پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - تروريسم و تراژدي هزاره سوم - صبوری ضیاء الدین

تروريسم و تراژدي هزاره سوم
صبوری ضیاء الدین

حادثه‌ي يازده سپتامبر نيويورك و واشنگتن نخستين فاجعه‌ي انساني هزاره‌ي سوم را به گونه‌اي رقم زد كه كشته شدن تعداد زيادي از مردم بي پناه در داخل مرزهاي آمريكا و بي خانمان شدن مردم افغانستان ـ با آغاز حملات تلافي‌جويانه عليه اين كشور ـ را به همراه داشته است.
تولد اراده‌اي گسترده براي مبارزه با پديده‌ي «تروريسم» زمينه‌ساز تحولات جديدي گرديد كه بازتاب‌هاي ايجابي و سلبي آن در تمام نقاط جهان به چشم مي‌خورد. اما آنچه به زمينه‌ها و علل بروز حمله به مراكز تجاري و نظامي آمريكا مربوط مي‌شود اين است كه نمي‌توان اين حادثه را جدا از وقايع گذشته و زمينه‌هاي به وجود آورنده‌ي آن مورد بررسي قرار داد.
از اين رو در تحليل اين حادثه به برخي عوامل تاثير گذار در ايجاد آن توجه شده و از چند نظر به ريشه‌هاي آن پرداخته مي‌شود. به طوري كه صاحب‌نظران مسايل استراتژيك نظريات گوناگوني را در تفسير و تحليل اين رخداد مطرح مي‌كنند؛ عده‌اي از نظريه‌پردازان نگاه خود را به مسايل داخلي ايالات متحده معطوف داشته‌اند، عده‌اي ديگر ردپاي مسايل خارجي را در اين حوادث جست‌وجو كرده و گروهي ديگر رهيافتي بينابين را در پيش گرفته و تلفيقي از مسايل داخلي و خارجي را در اين مسأله دخيل مي‌دانند.
طرفداران نظريه‌ي داخلي با نگاهي به گسل‌هاي اجتماعي درون جامعه‌ي آمريكا، به خصوص وجود مشكلاتي از قبيل نژادپرستي و آثار و تبعات جنگ‌هاي ويتنام و خليج فارس، مدارك و نشانه‌هايي براي اثبات ارتباط اين انفجارها با نظاميان امريكايي درگير در جنگ ويتنام ارايه مي‌كنند و با استناد به برخي شواهد و قراين مساله‌ي انفجارها را مسأله‌اي داخلي دانسته و بحث بحران امنيت در ايالات متحده را مطرح مي‌كنند.
به گمان اين عده رفتارهاي افراطي نظاميان امريكايي، بحران‌هاي روحي و عاطفي ناشي از جنگ‌هاي ويتنام و خليج فارس، مشكلات تكنولوژيكي عصر جديد و مسايل مربوط به عدالت اجتماعي و بي‌اعتنايي به برخي مظاهر حقوق شهروندي مهم‌ترين علل پيدايش چنين حوادثي مي‌باشد.
به نظر اين عده علت اصلي ايجاد چنين بحران‌هايي بحران معنويت و شكل‌گيري خلاً معنوي مي‌باشد كه به طور كلي موجب سلطه‌ي عوامل تفرقه‌افكن بر عوامل وحدت بخش در جامعه‌ي امريكا شده است. اين گروه پيش‌بيني مي‌كنند ايالات متحده از اين پس شاهد بروز حوادث ديگري مشابه آنچه در نيويورك و واشنگتن اتفاق افتاد، خواهد بود.
گروه ديگر با نگاهي به مسايل خارجي و نقش آن‌ها در شكل‌گيري حوادث داخلي ايالات متحده (به ويژه حادثه‌ي اخير) دشمنان امريكا را مهم‌ترين عامل اين حوادث دانسته و با طرح مسأله‌ي ضرورت تدوين مطالعات دشمن‌شناسي، برجسته‌ترين شاخصه‌ي شناسايي آن را پديده‌ي «تروريسم» معرفي كرده‌اند.
اين ايده در سطحي فراگير اقدامات تلافي جويانه‌ي دولت مردان امريكا و متحدان اروپايي آن را به همراه داشته و حتي در بعضي از موارد با نگاه‌هاي افراطي همراه بوده و با يادآوري جنگ‌هاي صليبي و رويارويي تمدن‌هاي غرب و اسلام اعتراض‌هايي را در داخل و خارج امريكا ـ به ويژه در كشورهاي جهان اسلام ـ برانگيخته است. اما با واكنش بخش واقع‌نگر و واقع‌گراي امريكا نفي شده است.
اما بسياري از صاحب‌نظران و تحليل‌گران مسايل بين الملل با نگاهي تلفيقي به مجموعه‌ي عوامل داخلي و خارجي معتقدند هدف امريكايي‌ها از تعقيب نظامي بن‌لادن، سازمان القاعده، ملاعمر و به طور كلي طالبان نابودي زمينه‌ها و ريشه‌هاي تروريسم است و يادآوري مي‌شوند ريشه‌هاي پيدايش تروريسم در داخل ايالات متحده نيز وجود داشته و تعقيب و نابودي زمينه‌هاي بحران در خارج امريكا، از ايجاد فرصت براي شناسايي و حل مشكلات داخلي امريكا و ترميم موقعيت آن در صحنه‌ي بين الملل جدا نمي‌باشد.
بنابراين دامنه‌ي تحولات و پيامدهاي اين حادثه گسترده‌تر از آن است كه به نابودي بن‌لادن و طالبان خلاصه شود. ظاهرا گستره‌ي اين تحولات مرزهاي ديگر كشورها را نيز نشانه رفته و در آينده‌اي نه‌چندان دور شاهد تحولات و تغييرات مشابهي در سطح ساختار قدرت و حكومت اين كشورها خواهيم بود.