پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - جريانشناختيناسيوناليسمايراني
جريانشناختيناسيوناليسمايراني
دكترمحمدي
تاريخ معاصر ايران؛ سرشار از نكات آموزنده براي دولت مردان، احزاب سياسي و جامعهي ايراني است. شايد به همين سبب و علل ديگر است كه ميتوان موج تاريخنگاري تاريخ معاصر را در تدوين و عرضهي كتابهاي جديد، مشاهده كرد.
در اين ميان، بي ترديد نسل جوان كشور ـ كه در تماس مستقيم و حسّي با حوادث پنجاه سالهي اخير ايران نبوده ـ بيش از ديگر نسلها نيازمند و متقاضي درك صحيحي از رويدادهاي گذشتهي كشور است.
بدين منظور در اين نشريه، سرفصلي با عنوان «تاريخ معاصر» گشوده شد و در اولين موضوعات عرضه، به نظر رسيد كه در پنج دههي اخير، چهار جريان ملي گرايان، ماركسيستها، مذهبيون و جريان سلطنت و هيأت حاكم، احزاب، جنبشها و شخصيتهايي را در برگرفته كه به نقش آفريني در تاريخ معاصر پرداختهاند.
در اين شماره و شمارههاي آينده، به جبههي ملي و جريان مليگرايي خواهيم پرداخت در نگاه به اين گرايش و ديگر گرايشها تلاش خواهد شد تا با نگاهي علمي و با پرهيز از برخي افشاگريهاي مرسوم، با اين مسأله برخورد شده و با نگرشي واقعگرايانه بررسيها صورت گيرد.
ضمنا نشريه از ديدگاههاي انتقادي و يا تكميلي در مورد نكات مطرح شده استقبال ميكند.
«پگاه»
در مهر ماه سال ١٣٢٨ همايشي در اعتراض به برگزاري انتخابات مجلس شانزدهم در تهران، صورت گرفت كه تاثيري شگرف بر تكوين تحولات سياسي سالهاي پاياني دهه و دهههاي آتي ـ به صورت مقطعي ـ برجاي نهاد.
در تاريخ مذكور و در زمان صدارت محمد ساعد (ساعد الوزاره) انتخابات مجلس شانزدهم برگزار گرديد و بدليل تقلب در انتخابات و عدم آزادي، با اعتراض همگاني مواجه شد. دولت ساعد بدليل ارايهي لايحهي معروف «گس ـ گلشائيان» به مجلس پانزدهم ـ كه اندكي بيشتر با مقاومت عدهاي از وكلاي اقليت رد شد ـ هم وجههي مردمي خود را از دست داد و هم وجههي سياسي و كارآيي خود را.
ناتواني آشكار دولت در به تصويب رساندن لايحهي «گس ـ گلشائيان» و نيز رد كردن اتهامات تخلف در انتخابات مجلس، انگيزهي تلاش و صفآراييِ تازهاي براي جمع كثيري از مردم ايران گرديد.١
شروع اين حركت تازه، از تحصن مقابل دربار آغاز شد. بانيان تحصن، جمعي از مديران، نمايندگان مطبوعات و سياسيون بودند كه در منزل مصدق گردهم آمدند. اين عده پس از تشكيل يك كميسيون، تصميم به تحصن مقابل كاخ سلطنتي گرفتند.
اعضاي كميسيون عبارت بودند از: عباس خليلي مدير «روزنامهي اقدام»، احمد ملكي مدير «روزنامهي ستاره»، جلالي نائيني مدير «روزنامهي كشور»، سيد حسين فاطمي مدير «روزنامهي باختر امروز»، عميدي نوري مدير «روزنامهي داد»، احمد زيرك زاده مدير «روزنامهي جبهه» (ارگان حزب ايران) و حسين مكي.
