطبيقى جهانى مذهب را شكل دهد. به عبارت ديگر چهره پنهان عقلانيت مصرفى يا عقلانيت توليدى را مذهب تشكيل مىدهد. و تحول مذهب را مىتوان در جهت عقلانيت مصرفى يا عقلانيت توليدى دانست ؛ به گونه مثالى اگر مذهب به طرف اشرافيت حركت كند عقلانيت مصرفى را در جامعه رواج خواهد داد و اگر به طرف يك مذهب مردمى حركت كند عقلانيت توليدى را ايجاد خواهد كرد.
٤. تاريخ مذاهب مسيحيت شاهد بر نكته مذكور مىباشد كاتوليسم يك مذهب اشرافى است كه عقلانيت مصرفى را رواج مىدهد چرا كه سازمان مذهبى آن يك سازمان مصرفى است و ساختار معرفتى آن يك ساختار انفعالى است، چرا كه بر اساس ايمان شكل مىگيرد و غير عقلانى است و از نظر ساختار سازمانى يك نوع مصرف گرايى از خود دارد (مصرف اعانه مردمى و ماليات).
٥. پروتستانتيزيسم كه ضد سازمان كاتوليسيسم بود و سعى كرد به فرد در مقابل سازمان اصالت دهد و يك فرد توليدى را توليد كند، مبناى مذهبى خود را بر اساس سازندگى بنا كرد و چون مذهب خود را فردى ضد سازمانى ترسيم كرد پس به يك عرفان مولد روى آورد. عرفانى كه بر اساس توليد تجليات خداوند در روى زمين، خود را بنا كرد كه بر اساس توليد ثروت بر اساس ربا بنا شد (فتواى كالون).
٦. پروتستانتيزيسم معرفت توليدى خود را بر اساس هرمنوتيك بنا كرد كه مىتوان به آن نام فرد گرايى توليدى معرفتى داد و از اينجاست كه مذهب عقلانيت توليدى شكل داده مىشود. پس عقل انديشنده و خود بنياد، ميدان دار مىشود و سپس به توليد ساختار بر اساس آن مىپردازد ساختار توليد علم تجربى و فناورى كه با اقتصاد ربوى تركيب مىشود و تمدن توليدى غربى را شكل مىدهد (پروتستانتيزيسم از تفسير يهودى مسيحيت به وجود آمد).
٧. كاتوليسم ساختار مصرفى خود را بر اساس خانواده بنا مىكند. يكى خانواده بسته (بدون طلاق و بدون جلوگيرى از باردارى...) كه يك خانواده با ثبات را تشكيل مىدهد؛ يعنى يك خانواده مصرفى كه بر اساس عقلانيت مصرفى ايمانى خود را شكل مىدهد. و توليد نسل را در حرفه خود دارد و بنياد خود را بر خانواده و نه فرد مىگذارد. پس پيشرفت مبتنى بر فرد و رقابتهاى فردى كه اساس نظريه تكامل و تمدن غربى را تشكيل مىدهد، كنار مىگذارد. بر عكس پروتستانتيزيسم كه خانواده در آن به ضعف كشانده شده است؛ به گونهاى كه در كشورهاى پروتستانى در ميان پروتستانها جمعيت رشد منفى دارد و بر عكس كشورهاى كاتوليك كه در كاتوليك جمعيت رشد طبيعى خود را دارد و خانواده بر جمعيت يك واحد مصرفى است، تا توليدى در خود پرورش مىدهد (مثل فرانسه).
٨. در كشورهاى اسلامى در دوران جديد به دنبال پروتستان سازى اسلام بودند تا عقلانيت توليدى غربى را در اين كشورها به وجود آورند و اين در برخورد با استمرار سنت در اين كشورها واقع مىشد و استمرار سنت با وجود خانواده اسلامى ممكن نبود. پس عقلانيت توليدى غربى بدون برخورد با خانواده ممكن نمىشد كشف حجاب در دوران رضا خانى و ترويج روابط جنسى قبل از ازدواج و فرا ازدواجى در جوامع اسلامى، هدف اصلى واقع شد. (مثلا رواج ازدواج موقت در بين جوانان مجرد و متأهل) پس عقلانيت فردگراى توليدى در بين كشورهاى اسلامى با سنت و خانواده برخورد مستقيم دارد.
٩. از طرف ديگر كشورهاى اسلامى بر اساس اقتصاد مصرفى نفتى خود را بنا كردهاند (مستقيم و غير مستقيم) زمانى پول نفت، بنيادىترين فرآيند اقتصادى كشورهاى اسلامى را تشكيل مىدهد كه فقط مصرف مىزايد و ضديّت با توليد دارد و عقلانيت مصرفى را رواج و حاكم مىكند دولت كه پول نفت را در اختيار دارد سعى در شكستن ساختارهاى خانواده براى رسيدن به مدرنيسم و مدرنيته مصرفى دارد كه از دوران مشروطه تا حال در ايران ادامه دارد. پس جنگ دولت نفتى با خانواده سنتى، تضاد و بحران كشورهاى اسلامى را تشكيل مىدهد.
١٠. ترسيم عقلانيت توليدى كه حريم خانواده را مورد هجوم قرار ندهد و ترسيم عقلانيت مصرفى كه اشرافيت معرفتى ساختارى را تقويت نكند راه سوم تشكيل مىدهد به عبارت ديگر تركيب عقلانيت مصرفى با عقلانيت توليدى به گونهاى تئوريك و ساختارى، اساس سياستگذارى و برنامهريزى كشورهاى اسلامى و ايران را تشكيل مىدهد.
١١. كشورهاى اسلامى و ايران داراى زير نظامهاى فرهنگى هستند كه عقلانيت توليدى و مصرفى را با هم تركيب كردهاند و توانستهاند هم خانواده را حفظ كنند و هم توليد و پيشرفت را در پيشينه خود داشته باشند مثل حوزه فرهنگى اصفهان كه عقلانيت توليدى صنعتى ايران را شكل مىدهد و عقل نظرى ايرانى را در درون خود توليد كرده است و مركز توليد فلاسفه و فلسفه ايرانى است و حوزه فرهنگى يزد كه مركز توليد عقل عملى ايرانى است و معرفت فقهى ايرانى را شكل داده است و بيشترين تاجر را در سطح جهانى ايران را شكل داده است.
١٢. باز توليد اين زير نظامهاى فرهنگى مىتواند راه را براى آينده هموار كند، ولى اشرافيت معرفتى ايرانى كه در قالب روشنفكرى و دولتهاى غرب گرا تجلى پيدا مىكند به گونه ساختارى با اين نوع فرهنگها برخورد پيدا مىكند سعى در نابودى اين فرهنگها دارد (مثل ساختن طنز و رواج آن درباره فرهنگ توليدى يزد و اصفهانىها) اشرافيت معرفتى ساختارى مبناى عقلانيت مصرفى ويرانگر فرهنگى سياسى و اقتصادى و اجتماعى كشورهاى اسلامى تشكيل مىدهد و ضديت با سنت ايرانى و خانواده ايرانى در درون خود دارد. و به نام توليد گرايى به مصرف گرايى مىپردازد.