پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - هجوم آشكار، اهداف پنهان

هجوم آشكار، اهداف پنهان


سياست خارجي امريكا در سه دهه‌ي اخير، بر پايه‌هاي سودجويي و زورگويي استوار بوده است. به خاطر داريم كه ايالات متحده قراردادهاي محيط زيست را امضا نكرد؛ بر دفاع موشكي پافشاري نمود، از امضاي قراردادهاي مربوط به استفاده‌ي صلح‌آميز از انرژي اتمي خودداري كرد. قراردادهاي مربوط به موشك‌هاي ميان‌برد و دوربرد را زيرپا گذارد و ترور و تروريسم را با مباني خود تعريف كرد و به تحميل آن رو آورد و... .
نماد اين تفرعن، در گونه‌ي حمايت سياست خارجي امريكا از اسرائيل مشهود است. در حوادث خاورميانه، پس از جنگ ١٩٦٧ ميلادي، انگلستان و فرانسه به دفاع مستمر خود از اسراييل پايان دادند، امريكا با درآميختن دو عنصر سودخواهي و زورگويي، رهبري حمايت از دولت غاصب فلسطين را عهده‌دار شد. و با حمايت‌هاي بي‌دريغ خود از اسرائيل موجب تداوم آوارگي فلسطينيان و استمرار كانون بحران و جنگ در خاورميانه گرديد.
در جريان حوادث ١١ سپتامبر و رخدادهاي اخير، نكات گوناگوني وجود دارد كه به گمان يا احتمال مي‌توان از آن سخن گفت. اما به نظر مي‌رسد كه نكته‌هاي زير، مقولات قطعي و ترديدناپذير اين حوادث باشند:
١. از مدّت‌ها پيش در جوامع غربي و در داخل امريكا، هسته‌هاي مخالفت و انتقاد شكل گرفته است. گرچه مدت‌ها خواهد گذشت تا اين كانون‌ها بارور شود، اما متوليان سياست خارجي امريكا نمي‌توانند آن را ناديده بيانگارند! ترسيم يك دشمن واقعي يا موهوم، مي‌تواند سياست امريكا را كه در دهه‌هاي اخير به مرز كشي ميان دشمن يا دوست بنا نهاده شده، تداوم بخشد و از گسترش هسته‌هاي خودانتقادي ممانعت به عمل آورد!
حادثه‌ي ١١ سپتامبر و پيامدهاي آن، كم‌وبيش توانست به كمك تئوري‌پردازان سياست خارجي امريكا برآيد و جامعه‌ي امريكايي را در فضاي مجدد دوران جنگ سرد قرار داده و دامنه‌ي حركت را براي جريان انتقادي تنگ‌تر سازد!
٢. اقتصاد امريكايي و اوليگارشي بزرگ آن، به شدت به صنايع نظامي و درآمدهاي آن وابسته است. در شرايط جنگ گسترده يا تهديد به جنگ است كه امكان فروش سلاح پديد مي‌آيد. به خاطر داريم كه در جريان جنگ خليج فارس ميلياردها دلار سلاح جديد فروش رفت و سلاح‌هاي كهنه به كناري نهاده شد. هم‌چنين زمينه‌هاي آزمايش برخي ابزارهاي جديد نظامي نيز فراهم آمد و... .
بدون ترديد، در جريان تهاجم جديد، كمپاني‌هاي نظامي، امريكا به افغانستان سودهاي بادآورده‌اي را در رؤياي خود مي‌پرورانند.
٣. جناح نفتي اقتصاد امريكا، به مسير عبور لوله‌هاي نفت و گاز از مسير قزاقستان، تركمنستان و روسيه علاقه‌مند است. اين جناح، ايران را محيط امني براي عبور اين كالاي استراتژيك نمي‌شناسد، لذا درصدد يافتن راهي جديد براي عبور نفت مي‌باشد. استقرار امنيت در افغانستان، اين ايده را قوّت مي‌بخشد كه لوله‌هاي نفتي از مسير افغانستانِ امن عبور داده شوند!
٤. كنترل قدرت‌هاي اتمي آسيا (هند، پاكستان و چين) در استراتژي نظامي امريكائيان، جايگاهي جدّي دارد. با حضور امريكايي‌ها در منطقه، تحركات نظامي اين كشورها، در ديدباني و دسترس بيشتر اين كشور قرار خواهد داشت.
٥. مافياي مواد مخدّر، بخش ديگري از واقعيت اقتصاد جهاني است. و افغانستان به عنوان كانون عمده‌ي توليد اين مواد، نمي‌تواند دور از ديد اين مافياي قدرت و پول باشد!!

ع. شريعت