ابتدا قرار و محل تحصن در يك مسجد بود، اما بعد با نظر مصدق محلِ دربار انتخاب شد.٢ مصدق در توجيه اين انتخاب (محل دربار) اعلام داشت:
«چون تعيين محلِ تحصن را به نظر اين جانب موكول نمودهاند، اين جانب صلاح نميدانم براي شكايت از دولت به غير از دربار به جاي ديگري بروم و بين شاه و ملت جدايي بيندازم. آن هم چنين شاه رئوف و مهرباني كه نميخواهد خود را از مردم جدا كند. بدين لحاظ تصميم گرفتيم كه روز جمعه ٢٢ مهر، دو ساعت قبل از ظهر در جلوي سردرسنگي اعلي حضرت حاضر شويم... بر شما فرض است كه در انجام اين مقصودِ مقدس به ما كمك كنيد و در آنجا ما را تنها و بي كس نگذاريد.٣» از آنجا كه حضور خيل متحصنين در دربار امكان نداشت، ٢٠ نفر به نمايندگي از سايرين وارد كاخ و مذاكره با وزير وقت دربار «عبدالحسين هژير» شدند.
از اين رومتحصنين خواستههاي خود را دائر به دو امر اعلام كردند:٤
١. ملغي كردن انتخابات در سراسر كشور؛
٢. تعيين دولتي بي طرف كه در كمال آزادي انتخابات را برگزار نمايد.
اين خواستهها مطمح نظر دربار واقع نشد. متحصنين پس از چهار روز در حالي كه هنوز نگراني عميق خود را از قصد دولت مبني بر صحنه سازي و تقلب گسترده در انتخابات، جهت دستيابي به توافق با شركت نفت ايران و انگليس ابراز ميداشتند، كاخ را ترك گفتند.٥
اندكي بعد هيأت مزبور بيآنكه در اثر عدم موفقيت خود، از حركت باز بماند كوشيد تا به ساختار خود رسميت بخشد. اين عده با تجمع در منزل مصدق، ضمن اعلام موجوديت «جبههي ملي» تمركز به مسايل حساسي؛ مانند آزادي انتخابات و مطبوعات و الغاي حكومت نظامي را سرلوحهي هدفهاي خود اعلام كردند.٦
بيست نفر موسس جبههي ملي عبارت بودند از:
١. يوسف مشار ٢. مظفر بقايي ٣. حسين مكي
٤. ابوالحسن حايريزاده ٥. آيت اللّه غروي ٦. عميدي نوري
٧.محمدرضا جلالي نائيني ٨. عليشايگان ٩. رضا كاوياني
١٠. عباس خليلي ١١. احمد ملكي ١٢. ارسلان خلعت بري
١٣. حسين فاطمي ١٤. عبدالقدير آزاد ١٥. شمسالدين اميرعلايي
١٦. محمد مصدق ١٧. كريم سنجاني ١٨. محمود نريمان
١٩. غلام حسين زيركزاده ٢٠. حسن صدر
پس از مدتي عميدي نوري و عباس خليلي از اين جمع خارج و اللّه يار صالح و اميرتيمور كلالي بدان پيوستند. افراد فوق در اول آبانماه ١٣٢٨ در منزل مصدق جمع شده و طي جلسهاي تصميمات ذيل را اتخاذ نمودند.٧
١. هيأت مزبور از اين پس جبههي ملي ناميده شود؛
٢. كميسيوني مركب از آقايان مشاور اعظم دكتر شايگان، نريمان، اميرعلائي و دكتر سنجابي براي تهيهي اساسنامه و آئين نامههاي مربوط به جبهه، انتخاب گرديدند.
در خصوص علت نامگذاري جبههي ملي روايات مختلفي شده است؛ عدهاي آن را پيشنهاد دكتر حسين فاطمي ميدانند، اما حسين مكي معتقد است اين نامگذاري به پيشنهاد او بوده است.٨
از ميان موسسين جبهه، ٥ تن روزنامه نگار، ٢ نفر روحاني و بقيه اساسا سياستمداران ناراضي بودند كه بعضا سمتهاي مديريتي و آموزشي و دانشگاهي داشتند. ٤ نفر از آنان در كابينهي مصدق به وزارت رسيدند و ٦ نفر به مجلس راه يافتند.
