پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - شناخت رئيس جمهور از ديدگاه قانون اساسى و رهبرى - اختر شهر علی رضا
شناخت رئيس جمهور از ديدگاه قانون اساسى و رهبرى
اختر شهر علی رضا
مقدمه
به حق انتخابات را مىتوان آينه تجلى حضور و مشاركت ملت در تعيين سرنوشت خويش ناميد كه در آن، فرهنگ و رشد خود را به نمايش مىگذارند. اين حضور و مشاركت نشانگر دو چيز است: تدبير و توصيف. تدبير سخن از عقل است و توصيف سخن از عشق و وصف حال. عشق به ايران وآرمانهاى مقدس انقلاب اسلامى و شهدا.
بر اين اساس انتخابات، انتخاب عقل و عشق براى ماندگارى، در جهان پر از بحران و آشوب، و تلاش براى ساختن فرداى بهتر. ساختنى كه حضور سياسى مردم را عقلانى - معنوى مىداند و اين ايجاد طرح نو در دنياى امروز است كه براى سياست و سازندگان امروز، رفتارى بديع و ناشناخته باقى مانده است.
حال سؤال مطرح اين است، كه در انديشه رهبران دينى انقلاب اسلامى و منشور اساسى آن، يك رئيس جمهورى چه وظايف و نقشى در يك سيستم دارد: تلاش براى پاسخ به اين سؤال، ساختار پژوهش ما را شكل خواهد داد.
چگونه آمدن و ماندن يك رئيس جمهور
براى شركت يك رئيس جمهور در انتخابات به سه عنصر نياز است:
يكم. انتخاب مردم. دوم. نامزدهاى انتخابات. سوم. ارتباط نامزدها با مردم.
يكم. انتخاب مردم
مردم موتور اصلى حركت جامعه و تضمين كننده سعادت، رشد و تعالى جامعهاند و بى حضور و مشاركت آنان، اهداف متعالى اسلام و جامعه اسلامى هرگز تحقق نخواهد يافت.
الف. جايگاه مردم در قانون اساسى: مرور گذرا بر قانون اساسى و مطالعه فصول و اصول مختلف آن، نشان مىدهد كه مردم نقشى اساسى و جدى، هم در شكلگيرى و پيروزى انقلاب اسلامى ايران، هم در تأسيس نظام جمهورى اسلامى و هم در استمرار و اداره نظام اسلامى داشته و دارند. از مهمترين عرصهها و نمودهاى نقش و تأثير مردم در نظام جمهورى اسلامى، مىتوان به موارد ذيل اشاره كرد.
١. شكلگيرى انقلاب و پيروزى آن.
٢. حق حاكميت ملى.
٣. تعيين نوع نظام.
٤. تصويب قانون اساسى و اصلاحات آن.
٥. انتخاب غير مستقيم رهبرى.
٦. انتخاب مستقيم رئيس جمهورى .
٧. انتخاب مستقيم نمايندگان مجلس.
٨. شوراها.
٩. همه پرسى.
١٠. نظارت عمومى .
يكى از اين نمودها، انتخاب رئيس جمهور است. طبق »اصل ١١٤« قانون اساسى، رئيس جمهور براى مدت چهار سال با رأى مستقيم مردم انتخاب مىشود.
از اصول مهم انتخابات رياست جمهورى:
١. اصل اكثريتى بودن انتخابات است كه در اصل يكصد و هفدهم قانون اساسى پيش بينى شده است. به موجب اين اصل، »رئيس جمهور با اكثريت مطلق آراى شركت كنندگان انتخاب مىشود«.
٢. اصل مستقيم بودن انتخابات رئيس جمهورى: منظور از مستقيم بودن يا درجهاى بودن انتخابات آن است كه مردم بى واسطه رئيس جمهور خود را از ميان كانديداهاى اعلام شده انتخاب مىكنند. طبق اصل يكصد و چهارم قانون اساسى مقرر مىدارد: »رئيس جمهور با رأى مستقيم مردم انتخاب مىشود«.
ب. جايگاه مردم در انديشه رهبران دينى
بر اين اساس امام خمينى (ره) معتقد است: »همه مسئول سرنوشت كشور و اسلام هستند، چه در نسل حاضر و چه در نسلهاى آتيه و گمان نمىكنم كه نقش و اهميت انتخابات بر كسى پوشيده باشد«. بحمدالله هر چه از عمر با بركت انقلاب شكوهمند اسلامى مىگذرد، مردم مسلمان و متعهد كشور به اهميت حضور و نقش تعيين كننده خود در تمامى صحنههاى انقلاب آشناتر مىشوند و راز دوام، بقا و استحكام قيام الهى خود را بهتر كشف مىنمايند. از طرفى مقام معظم رهبرى اين حضور را حضورى مسئولانه مىداند: »وظيفه آحاد عظيم ملت هم اين است كه در اين حادثه بسيار مهم كه به سرنوشت كشور مربوط مىشود، به طور دلسوزانه و مسئولانه شركت كنند«. از طرفى ايشان انتخابات را مظهر اقتدار ملى مىداند: »... اگر ملت عزيز ايران بتواند در اين انتخابات، آراى فراوان خود را به ميدان بياورد و حضور مردمى، حضور چشمگيرى باشد، اين بزرگترين مظهر اقتدار و عزت ملى است«.
