پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - چالشهاى حضور - دلاور پوراقدم مصطفی

چالش‌هاى حضور
دلاور پوراقدم مصطفی

مقدمه
يكى از مهم‌ترين كانون‌هاى رقابت احزاب و تشكل‌هاى سياسى، حضور قدرتمند آنان در دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى، مورخ ٢٢ خرداد ١٣٨٨ است و بالتبع با نزديك شدن به فضاى رقابت‌هاى انتخاباتى، گروه‌هاى سياسى با بهره‌گيرى از اهرم‌هاى قدرت، نفوذ و اقتدارى كه در جامعه و ساختارهاى حاكميت دارند، ساز و كارهاى لازم براى شكست رقباى مقابل، به كار خواهند بست.
در اين راستا طبيعى است كه به هر ميزان كانديداهاى اصول گرا متمركزتر باشند، ضريب احتمال پيروزى آنان نيز افزايش مى‌يابد، ولى تجربه انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى، نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى و دوره سوم شوراهاى اسلامى شهر و روستا بيانگر اين واقعيت است، كه وحدت اصولگرايان در صحنه عمليات با موانع كاركردى و مفهومى روبروست.
بنابراين مهم‌ترين دلايل عدم اجماع جبهه اصولگرا بر كانديدايى واحد عبارتند از:
١. فقدان ثبات فكرى - رويه‌اى اصولگرايان در قبال نيازها، چالش‌ها و راهكارهاى فراروى نظام
يكى از پيش نيازهاى وحدت در رقابت‌هاى انتخاباتى، ميزان انسجام بخشى فكرى - رويه‌اى در برابر دغدغه‌هاى فراروى جامعه و نحوه تبيين فرمول مشترك و مرضى الطرفين در قبال چالش‌هاست در حالى كه جبهه اصولگرايان هنوز نتوانسته‌اند در رابطه با اولويت‌ها، بنيان‌هاى منافع ملى و همچنين نيازهاى جامعه به شخص گذارى مناسبى مبتنى بر وحدت كلمه و خرد جمعى دست يابند.
از شاخص‌هاى يك نظام سياسى، تأثير گذارى و تأثير پذيرى از پويش‌ها و روندهاى جهانى منطقه‌اى و داخلى است. به عنوان مثال، در سطح بين المللى، متغيرهايى ؛ مانند بحران مالى جهانى و تأثير آن بر نظام امنيت اقتصادى كشور، چالش‌هاى جهان اسلام و تأثير آن بر وحدت ملى، دورنماى قيمت جهانى نفت و تأثير آن بر تحقق رديف‌هاى بودجه طرح‌هاى عمرانى و خدماتى، نقش ايران در سازمان‌هاى بين المللى در سطح منطقه‌اى و متغيرهايى؛ مانند دورنماى مديريت تنش با ايالات متحده، نحوه مقابله با آسيب‌هاى احتمالى، حضور نظامى - امنيتى امريكا و ناتو در محيط پيرامونى جمهورى اسلامى ايران، نحوه پيشگيرى از ايجاد و گسترش تنش‌هاى قومى - فرقه‌اى، تقويت همگرايى منطقه‌اى، تقويت بازدارندگى نظام در برابر تهاجم‌هاى احتمالى، و در سطح داخلى مؤلفه‌هايى؛ مانند نحوه مديريت كلان ديپلماسى هسته‌اى، اشتغال زايى، جذب سرمايه‌گذارى، نحوه مقابله با فقر و ركود تورمى.
آسيب‌هاى اجتماعى، مانند تغيير در الگوى توزيع، مصرف و گسترش مواد مخدر، قانونمند شدن نظام جامعه امنيت اجتماعى، نحوه حداكثر سازى ضمانت‌هاى اجرايى و قضايى در چارچوب نظام مردم سالارى دينى و حقوق مدنى؛ از مهم‌ترين مقوله هايى هستند كه احزاب و تشكل‌هاى سياسى با مانور بر روى آنها براى اثر گذارى بر مديريت افكار عمومى در زمان انتخابات استفاده مى‌كنند. به طورى كه هر حزب و تشكل سياسى‌اى كه بتواند در تبليغات انتخاباتى خود با كمترين هزينه، فرمول قابل اجرايى را ارائه دهد، طبيعى است كه قدرت جذب آرا بيشترى را به ويژه از ميان اكثريت خاموش جامعه خواهد داشت.(رأى دهندگانى كه با هيچ كدام از تشكل‌هاى اصولگرا و اصلاح طلب گرايش نداشته و بر اساس برنامه‌هاى اعلامى كانديداها و شرايط موجود در انتخابات حضور مى‌يابند، به جمعيت خاموش معروف هستند) در اين ميان يكى از موانع حضور حداكثرى مردم، اعتقاد آنان به شعار زدگى در ميان كانديداهاست و بايسته است جامعه به كانون يقين برسد كه شعارهاى تبليغاتى اصولگرايان در صحنه عملياتى قابل اجرا خواهد بود.