گروههاي تشكيل دهندهي جبههي ملي ايران
١. حزب ايران
آغاز فعاليت سياسي تشكيلاتيِ روشنفكران ملي، به سالهاي اشغال ايران در زمان جنگ جهاني دوم باز ميگردد. در اين دوره، توسط تعدادي از روشنفكرانِ جوان و تحصيلكردهي خارج، محافل كوچكي بوجود آمد كه نهايتأ به تشكيل جبههي ملي انجاميد. «حزب ميهن پرستان» توسط علي جلالي، شجاع الدين شفا، محمد پور سرتيپ و «حزب استقلال» توسط عبدالغدير آزاد و «حزب ميهن» توسط مهدي آذر. مسعود ملكي، محمد حسين علي آبادي و كريم سنجابي تأسيس شد. سه گروه ياد شده پس از اندكي گسترش و عضوگيري از نيروهاي جوان و تحصيلكرده در سال ١٣٢٤ به «حزب ايران» پيوستند.٩
«حزب ايران» توسط روشنفكران متمايل به استفاده از نيروي امريكا مقابل انگليس و روس و با حضور افرادي؛ چون مهندس فريور، زيركزاده، احمد زنگنه، كاظم حسيبي. جهانگير حقشناس، اللّه يار صالح، ارسلان خلعت بري، شمس الدين جزايري تأسيس شده بود.
حزب ايران كادر اصلي رهبري جبههي ملي در سال ١٣٢٨ را در دست داشت. اين حزب را با دلايل زير نيز ميتوان هستهي اصلي جبههي ملي دانست كه بر تحولات و حيات جبههي ملي در ادوار مختلف بيشترين تاثير داشتند:
١. اعضاي «حزب ايران» بيش و پيش از ساير احزاب جبههي ملي سابقهي فعاليت سياسي و تشكيلاتي داشتند؛
٢. با توجه به نقش فعال در فراكسيونِ نمايندگان جبههي ملي و دولت مصدق، اعضاي حزب جبهه پيش كسوتي و شيخوخت يافتند و در ادوار آتي فعاليت جبهه جنبهي پيش قدمي و فضل و تقدم داشتند.
٣. به لحاظ اصول، اهداف و قوانين، تفاوت چنداني ميان جبههي ملي و حزب ايران مشاهده نميشود؛
تاريخچهي حزب ايران
حزب ايران در سال ١٣٢٣ توسط جمعي از روشنفكران و فعالان سياسي؛ همچون اللّهيار صالح، دكتر معظمي، شمس الدين جزايري، كمال الدين جناب، دكتر نصر، شاپوربختيار، مهندس اصفيا، مهندس اسبقي، مهندس پايور، مهندس حسيبي، مهندس بازرگان، مهندس زيركزاده، مهندس فريور، مهندس بياني، جهانگير حقشناس، معتمد، رحماني، حسين رازي و محمد منتخب تأسيس شد. افراد مذكور عمدتا تحصيلكردهي غرب در دوران رضا شاه بودند كه نميخواستند از طريق عضويت در احزاب مطرحِ آن زمان؛ يعني «حزب ارادهي ملي» سيد ضياء و «حزب توده ايران» فعاليت كنند. با پيوستن تني چند از اعضاي كانون مهندسي ايران كه نخستين تشكيلات صنفي تحصيلكردگان مقيم خارج بودند. حزب ايران در سال ١٣٢٣ قوت تشكيلاتي مضاعف يافت.
