پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١

مهم‌ترين تحولات سياسى ايران و جهان
ارکان مائده

پرونده هسته‌اى و سياست جديد رئيس جمهور منتخب امريكا
چهاردهمين گزارش البرادعى، تيم امنيت ملى اوباما: باراك اوباما، رئيس جمهور منتخب امريكا كه در آستانه ورود به كاخ سفيد است، آمادگى خود را براى ارائه مشوق‌هاى اقتصادى (هويج) و در برابر تعليق غنى سازى اورانيوم از سوى ايران نشان داده است. اين در حالى است كه چهاردهمين گزارش محمد البرادعى مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى ٢٨ آبان ماه، ١٨ نوامبر منتشر شد. اين گزارش كه همانند گزارش‌هاى قبلى وى دو پهلو بوده با تأكيد بر محتواى گزارش قبلى و عدم توجه ايران به مطالعات ادعايى نوشته شد. در اين گزارش البرادعى خواهان ادامه مذاكرات ميان تهران و غرب شد.
چهاردهمين گزارش محمد البرادعى در اواخر آبان ماه در ٢٢ بند و ٥ بخش منتشر شد. در بخش اول گزارش كه به فعاليت غنى سازى اورانيوم در سال‌هاى گذشته پرداخته شده، آمده است كه ايران از يك سو سانتريفيوژهاى فعال خود را گسترش داده و از طرف ديگر اطلاعات مربوط به غنى سازى را در معرض نظارت نمايندگان آژانس قرار داده است. بخش دوم به فعاليت‌هاى مربوط به باز فناورى، بخش سوم به فعاليت‌هاى مربوط به راكتور آب سنگين و بخش چهارم مربوط به بندهاى ١٠١٤ قطعنامه مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى پرداخته شد. در اين بند انتقاد نسبت به دريافت نكردن پاسخ ايران در رابطه با نيروگاه دارخوين و عدم شفاف سازى فعاليت ايران در خصوص سانتريفيوژهاى تحقيق و توسعه تأكيد شده است. بخش پنجم كه ابعاد نظامى احتمالى را شامل مى‌شود، البرادعى آورده است ايران در رابطه با فعاليت‌هاى نظامى‌اش اطلاعات لازم را در اختيار آژانس قرار نداده و پاسخ به اين موضوع نياز به همكارى بيشتر ايران با آژانس در ارتباط با موضوعاتى همچون فلز اورانيوم و چاشنى‌هاى انفجارى است.
آخرين گزارش محمد البرادعى مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى همچون گزارش‌هاى قبلى وى دو پهلو يعنى حاوى دو جنبه مثبت و منفى از فعاليت‌هاى هسته‌اى ايران بوده است. مثبت از آن جهت كه آژانس بين المللى همواره تأكيد دارد ايران با بازرسان اين نهاد بين المللى همكارى فنى كرده و در بعضى از بخش‌ها بر راستى آزمايى عدم انحراف برنامه هسته‌اى ايران تأكيد دارد. اما جنبه منفى اين گزارش بر عدم همكارى ايران در برخى از بخش‌ها تأكيد شده است. آژانس معتقد است كه ايران به سؤالات و ابهامات مورد سؤال اين نهاد در رابطه با مطالعات ادعايى پاسخ قانع كننده و روشنى ارائه نكرده است و طبق مداليته‌اى كه بين ايران و آژانس به توافق رسيده، ايران بايد به تمامى سؤالات و ابهامات آژانس درباره فعاليت هسته‌اى اش پاسخ دهد، مثلا پاسخ ايران در خصوص نيروگاه دارخوين. اما تهران معتقد است كه ايران به اين سؤالات در چارچوب مداليته پاسخ داده و مطالعات ادعايى پروژه‌هاى سياسى از سوى واشنگتن است، لذا غرب با تهران در رابطه با فعاليت هسته‌اى اش مشكل فنى و حقوقى ندارد، بلكه اين يك بازى سياسى از طرف غرب مى‌باشد كه به راه افتاده است.