٢. جايگزينى سهم خواهى به جاى تكليف محورى
هر گاه احزاب و تشكل‌هاى سياسى جبهه اصولگرا حضور در انتخابات را در راستاى سهم خواهى تعريف نمايد، طبيعى است كه دولت بر آمده به جاى رفع دغدغه‌هاى جامعه به دليل تعارفات سياسى و كم توجهى به نظام شايسته سالارى به سمت رفع نيازهاى رجال سياسى متمايل مى‌شوند، كه خود مى‌تواند زمينه شكنندگى وحدت اصولگرايان رإ؛ ّّ موجب شود.

٣. فقدان نظام حزبى منسجم
يكى از دلايل ناكامى جبهه اصولگرايى براى اجماع بر روى كانديدايى واحد، فقدان توسعه نظام تحزب و عدم آشنايى جامعه با ساز و كارهاى آن است، به طورى كه تجربه انتخابات گذشته نشان مى‌دهد، گرايش جامعه به نامزدهاى انتخاباتى برون حزبى بيشتر است، به عبارت ديگر فقدان توسعه احزاب، عدم تجربه كار گروهى و عدم اعتماد كافى جامعه به تشكل‌هاى سياسى، باعث كمرنگ شدن مشاركت هدفمند جامعه به نفع كانديداهاى منتخب جبهه اصولگرايى شود، كه از مصاديق آن مى‌توان به نتابج دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى اشاره كرد.
هم اكنون جامعه روحانيت مبارز، مجمع روحانيون و حزب مؤتلفه اسلامى، سه تشكل سياسى شناخته شده در جامعه هستند و ساير تشكل‌ها هنوز نتوانسته‌اند مرام نامه خود را در سطح ملى به صورت نسبى توسعه دهند، به طورى كه با نزديك شدن به زمان رقابت‌هاى انتخاباتى، نام تشكل هايى از جبهه اصولگرايى به گوش مى‌رسد كه تا كنون اسم آنها در ميان جامعه شنيده نشده و صرفاً با هدف مشاركت در توزيع قدرت وارد رقابت مى‌شوند، كه مى‌توانند تا حدودى بر فرآيند وحدت اصولگرايان نيز تأثير منفى بگذارند. به عبارتى با نزديك شدن به زمان انتخابات، تنوع احزاب نيز در جامعه پررنگ‌تر شده و تشكل‌هايى كه تا كنون فعاليت تأثيرگذارى در فرآيند توسعه سياسى نداشته‌اند، با حمايت از كانديدايى خاص تلاش مى‌نمايند خود را در معادلات سياسى داخلى وارد بازى كرده و در صورت پيروزى كانديداى مورد نظر از دولت آينده سهم خواهى نمايند.