در دههي بيست حزب ايران متاثر از آموزههاي ماركسيستي و تحت تاثير وضعيت جامعهي ايران بيشتر، تمايلات سوسياليستي داشت. آموزههاي حزب، جهتگيري سكولاريستي و غير مذهبي حزب را به خوبي نشان ميدهد.١٠
سازمان حزب
درصد تشكيلات حزب، شوراي مركزي و كميتهي مركزي قرار داشت. اعضاي اوليهي كميتهي مركزي عبارت بودند از: اللّهيار صالح، سنجابي، زيركزاده بياني، حقشناس، حسيبي، و مدتي نيز محمد پور سرتيپ و دكتر عالمي بودند. اعضاي كميتهي مركزي را شوراي حزب تعيين ميكرد.١١ نخستين كنگرهي حزب با شركت ١٢٠ نفر از اعضاي تهراني و شهرستاني حزب در سال ١٣٣١ برگزار شد. حزب ايران داراي دو سازمان كارگري و بازار بود. نشريهي ارگان حزب (جبههي آزادي) نام داشت كه به سردبيري زيركزاده در تيراژ نسبتا بالا منتشر ميشد. حزب داراي شعباتي در اصفهان، خراسان، گيلان، شيراز و تبريز بود.١٢
موضع حزب ايران در قبال شخص و فرقهي پيشهوري دموكرات آذربايجان
حزب ايران پس از ائتلاف با حزب توده و تسويه، اخراج و استعفاي ناسيوناليستهاي دو آتشهي ضد شرق، نسبت به توطئهي تجزيهي آذربايجان (بوسيلهي پيشهوري، غلام يحيي دانشيان و به هدايت «با قراف) از آذربايجان شوروي) روش كاملاً دوستانهاي گرفت و نهضت تجزيهي آذربايجان و شخص پيشهوري را مورد حمايت كامل قرار داد.
صفحات روزنامهي جبهه، ارگان رسمي حزب ايران، سرشار و مملو از تجليل و تمجيد از پيشه وري و غلام يحيي و دكتر جاويد و شبستري شد.
اللّهيار صالح رهبر حزب و دبير هيأت مؤتلفهي احزاب آزاديخواه به مناسبت ورود هيأت نمايندگي نهضت خودمختاري آذربايجان به رهبري پيشه وري، نطقي در سر ميز شام ايراد كرد و گفت:
«رفقاي آزادي خواه ما در آذربايجان، شروع به نهضت كردند و گفتند: قصد ما اصلاح است. ما اطمينان داشتيم؛ زيرا اين سخن از دهان كسي مثل آقاي جعفر پيشهوري كه تمام عمر خود را در راه آزادي صرف كرده است و در تمام عمر يك كلمهي مبالغه نگفته بيرون ميآيد، همينطور رفقاي ديگر ايشان.
يكي از مبارزين نهضت آذربايجان آقاي دكتر «سلام اللّه جاويد» است. دكتر جاويد را من سالها است كه ميشناسم. دكتر جاويد ده سال از عمر خود را در تبعيد به كاشان گذرانده است. در زماني كه كمتر كسي ميتوانست به مردم نزديك شود، ايشان نزديك ميشدند و دانش پزشكي خود را به رايگان در اختيار تودهي فلك زده و بدبخت كاشان ميگذاشتند.
همينطور آقاي شبستري كه دوست و دشمن او را تصديق ميكنند كه از مردمان شريف آذربايجان ميباشند. شبستري كمتر حرف ميزند، اما عمل ميكند.
پس ما حق داشتيم به چنين كساني اطمينان كنيم. آنها ترياك را منع كرده و دانشگاه تأسيس كردند. اختلاس و ارتشاء را محو، و ايجاد امنيت در سرتاسر آذربايجان را فراهم نمودند. امروز آذربايجان امنترين نقاط كشور است. همينطور آقاي پادگان.١٣
همچنين «جبههي» ارگان حزب ايران در مورد غلام يحيي عامل شوروي به اعتراف تودهايهايي مثل فريدون كشاورز در كتاب «من متهم ميكنم حزب تودهي ايران را) به قلم زيركزاده اين چنين مينويسد:
«غلام يحيي كيست؟ چگونه يك دهقان ساده، يك ژنرال ميشود.»