چهاردهمين گزارش البرادعى در روز ٢٧ نوامبر، ٧ آذر در شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى ارائه شد. البرادعى در اين نشست از عدم ارائه اسناد ادعايى از طرف غرب به تهران اظهار تأسف كرد و از تمامى كشورهاى عضو اين نهاد خواست كه به آژانس اجازه دهند تا چنين اقدامى را انجام دهند. البرادعى در اين جلسه ضمن راستى آزمايى عدم انحراف برنامه هسته‌اى از طرف ايران اظهار داشت كه آژانس هيچ گونه قصدى مبنى بر ورود به فعاليت‌هاى نظامى متعارف ايران ندارد. اين در حالى بود كه البرادعى از ايران خواست اقدامات لازم اعتماد سازى نسبت به برنامه صلح‌آميز هسته‌اى‌اش را به اجرا بگذارد و خواهان ادامه گفت و گوها با غرب شد. در واكنش به اين اظهارات مدير كل آژانس در جلسه شوراى حكام، على اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس با تأكيد بر عدم وجود هر گونه سند از مطالعات ادعايى ثابت كرد كه آژانس هم اكنون در موقعيتى است كه بتواند عدم اصالت، بى اساس و ساختگى بودن به اصطلاح مدارك منسوب به مطالعه ادعايى را اعلام كند.
اين در حالى است كه گروه »٥+١« روز سه شنبه ٢٦ آذر با ديپلمات‌هاى ارشد پنج كشور عضو شوراى همكارى خليج فارس يعنى بحرين، امارات متحده عربى، كويت، عمان و عربستان سعودى به علاوه مصر، اردن، عراق و خاوير سولانا در نيويورك درباره پرونده هسته ايران ديدار و گفت و گو داشتند. هدف از برگزارى اين نشست متقاعد كردن اعراب در تحريم عليه ايران بود. نمايندگان شوراى امنيت امريكا، انگليس، بريتانيا، فرانسه به علاوه آلمان در اين جلسه به اعراب نشان دادند كه در برابر پرونده هسته‌اى ايران كوتاه نمى‌آيند و فشارها همچنان عليه ايران ادامه دارد. امريكا تلاش مى‌كند تا كشورهاى عرب منطقه را در تحريم‌ها عليه ايران شركت دهد تا اجازه ندهند كه ايران در آن كشورها سرمايه گذارى كند. در همين راستا تحليل گران معتقدند كه نشست اعراب و اعضاى شوراى امنيت ديدارمهمى بوده كه ممكن است جبهه تازه‌اى عليه فعاليت هسته‌اى ايران تشكيل شود. گرچه در گذشته اعراب هيچ گونه مشاركتى در اين موضوع نداشتند، اما هم اكنون غرب خواهان متقاعد كردن عرب‌ها است تا در تحريم‌ها عليه ايران مشاركت جويند تا فشار بر تهران افزايش يابد. البته در كنار اين فشارها، خواهان گفت و گوى مستقيم ميان ايران و امريكا هستند؛ يعنى همان سياست هويج و چماق. در همين حال عرب‌هاى منطقه اميدوارند كه امريكا ايران را متقاعد كند كه دست از غنى سازى اورانيوم بردارد چون نمى‌خواهند اين امر باعث تنش در روابط دو كشور شود. اعراب منطقه معتقدند كه اگر حمله نظامى عليه ايران صورت گيرد اين حمله دامن آنها را هم مى‌گيرد و منطقه در آتش جنگ فرو مى‌رود. از طرف ديگر به نظر مى‌رسد اعراب از سازش امريكا و ايران هراسناك هستند، چون معتقدند اين سازش باعث نفوذ ايران در منطقه مى‌شود و به تقويت ايران در منطقه كمك مى‌كند و اين براى عرب‌هاى منطقه ناخوشايند مى‌باشد. بدين ترتيب در حالى كه يك بيانيه، ٥ قطعنامه و ٣ مرحله تحريم عليه ايران از طرف شوراى امنيت صورت گرفته است مقامات ايران همچنان معتقدند كه مطالعات ادعايى پروژه‌اى سياسى از جانب واشيگتن است و تهران به تمام سؤالات و ابهامات مورد نظر آژانس پاسخ داده است، لذا پرونده هسته‌اى ايران صلح‌آميز و بايد از شوراى امنيت به آژانس ارجاع داده شود. ورود پرونده به شوراى امنيت يك بازى سياسى است كه امريكا عليه ايران در پيش گرفته است. البته لازم به ذكر است كه ورود پرونده فعاليت هسته‌اى ايران به شوراى امنيت باعث تضعيف ايران و حساس شدن جامعه جهانى به اين پرونده شده است، لذا بهتر بود كه اين پرونده به شوراى امنيت نمى‌رفت.