٤. تفسيرهاى انحصار گرايانه
يكى از موانع وحدت اصولگرايان اين است كه هنوز به مفاهيم مشتركى از پارادايم و چارچوب‌هاى ذهنى اصولگرايى دست نيافته‌اند؛ در حالى كه هر ميزان وحدت نسبى اصولگرايان عملياتى شود، بالتبع ظرفيت سياسى و تبليغاتى آنان براى مهندسى مطلوب افكار عمومى نيز افزايش مى‌يابد.
هدف تمامى احزاب و تشكل‌هاى سياسى، دستيابى به قدرت است و هر گاه تشكل‌هاى سياسى دستيابى به قدرت را در جهت تكليف محورى و خدمت رسانى به جامعه مورد نظر قرار دهند مى‌توان آن را به عنوان حركتى اصولگرايانه تعريف نمود و بالتبع زمينه اجماع براى انتخاب كانديداى واحد نيز بيشتر فراهم مى‌شود، ولى آسيب جدى به فرايند وحدت هنگامى است كه هر جريان اصولگرايى، تفسير خود از اولويت‌ها، چالش‌ها و راهكارهاى فراروى نظام را حقيقت مطلق قلمداد نموده و حركت خود را عين خدمت رسانى به جامعه ارزيابى نمايد و يكى از راهكارهاى مقابله با اين آسيب اين است كه جبهه اصولگرايى با عدم عضوگيرى از جريان‌هاى افراطى و تأكيد بر حلقه‌هاى مفقوده مشترك، در جهت انسجام بخشى به ساختار وحدت استفاده نمايد.
يكى از موانع وحدت اصولگرايان، عدم اجماع عقلى و قلبى نسبت به تعريف جامعى از اصولگرايى به دور از انحصار گرايى تفسير است، در حالى كه اگر به شاخص‌هاى رهبر فرزانه انقلاب از اصولگرايى عمل شود، بسيارى از موانع مفهومى براى وحدت طيف‌هاى اصولگرا (محافظه كاران سنتى، نومحافظه كاران انقلابى تحول خواه و اصولگرايان اصلاح طلب) فراهم مى‌شود؛ زيرا اصلاح‌طلبى از شاخص‌هاى اصولگرايى است و هر تفكر و اقدامى كه در راه عزت، حكمت و مصلحت و برگرفته از آرمان‌هاى انقلاب، مبانى انديشه سياسى امام(ره) و نظام مردم سالارى دينى باشد در چارچوب اصولگرايى است و تفسيرهاى انحصار گرايانه احزاب و تشكل‌هاى منتسب به اصولگرايان فقط مى‌تواند بستر شكاف ميان آنان را گسترش دهد.
تجربه اندوزى انتخابات گذشته ثابت كرده رهنمودهاى رهبر فرزانه انقلاب نقش بى بديلى را درجهت‌گيرى و مشاركت نيروهاى انقلابى جامعه ايفا كرده و طبيعى است كه به هر ميزان جهت‌گيرى كانديداهاى رياست جمهورى و يا نمايندگى مجلس با بيانات ايشان هم پوشانى داشته باشد به همان ميزان زمينه دستيابى به يك كانديداى مرضى الطرفين بيشتر است.
تعريف رهبر فرزانه انقلاب از اصولگرايى به يك جريان سياسى خاصى منتسب نيست، بلكه هشت بند مورد نظر ايشان، نقش يك منشور وحدت را ايفا مى‌كند، منتهى آسيب هنگامى است كه هر يك از اصولگريان تلاش نمايد يا تفسير انحصارى، رئوس برنامه‌هاى خود را نزديك‌تر از ساير جناح‌هاى سياسى به بيانات ايشان معرفى كند.
رهبر معظم انقلاب شاخص‌ها را تعيين نموده و مصداق يابى آن را بر عهده ملت فهيم ايران واگذار كرده‌اند. ايشان اصلاحات را به مفهوم صحيح آن جزو مبانى اصولگرايى بر شمرده و فرموده‌اند: »اصلاحات اصولگرايانه و اصولگرايى مصلحانه در هم تنيده هستند و با اصلاحات آمريكايى و اصلاحات رضا خانى، كه در واقع افسادات هستند و نه اصلاحات، كاملاً متفاوت‌اند«.
مقام معظم رهبرى در ديدار با كارگزاران نظام در ٢٩ خرداد ١٣٨٥ فرمودند: » هر كارى كه از لحاظ علمى، عملى، دينى، اخلاقى، اجتماعى و سياسى در جهت پيشرفت مردم عزيز باشد، يك حركت اصلاحى است و مردم از آن حمايت مى‌كنند«.
يكى از مهم‌ترين مزيت‌هاى تكليف محورى به بيانات رهبر فرزانه انقلاب اين است كه از محدود شدن دامنه اصولگرايى و بينش‌هاى تنگ نظرانه جلوگيرى مى‌شود و مى‌تواند بخش قابل توجهى از آفندهاى جنگ تبليغاتى غرب براى ايجاد دودستگى در جبهه اصولگرايى را خنثى نموده و بستر تدوين منشور اصولگرايى به عنوان يكى از ساز و كارهاى تحكيم وحدت را فراهم نمايد.