«امروز در راس نهضت بزرگ آذربايجان، شخصيتهايي جلب نظر ميكنند كه بعضي از آنها تا چندي پيش ناشناس و گمنام بودند. غلام يحيي كه امروز «ژنرال دانشيان» ناميده ميشود، يكي از اين شخصيتهاي برجسته است. او ميگويد:
يك فدايي ساده هستم١٤ و در مورد تاييد كامل فرقهي دموكرات و اقدامات تجزيه طلبانهي آنها در آذربايجان و تجليل از آن مينويسد:
نهضت آذربايجان آزاديخواه، اصلاح طلب و مترقي است. در آذربايجان املاك را تقسيم ميكنند، عوارض را حذف ميكنند، تمامي عمليات در جهت ترقي دادن سطح زندگي دهقانان انجام ميگيرد... .
رهبران نهضت آذربايجان، از آزاديخواهان قديمي مبارزه هستند كه اغلب اهل فضل و علم و دانشمند درستكاري و پاكي، اشخاصي؛ چون پيشه وري، دكتر جاويد، يا شبستري كه حتي دشمنان نهضت نيز شكي در آنها ندارند... .
از اين جهت است كه از روند پيدايش نهضت آذربايجان، ما سياست خود را پشتيباني از آن قرار دادهايم و گفتيم: بايد بكوشيم تا اصلاحات آذربايجان در سراسر ايران، تعميم يابد... .
نهضت آذربايجان. اسلحهي بزرگ همهي آزاديخواهان در ايران است.١٥
تذكر: لازم به تذكر است كه «حزب ايران» پس از خنثي شدن غايلهي آذربايجان و متواري شدن سران آن به شوروي، آنها را وطن فروش ـ تجزيه طلب ـ خائن اعلام كردند. براي نمونه ابوالفضل قاسمي مدعي شد كه «پيشه وري» با جنگ و كشتار و محو آزادي و استقلال آذربايجان را از ايران جدا كرد.١٦
هم چنين در مقابل سركوب فرقهي دموكرات توسط قواي دولتي و اعدام شخصيتهايي نظير شبستري، قاضي محمد (از سران فرقهي دموكرات در آذربايجان غربي و شرقي) سكوت تاييدآميز اختيار كردند.
حزب ايران پس از سركوب فرقهي دموكرات به تغيير دبيركل اقدام نموده و دارو دستهي دكتر كريم سنجابي و باند خراسانيها به سرپرستي ابوالفضل قاسمي و اصغر گيتي بين، جاي رهبران قديمي را گرفتند و از آن پس سيل كلمات «بيگانه پرستي» را حوالهي حزب توده و پيشهوري كردند.
شركت حزب ايران در كنار حزب توده در دولت قوام السلطنه
قوام السلطنه از جبههي مؤتلف احزاب آزاديخواه ٠حزب ايران و حزب توده) براي عضويت در كابينهي ائتلافي دعوت كرد. جبههي مؤتلف به آن امر رضايت داده و از آن استقبال كرد و بالاخره در سال ١٣٢٥ كابينهي ائتلافي با شركت:
دكتر فريدون كشاورز به وزارت فرهنگ از حزب توده
دكتر يزدي (مرتضي) به وزارت بهداري از حزب توده
ايرج اسكندري به وزارت پيشه و هنر از حزب توده
اللّه يار صالح به وزارت دادگستري از حزب ايران
و به رياست احمد قوام السلطنه دبيركل حزب دموكرات ايران كه وزارت كشور و وزارت جنگ را نيز عهده دار بود (و با شركت افرادي؛ نظير دكتر اقبال ـ هژير ـ و... در راس ساير وزارتخانهها) تشكيل شد.