بدين ترتيب در اين گزارش البرادعى گرچه خواهان راستى آزمايى ايران از مطالعات ادعايى است اما وى خواهان حل مشكل از طريق ديپلماتيك بين تهران و غرب شده است. مدير كل آژانس معتقد است كه امريكا بايد به طور مستقيم وارد گفت و گو با ايران شود و بر خوردش را با اين كشور تغيير دهد. اين در حالى است كه مواضع اوليه غرب نسبت به پرونده هسته‌اى ايران تغيير كرده است. مواضع اوليه گروه ٥+١ بر اين مبنا بود كه تهران نياز به توليد انرژى اتمى ندارد به اين دليل كه داراى منابع غنى انرژى است، لذا به اندازه كافى سوخت براى رفع نيازهايش دارد. ولى با گذشت زمان مواضع غرب تغيير كرد و اكنون حتى در رابطه با نيروگاه بوشهر كه سوخت‌اش از روسيه به ايران ارسال مى‌شود و اختلافى نداريم. بدين ترتيب به نظر مى‌رسد كه غرب از آينده پيشرفت غنى سازى اورانيوم نگران است به اين دليل كه هم اكنون اورانيوم غنى سازى شده در ايران داراى غلظت لازم براى بمب اتم نيست، اما غرب معتقد است اگر اين روند ادامه داشته باشد ايران به مقدار مورد نياز اورانيوم غنى شده براى سوخت بمب اتمى دست مى‌يابد.
آخرين گزارش البرادعى همچون گزارش قبلى وى كه در ماه سپتامبر(٢٠٠٨) منتشر شد تحت تأثير يك مسئله بين المللى قرار گرفت. سيزدهمين گزارش مدير كل آژانس در رابطه با پرونده هسته‌اى ايران تحت تأثير بحران گرجستان قرار داشت. مناقشه مسكو و واشنگتن بر سر مسئله گرجستان و تنش به وجود آمده ميان اين دو باعث شد كه روسيه به دليل حمايت‌هاى امريكا از گرجستان در نشست نيويورك شركت نكند و پرونده هسته‌اى ايران تحت تأثير اين امر قرار بگيرد. اين امر باعث شد كه از شدت فشارها عليه تهران كاسته شود.