٥. فقدان انسجام فكرى - رويه‌اى نسبت به تركيب و يا كانديداى منتخب شوراى اصولگرايان
به عنوان مثال در انتخابات هشتمين دوره رياست جمهورى، جبهه پيروان خط امام و رهبرى، كه از ١٤ حزب تشكل سياسى اصولگرا تشكيل شده بود، نتوانست نظر موافق تمام طيف‌هاى وابسته به جبهه اصولگرايى را براى اجماع بر روى كانديدايى واحد به دست آورد و نتايج انتخابات نشان داد، كه پيش بينى اين جبهه در مورد برخى نيازهاى جامعه و دغدغه‌هاى مردم درست نبوده است. در اين راستا برخى دلايل عدم موفقيت شوراى اصولگرايان براى كانديدايى واحد و مرضى الطرفين عبارت بودند از :
- فقدان اجماع احزاب و تشكل‌هاى اصولگرا نسبت به آرايش شوراى يازده نفره؛
- فقدان تجربه احزاب اصولگرا به كار گروهى؛
- نياز جامعه به عملگرايى كارگزاران به شعارهاى انقلاب، عدالت محورى و تحول بنيادين در ساختار نظام اقتصادى بيمار كشور؛
- سر خوردگى و بى اعتمادى نسبى مردم به احزاب و تشكل‌هاى سياسى به دليل عدم عملگرايى به شعارهاى انتخاباتى؛
- عدم چينش مناسب اشخاص كاريزماتيك اصولگرا در شوراى يازده نفره.
بافت جامعه شناختى مردم ايران اثبات نموده كه گرايش جامعه به سمت افراد كاريزماتيك توانسته معادلات سياسى داخلى را تغيير دهد كه از مصاديق آن مى‌توان به شاخص‌هاى بالاى حضرت امام خمينى (ره) اشاره كرد كه نقش مهمى را در پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى ايفا نمود.

٦.فقدان تميز مناسب بين نقادى منصفانه و فضاى تخريب
يكى از پيش نيازهاى جبهه اصولگرايى، تقويت فضاى نقادى درون ساختارى بدون مچ‌گيرى و غرض ورزى‌هاى سياسى است؛ زيرا تقويت آستانه تحمل و صبر كارگزاران اصولگر نسبت به نقادى سازنده، مى‌تواند مكانيزم‌هاى نظارتى نامحسوس در نحله‌هاى اصولگرايى را تقويت كرده، به ارتقاء كيفى نظام تصميم‌گيرى منجر شود. بر عكس هر گونه تعارف سياسى ميان احزاب اصولگرا اين شائبه را در ميان مردم ايجاد مى‌كند كه خواسته آنان قربانى باندبازى‌هاى سياسى شده است.

٧.افزايش اصطكاك سياسى ميان دولت و مجلس
واكنش دولت نسبت به مخالفت مجلس با طرح هدفمند كردن يارانه‌ها، گزارش تفريغ بودجه توسط ديوان محاسبات، بررسى روند بودجه و تغييرات آن، استيضاح وزراء، برداشت از صندوق ذخيره ارزى، شيب و سرعت اجراى طرح تحول اقتصادى و... برخى مصاديق وجود اصطكاك سياسى ميان دولت و مجلس است، كه نوعى فضاى رقابت و مچ‌گيرى را در ميان اصولگرايان تداعى كرده و فضاى تعامل سازنده در چارچوب اصل تفكيك قوا را به معناى وجود اختلاف ميان كارگزاران و ساختارهاى اصولگرا معرفى كنند، كه در صورت فقدان هوشيارى مناسب مى‌تواند ضريب احتمال وحدت اصولگرايان را كاهش داده و بالتبع موجب سرشكن شدن آراء شود.از طرفى، رسانه‌اى كردن اختلاف‌ها مى‌تواند مقدمه نااميدى بخشى از جامعه و سر در گمى آنان براى حضور هدفمند در انتخابات را به دنبال داشته باشد.