كميتهي مركزي حزب ايران در زمان ائتلاف با حزب توده
اعضاي كميتهي مركزي حزب در زمان ائتلاف با حزب توده عبارت بودند از:
١. اللّهيار صالح ٢. دكتر كريم سنجابي ٣. مهندس احمد زيركزاده ٤. مسعود زنگنه ٥. مهندس حق شناس ٦.مهندس فريور ٧. صادقي ٨. مهندس معتمد ٩. محمد پورسرتيپ ١٠. دكتر عالمي
كه در ٣٠ خرداد ١٣٢٥هيأت سياسي حزب كه عاليترين مقام حزبي بودا از ميان اعضاي كميتهي مركزي به اين شرح انتخاب شدند:
١. اللّهيار صالح ٢. دكتر كريم سنجابي ٣. مهندس فريور ٤. مهندس زيركزاده ٥. صادقي
عكس العملهاي درون حزبي در حزب ايران پس از ائتلاف با تودهايها
ائتلاف حزب ايران با حزب توده، در داخل حزب بحثهاي موافق و مخالفي ايجاد كرد و گروه زيادي از حزب ايران استفاء كردند كه از آن جملهاند:
دكتر شمس الدين جزايري، حسين مكي، ارسلان خلعت بري، مهندس مهدي بازرگان، مهندس منصور روحاني، محسن خواجه نوري، مهندس جعفر شريف امامي.
كميتهي مركزي حزب نيز طي اطلاعيهاي علي رضا صاحب، فرج اللّه باغ، محمد نخشب، ضرابي و جعفر شهيدي را از حزب اخراج كرد و صادقي عضو كميتهي هيأت سياسي حزب نيز مستعفي شد.
از هم پاشيدن حزب ائتلاف (حزب توده و حزب ايران)
ائتلاف دو حزب مزبور ديري نپوئيد و پس از خروج وزراي حزب توده از كابينهي قوام و سركوب تجزيهي آذربايجان و توفيق و تبعيد ـ به اصطلاح ـ آزادي خواهان، ائتلاف احزاب آزاديخواه از هم پاشيد.
بيانيهي كميتهي مركزي حزب ايران در تاريخ ١١/١٠/٢٥ حاكيست كه: پيش آمدهاي اخير باعث شد كه كميتهي مركزي حزب تودهي ايران ترك فعاليت علني را اعلام داشته و مدتي است كه تماس خود را با ما قطع نموده است... از اين جهت حزب ايران اعلام ميدارد كه از اين به بعد آزادانه و با استقلال در راه آزادي و استقلال ايران مبارزه خواهد كرد.
دبير كل حزب را تعويض كردند و پس از روي كارآمدن سنجابي و باندخراسانيها عليه حزب توده دست به شديدترين حملات زدند.
حزب ايران از اعلام غير قانوني بودن حزب توده (پس از سوء قصد يكي از وابستگان تودهاي به جان شاه) استقبال كرده و در شكرگذاري براي سپاس سلامت اعليحضرت جوان فعالانه شركت كردند.