چهاردهمين گزارش مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى تحت تأثير بحران مالى جهانى و جابه جايى قدرت در كاخ سفيد قرار گرفته است. در همين رابطه البرادعى اظهار داشت كه شرايط نگران كننده و خواهان ادامه مذاكره با تهران شده است. وى معتقد است كه اگر اين مذاكرات (بدون پيش شرط) با تهران انجام گيرد همكارى‌هاى جديدى ميان ايران و آژانس شروع خواهد شد. در همين راستا خاوير سولانا مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا هم خواهان مذاكره بين تهران و آژانس شده است. وى در حالى كه موضوع فريز در برابر فريز (تعليق غنى سازى) را مطرح كرده، خواهان ادامه مذاكرات با تهران شده است. بدين ترتيب تلاش‌هاى ديپلماتيك البرادعى براى آماده سازى زمينه اجراى پروتكل الحاقى كه باعث ادامه مذاكرات تهران با گروه ٥+١ از يك طرف و مذاكره تهران با واشيگتن از طرف ديگر مى‌شود شروع شده است. البته اين در حالى است كه رئيس جمهور جديد امريكا در آستانه ورود به كاخ سفيد است. جرج بوش نومحافظه كار بسيار ايدئولوگ جاى خود را به اوباما مى‌دهد، لذا بدون شك سياست‌هاى تيم امنيت ملى اوباما در پرونده هسته‌اى ايران تأثير گذار است. تيم امنيت ملى اوباما كه متشكل از وزارت دفاع (رابرت گيتس)، وزارت امور خارجه (هيلارى كلينتون) و مشاور امنيت ملى (جيمز جونز) به سرپرستى هيلارى كلينتون است طبيعتاً اقداماتش بر روند پرونده هسته‌اى ايران تأثير گذار است. اين موضوع كه هيلارى دموكراتى تند رو است با رابرت گيتس كه يك محافظه كار ضد جنگ است چقدر مى‌تواند در سير پرونده هسته‌اى ايران تأثير گذار باشند. قابل تأمل و بررسى است. البته با توجه به اينكه اوباما تجربه چندانى در امر سياست خارجى ندارد و فعلا دغدغه اصلى وى بحران اقتصادى و بعد مسئله عراق و افغانستان است. اما مسئله فعاليت‌هاى هسته‌اى ايران يكى از موضوعات مهم در سياست خارجى اوباما است. اوباما در جريان رقابت‌هاى انتخاباتى خواهان مذاكره مستقيم با تهران شد اما هيلارى كه از سناتورهايى بود كه به جنگ عراق رأى مثبت داده و از هواداران سر سخت رژيم صهيونيستى اسرائيل است عليه ايران مواضع تندى را اتخاذ كرد. البته مواضع جيمز جونز مشاور امنيت ملى اوباما كه نزديك‌ترين فرد در كاخ سفيد به وى است و به گفته كسينجر محل كار وى از اتاق بيضى شكل اوباما ده متر فاصله دارد طبيعتاً در سياست تيم امنيت ملى اوباما تأثير گذار است. او است كه نظرات تيم را مى‌شنود و تصميم آخر را مى‌گيرد. با اين حال اوباما در آخرين اظهاراتش خواهان اعمال تحريم‌هاى بيشتر عليه تهران در صورت عدم توقف غنى سازى شده است. وى معتقد است براى اينكه رفتار ايران را تغيير دهيم ممكن است لازم باشد كه تحريم‌ها را تقويت كنيم، ولى همزمان حاضريم با تهران به گفت و گو بنشينيم. بدين ترتيب به نظر مى‌رسد كابينه جديد امريكا تحريم‌ها را بر تهران بيشتر كند و از طريق بين المللى كردن تحريم‌ها، فشار را عليه ايران شدت بخشند. همچنان كه در نشست نيويورك، امريكا از اعراب منطقه خليج فارس خواست كه در صورت متقاعد نشدن ايران در تعليق غنى سازى مبادلات تجارى بين ايران و اعراب محدود شود. البته اكثر مشاوران اوباما معتقدند كه بايد صبر كرد و ديد نتيجه انتخابات رياست جمهورى سال آينده در ايران چه خواهد شد. آنها همچنين معتقدند براى مذاكره با تهران بايد يكسرى از پيش شرطها رعايت شود.

نا آرامى در آتن
بى سابقه‌ترين شورش‌ها در يك دهه اخير: به دنبال كشته شدن يك نوجوان ١٥ ساله در آتن نا آرامى‌ها در اين شهر شروع شده و به ديگر شهرهاى يونان رسيده است. گر چه در ابتدا اعتراض كنندگان هدف خاصى را دنبال نمى‌كردند، اما به علت شكست سياست‌هاى دولت كارامانليس، نخست وزير و نارضايتى مردم از وى اين اعتراضات به شورش انجاميد.
ناآرامى اخير در يونان كه در طول يك دهه اخير بى سابقه بوده، بدترين نوع درگيرى‌ها در طى ده سال گذشته در تاريخ يونان تعبير شده است. اين ناآرامى‌ها از آنجا شروع شد كه به دنبال درگيرى لفظى يك نوجوان با پليس در محله »الكسارچياى« كه محل تجمع آنارشيست‌ها و بزهكاران يونانى در آتن است، نوجوانى كشته شد. خيابان‌هاى آتن به اغتشاش كشيده شد و مردم دست به تظاهرات زدند.
ريشه ناآرامى‌ها در يونان به دهه‌ها پيش بر مى‌گردد، يعنى از زمان حكومت ديكتاتور پاياندرئو. لذا درگيرى پليس و دانشجويان در برابر اقدامات ديكتاتورى سابقه داشته است و هر ساله دانشجويان ١٠ الى ١٥ روز در برابر اقدامات ديكتاتورى و پليس دست به اعتصاب مى‌زنند و اين اقدامات از افتخاراتشان محسوب مى‌شود. اما امسال با كشته شدن يك نوجوان اين اعتصابات وارد مرحله جديدى شد كه به بروز ناآرامى‌ها در اين كشور انجاميد. اين اعتراضات به ديگر شهرهاى يونان از جمله كرت، كوموتينن، يوانيتا و سالونيك كشيده شد و كار سيستم حمل و نقل، بانك‌ها، خطوط هواپيمايى و مدارس را مختل كرد. بعد از اين اتفاقات بودكه وزير كشور يونان، پروكوپيس پاولوپولوس، بلافاصله استعفاى خود را به نخست وزير، كاستاس كارامانليس تسليم كرد، اما وى استعفاى وزير را نپذيرفت. در همين راستا مقامات يونانى در مصاحبه هايشان خواهان آرامش مردم شدند. وزير كشور يونان در يك كنفرانس خبرى قول داد كه تحقيقات در مورد مرگ اين نوجوان صورت بگيرد و براى عامل اين حادثه تنبيه جدى را اتخاذ كند. وى گفت احزاب چپ گراى يونان نيز در تلاش اند كه دولت محافظه كار و راست گراى كارامانليس را سرنگون كنند. از سوى ديگر نخست وزير يونان در حاشيه نشست اتحاديه اروپا در بروكسل در يك مصاحبه مطبوعاتى گفت: »ما بايد ميان اكثريت جمعيت يونان كه از مرگ اين نوجوان ١٥ ساله ناراضى‌اند و از حق بيان احساساتى شان نيز برخوردارند و اقليتى تندرو كه از اين واقعه سوء استفاده مى‌كنند تا اعمال خشونت‌آميز خود را توجيه كنند، تمايز قائل هستيم«. يونان از اعضاى اتحاديه اروپا مى‌باشد.
درگيرى‌هاى اخير در يونان به حدى بود كه گفته مى‌شود يادآور اتفاقات سال ١٩٨٥ است. در اين سال درگيرى ميان آنارشيست‌ها با پليس به ناآرامى‌هاى گسترده‌اى براى چندين ماه منجر شد. درگيرى اخير در يونان آن قدر شديد بود كه جوانان ديگر كشورهاى اروپايى مانند اسپانيا، روسيه، فرانسه به حمايت از دانشجويان يونانى پرداختن و اتحاديه اروپا طرحى را به مبلغ ٢٠٠ ميليارد يورو براى رفع بيكارى جوانان اروپا ارائه كرد. اروپا كه امروز بر مدار راست گرايى مى‌چرخد، در معرض بحران اقتصادى است كه به دنبال آن پيامدهايى نظير بيكارى را براى جوانان اين منطقه حوزه يورو به ارمغان آورده است، لذا رهبران اتحاديه اروپا بايد در جهت رفع اين مشكل برآيند.