حزب ايران پس از كودتاي ٢٨ مرداد
پس از كودتاي ٢٨ مرداد. فعاليت حزب ايران به ركود و خمول گراييد .برخي اعضاي حزب، همچون زيرك زاده. و بختياري به نهضت مقاومت ملي پيوستند١٧ در سال ١٣٦٣ با اعلام دكتر ين آيزنها و حزب ايران به تاييد آن پرداخت همنوايي حزب ايران با سياست خارجي امريكا مخالفت ياران سابق حزب ايران در جبههي ملي؛ يعني نيروي سوم را برانگيخت.١٨ در سال ١٣٣٩ با گشايش نسبي فضاي سياسي جامعه، حزب ايران مبادرت به تجديد سازمان نمود. كنگرهي بزرگ حزب در اسفند ١٣٤٢ با حضور نمايندگان شهرستانها براي انتخاب كميتهي مركزي و سازمانهاي حزبي تشكيل شد. در اين زمان اللّهيار صالح به نمايندگي از مردم كاشان، راهي مجلس دورهي بيست شده بود. در قطعنامهي كنگرهي حزب اعلام شد كه چون اصول فعاليتهاي جبهه ملي با عقايد و مرام حزب ايران مطابقت كامل دارد، حزب ايران همچون سال ١٣٢٨ خود را در اختيار جبههي ملي ميگذارد.١٩ البته حزب ايران قبل از اين و در سال ١٣٣٩ به جبههي ملي پيوسته بود. اغلب رهبران جبههي را كادرهاي حزب ايران؛ مثل اللّه يار صالح، سنجابي و بختياري تشكيل ميدادند. كميتهي مركزي حزب طي اعلاميهاي بر خلاف مواضع جبههي ملي لوايح ششگانهي انقلاب سفيد را تاييد كرد.٢٠ اعضاي حزب در اين دوره حدود پانصد نفر بودند.
با گسترش اختلافات در جبههي ملي دوم و جوخفقانآميز جامعه پس از ١٥ خرداد ١٣٤٢ مجددا فعاليتهاي حزب دچار ركود شد و كنگرهي پيشبيني شدهي حزب در سال ١٣٤١ نيز تشكيل نشد. طي سالهاي ١٣٤٤ تا ١٣٥٦ از حزب هيچ فعاليتي مشاهده نشد.
پينوشتها
١. عظيمي، «بحران دموكراسي در ايران» ترجمهي هوشنگ مهدوي (تهران: رسا. ١٣٧٣)، ص ٣٧٩.
٢. ع، باقي. «تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي ايران به روايت راديويي بي سي» (تهران: نشر تفكر، ١٣٧٣ ، ص ١٠٠.)
٣. روزنامهي ستاره، ش ٣٢٩٢، ٢١/٧/٢٨.
٤. روزنامهي شاهد «نامههاي متبادله بين دربار و متحصنين از تاريخ ٢٣ تا ٢٧ مهر».
٥. پيشين، عظيمي، ص ٢٨٠.
٦. خكتم ص ٢٨٠.
٧. پيشين «گذشته چراغ راه آينده است». ص ٥٢٤.
٨. پيشين «گذشته چراغ راه آينده است». ص ٥٢٦.
٩. كريم سنجابي «خاطرات سنجابي» (لندن: انتشارات مليون، ٣٦٨)، ص ٦٩.
١٠. علي قلي بياني «دين مسلمانان به ايرانيان» (تهران: كانون انتشارات حزب ايران، بي تا) ص ٦.
١١. پيشين، سنجابي، ص ١٩٦.
١٢. همان، ص ١٩٧..
١٣. (جبههي ارگان حزب ايران، پنجشنبه ٧ شهريور ١٣٢٥).
١٤. (جبههي ارگان حزب ايران، سه شنبه ١٩ شهريور).
١٥. تاريخچهي جبههي ملي تأليف ابوالفضل قاسمي، ص ١٠.
١٦. (جبههي ارگان حزب ايران. شمارهي ٢٥٨ تاريخ ٨/٧/٢٥ سرمقاله، و شمارهي ٢٣١ مورخهي ٥/٥/٢٥).
١٧. «اسناد نهضت مقاومت ملي»: (تهران ك انتشارات نهضت آزادي، ١٣٦٣) صفحات مختلف.
١٨. پيشين، خاطرات ملكي، ص ١٠٢.
١٩. اسناد قطعنامهي كنگرهي حزب در سال ١٣٤١.
٢٠. جزوهي مركز اسناد انقلاب اسلامي در مورد حزب ايران، سال ١٣٦٠، ص ٦.