اقتصاد يونان از ضعيف‌ترين اقتصادهاى اروپا است، لذا مردم اين كشور با مشكلات اقتصادى زيادى دست و پنجه نرم مى‌كنند. بيكارى (طبق برآورد سازمان همكارى و توسعه اقتصادى به ٢٢ درصد رسيده است در حالى كه دولت يونان معتقد است كه نرخ بيكارى در اين كشور ٧/٤ درصد مى‌باشد)، سيل مهاجران از آسيا و آفريقا به يونان به همراه بحث ارائه لايحه اصلاح نظام آموزشى در ماه گذشته از سوى دولت به پارلمان و رسوايى مربوط به قراردادهاى مالى و دولت كارامانليس منجر به بروز مخالفت هايى شده است. اين اقدامات دولت و همزمان كشته شدن يك نوجوان، دولت راستگراى يونان را در بدترين شرايط ممكن قرار داده به طورى كه دانشجويان مخالف به همراه احزاب كمونيست و سوسياليست، دولت محافظه كار كارامانليس را به چالش كشيدند و اين دولت در معرض سقوط قرار گرفته است. لازم به ذكر است كه دولت يونان تنها با اختلاف يك كرسى با مخالفانش در پارلمان فاصله دارد لذا احتمال سقوط اين دولت بعد از اين ناآرامى‌ها وجود دارد. در همين راستا، رهبر اپوزيسيون يونان كه داراى گرايش‌هاى سوسياليستى است از فرصت پيش آمده استفاده كرد و خواهان برگزارى انتخابات زود هنگام شد. طبق نظر سنجى‌هاى انجام شده در يونان، سوسياليست‌ها از موقعيت خوبى برخوردار هستند و انتظار مى‌رود با برگزارى يك انتخابات زود هنگام حزب حاكم (دموكراسى جديد) را شكست دهند.
بدين ترتيب اقدامات دولت راست‌گراى كارامانليس كه مدت‌ها است فساد مالى گريبانگير آن شده و شكست طرح‌هاى وى در زمينه امور بهداشتى و آموزشى، نارضايتى اتحاديه كارگران از وضعيت موجود را به همراه داشته با كشته شدن يك نوجوان توسط پليس، زير سؤال رفته است. يونان به عنوان مهد دموكراسى باستان امروزه گرفتار خشم جوانان و دانشجويانى شده كه ريشه عميقى در سياست‌هاى شكست خورده دولت راست‌گراى آن دارد، لذا توجه به بازنگرى اين سياست‌ها و اصلاحات در آنها از اقدامات بسيار مهم دولت كارامانليس است كه اتحاديه اروپا هم بايد در اين مهم همكارى نمايد. همانطور كه نيكلا ساركوزى، رئيس جمهور فرانسه گفته است: »به آنچه كه در يونان مى‌گذرد، توجه كنيد«.

بحران در باريكه غزه
پايان آتش بس حماس با تل آويو: مردم غزه پس از عقب نشينى نيروهاى رژيم صهيونيستى در سال ٢٠٠٥ ميلادى از اين منطقه و بعد از آن پيروزى جنبش مقاومت اسلامى (حماس) در انتخابات غزه روزهاى سختى را مى‌گذرانند. در هفته‌هاى اخير محاصره اين منطقه توسط اسرائيل باعث يك فاجعه انسانى شده است.
باريكه غزه نوارى است در غرب سرزمين‌هاى اشغالى فلسطين، اين منطقه كه داراى حدود ٣٦٠ كيلومتر مربع است نزديك به يك و نيم ميليون نفر در آن زندگى مى‌كنند كه اكثريت آنان مسلمانان اهل تسنن مى‌باشند. باريكه غزه كه داراى ١١ كيلو متر مرز مشترك با مصر و ٥١ كيلومتر مرز مشترك با فلسطين اشغالى است در ابتداى قرن بيستم و پس از سقوط و تجزيه امپراتورى عثمانى نيروهاى انگليسى وارد اين باريكه شدند و تا بعد از جنگ جهانى دوم و تأسيس موجوديت ناميمون رژيم صهيونيستى در سرزمين فلسطين در اين منطقه باقى ماندند. اين باريكه در طى سال‌هاى ١٩٤٨-٦٧ تحت سرپرستى مصر بود و در همين سال يعنى در جريان جنگ دوم اسرائيل با اعراب به اشغال رژيم اسرائيل در آمد. در جريان جنگ شش روزه در سال ١٩٦٧ به اشغال اسرائيل در آمد و سرانجام در سپتامبر ٢٠٠٥ ميلادى با عقب نشينى نيروهاى اسرائيلى تحت كنترل نيروهاى خودگردان فلسطينى قرار گرفت. اين منطقه در سال ٢٠٠٦ و پس از پيروزى جنبش حماس در انتخابات پارلمانى و تشكيل دولت مردمى حماس در اختيار اين جنبش قرار گرفت. البته غزه گر چه در سال ٢٠٠٥ از نيروهاى صهيونيستى آزاد گشت اما اين رژيم همواره مردم غزه را تحت فشار قرار داده و مردم اين منطقه روزهاى سختى را سپرى مى‌كنند. ١/٥ سال محاصره زيان‌هاى فراوانى به مردم اين منطقه وارد كرده است. تا به حال رژيم صهيونيستى چندين بار آب، برق را بر روى مردم غزه بسته و شرايط نا مساعدى را بر اين منطقه به وجود آورده است. جمال الخضرى رئيس كميته مردمى مقابله با محاصره، ميزان زيان‌هاى مستقيم ناشى از محاصره غزه را ٧٥٠ ميليون دلار بر آورد كرد. وى معتقد است كه فلسطينيان ده‌ها ميليون دلار نيز به صورت غير مستقيم زيان ديده‌اند و ١٤٠ هزار فلسطينى نيز به خاطر محاصره شغل خود را از دست داده‌اند.
اسرائيل كه از يك ماه پيش تمام گذرگاه‌هاى غزه را به بهانه پايان دادن به حملات موشكى مبارزان فلسطينى به شهرك‌هاى يهودى نشين بسته است و مانع از ورود مواد غذايى، دارويى و سوخت به اين منطقه مى‌شود در اواسط آذر ماه تهديد به پاسخ به موشك‌هاى مبارزان فلسطينى در آستانه پايان مدت آتش بس كرد. بر اساس توافق آتش بس كه حماس آن را توافق آرام سازى نه آتش بس خوانده است قرار بود گذرگاه‌هاى نوار غزه باز مى‌شد و رفت و آمد در آنها جريان داشته باشد، اما از همان ابتدا طرف اسرائيلى نه تنها به اين توافق پاى بند نبود، بلكه دولت مصر هم گذرگاه رفح (مرز مصر و غزه) را باز نگذاشت و فاجعه انسانى در غزه رخ داد. اسرائيل خواهان ادامه آتش بس با حماس است. در همين راستا ژنرال عاموس گلعاد يكى از مقامات بلند پايه اسرائيل به قاهره رفت تا با ميانجى گرى مصرى، عمر سليمان (رئيس سازمان اطلاعات مصر) بر سر ادامه آتش بس با جنبش مقاومت فلسطين گفت و گو كند. اين مقام بلند پايه مصرى تأكيد كرد كه اسرائيل خواستار ادامه آتش بس است به شرط آنكه حماس به شليك موشك به سرزمين‌هاى اسرائيلى در نوار غزه پايان دهد. لازم به ذكر است كه مصر ميانجى معاهده نانوشته آتش بس ميان حماس و اسرائيل است كه از ژوئن سال گذشته و در پى درگيرى با نيروهاى فتح، كنترل غزه را در دست گرفت. اين آتش بس در روز ١٩ دسامبر پايان يافت، لذا بروز خشونت‌ها در غزه پس از پايان آتش بس در هاله‌اى از ابهام فرو رفته است. در همين رابطه خالد مشعل تأكيد كرد كه آتش بس قابل تمديد نخواهد بود. وى گفت كه اين آتش بس شش ماهه بوده و اسرائيل به هيچ يك از شروط آتش بس پاى بند نبوده است. برخى از رهبران جنبش مقاومت اسلامى آتش بس را به نفع رژيم صهيونيستى ارزيابى كردند. شايد به اين دليل كه اسرائيل از توان و پيشرفت نظامى مبارزات فلسطينى مى‌هراسد و ظرفيت جنگ ديگرى را ندارد. البته گمان مى‌رفت ديدار جيمى كارتر، رئيس جمهور اسبق امريكا با خالد مشعل رهبر جنبش حماس بتواند منجر به ادامه آتش بس ميان دو طرف فلسطينى و اسرائيلى شود و دولت مصر هم تلاش هايى در جهت ادامه آتش بس ميان حماس و اسرائيل انجام داد، اما موفق نشد. شايد علت عدم موفقيت قاهره براى ادامه آتش بس همكارى و نزديكى بيشتر مصر با سازمان آزادى بخش فلسطين، فتح باشد. بدين ترتيب مصرى‌ها در موقعيتى نيستند كه بتوانند به حماس فشار آورند كه به ادامه آتش بس تن دهد. در حالى كه بحران انسانى در غزه شدت يافته است كشورهاى عرب منطقه هيچ واكنش از خود نشان نداده‌اند. اين كشورها به دليل پيروزى حماس در غزه بسيار ناراحت هستند، لذا، چشمان خود را بر فاجعه انسانى در اين منطقه بسته‌اند و هيچ گونه تلاشى در جهت رفع اين محاصره نكردند. همكارى‌هاى كشورهاى عربى و رژيم اسرائيلى در دو سال اخير يعنى بعد از پيروزى حماس در انتخابات در غزه بيشتر شده است. ايران هم كه خواهان ارسال كمك به مردم غزه از طريق مصر شد با مخالفت دولت مصر روبرو گشت. در همين راستا وزير امور خارجه مصر، احمد ابوالغيظ ايران را متهم كرد كه در صدد سلطه بر خاورميانه است وى در سخنانى مدعى شد كه ايرانى‌ها در تلاش هستند تا ايدئولوژى خاص خود را در منطقه گسترش داده و آن را تحميل كنند و آنها از برخى از فلسطينى‌ها براى اهداف خود استفاده مى‌كنند. اين مسئله باعث تنش در روابط تهران - قاهره شده است. به نظر مى‌رسد منظور احمد ابوالغيظ از بيان ايدئولوژى خاص به اين معنا باشد كه مقامات ايرانى مى‌خواهند با كشورهاى عرب هم دست شوند و به كمك فلسطينى‌ها بپردازند و به اين صورت به مقابله با اسرائيل بپردازند. اما دولت مصر سياست خاصى را در غزه دنبال مى‌كند با اين امر مخالف است. مصر مى‌خواهد از طريق توافق حماس با اسرائيل كمك‌ها ارسال شود، لذا مقامات قاهره به حماس فشار مى‌آورند كه به ادامه آتش بس با رژيم اسرائيل تن دهد.
به اين ترتيب ادامه محاصره غزه از طرف اسرائيل و باز نكردن گذرگاه رفح از طرف دولت مصر براى به زانو در آوردن حماس مى‌باشد، تا به ادامه آتش بس تن دهد. اما حماس كه از محاصره غزه و فشارى كه بر مردم اين منطقه وارد مى‌شود بسيار نگران است، خواهان ادامه آتش بس تنها به دو شرط است. گذرگاه رفح در هيچ شرايطى بسته نشود و موضوع آزادى سرباز اسير اسرائيلى، گلعاد شليط خارج از توافق مورد بررسى قرار گيرد. در صورتى كه مقامات اسرائيلى مى‌خواهند آتش بس در صورتى انجام گيرد كه گلعاد شليط آزاد شود. اما حماس خواهان آزادى وى در مقابل آزادى اسراى فلسطينى از طرف اسرائيل است.