ويژگىهاى انتخاب مردم، طبق انديشه رهبران دينى ما، انتخابات رئيس جمهور توسط مردم يك اصل است و اين اصل به دليل ويژگىهاى ذيل است.
١. مسئوليت پذيرى همگانى.
٢. عدم مسامحه در انتخابات.
٣. شركت در انتخابات براى حفظ حثيت اسلام و مصالح كشور.
٤. مبتنى بودن سرنوشت كشور بر انتخابات.
دوم. اصول انتخاب مردم
مقام معظم رهبرى چند مسئله اساسى را در انتخاب مردم، شرط مىداند.
الف. مسئله حضور مردم: ايشان معتقد است كه هر كس به نظام اسلامى علاقه دارد، در اين انتخابات شركت خواهد كرد و انتخابات را يك تكليف الهى و اسلامى محاسبه مىكنند. كسانى كه به مسائل دينى توجه ندارند نيز بايد به چشم يك تكليف وجدانى و ملى به آن بنگرند. علاوه بر اين بايد انتخابات را يك آزمايش بزرگ بدانند؛ بنابراين مقام معظم رهبرى، حضور مردم را يك آزمايش بزرگ و شركت در آن را يك تكليف الهى، اسلامى، وجدانى و ملى مىداند.
ايشان يكى از اهداف دشمنان اسلام را بى رونق كردن انتخابات و شركت نكردن مردم در آن مىداند كه مردم بايد نسبت به آن هوشيار باشند: »دشمن چشم دوخته است كه انتخابات رياست جمهورى، انتخابات بى رونقى بشود، براى آنها اين مهم است در درجه اول، دشمن مايل است كه انتخابات، بى رونق شود.«
ب. ويژگىهاى حضور: از مهمترين ويژگىهاى حضور مردم در انتخابات به اين شرح است:
١. حضور حداكثرى است: يكى از بزرگترين شاخصهاى مردمى بودن حكومتها در دنيا، شركت مردم در انتخابات و گزينشهاى بزرگ ملى است. از نظر رهبرى، اگر مردم حضور حداكثرى داشته باشند، نتايج ذيل حاصل مىشود.
كشور بيمه مىشود: مقام معظم رهبرى معتقد است: »حضور مردم در انتخابات، كشور را بالفعل بيمه مىكند. انتخابات نشان دهنده واقعى حضور مردم در صحنه سياسى كشور است. هر انتخاباتى كه پر شور »برگزار« شود، كشور را بيمه مىكند«.
اقتدار حكام افزايش مىيابد: »اگر ملت عزيز ايران بتواند در اين انتخابات آراى فراوان خود را به ميدان بياورد و حضور مردمى، حضور چشمگيرى باشد، اين بزرگترين مظهر اقتدار و عزت ملى است«.
آينده دولت را تضمين مىكند: »حضور شما، پايدارى انقلاب را محكم مىكند و به مديران آينده كشور جرأت و قدرت كار مىبخشد و آينده را تضمين مىكند«.
اثبات نظام مردم سالارى است: »حضور [شما] در پاى صندوقها، نشان دادن مردم سالارى در اين كشور، تقريباً از همه كشورهاى غربى و كشورهاى لائيك بيشتر بوده و اين دفعه هم به فضل الهى همين طور خواهد شد«.
موجب پيشرفت و زنده شدن فضاى زندگى خواهد شد: حضور مردم زنده كننده فضاى زندگى در يك كشور است. وقتى مردم در سياست دخالت نكنند و نسبت به اوضاع سياسى اظهار نظر و دلسوزى نكنند و ندانند كه چه كسى آمد و رفت و چه كسى مسئوليت پيدا كرد و ندانند كه با چه كسى مبارزه مىكنيم و به كدام سمت مىرويم، كشور پيش نخواهد رفت.
٢. حضور به همراه انتخاب اصلح: از نظر مقام معظم رهبرى، مسئله انتخابات مسئله سپردن سرنوشت بخش عمده امكانات كشور به يك نفر و يك مجموعه است و سرنوشت مسائل اقتصادى، فرهنگى، روابط خارجى و مسائل گوناگون ديگر تا حدود زيادى به اين قضيه وابسته است؛ از اين رو »مردم وظيفه دارند، به ملاكهاى دينى و شرعى و انقلابى نگاه كنند، به روابط و قوم و خويشى و اين طايفه و اين طور چيزها نگاه نكنند؛ ببينند واقعاً چه كسى با معيارهاى الهى و انقلابى مناسبتر و به آن نزديكتر است، او را انتخاب كنند و با شور و شوق به عنوان يك وظيفه در اين كار دخالت كنند«. ايشان معتقد است كه انتخاب فرد اصلح و داراى تقوا و تدبير براى مقام مهم رياست جمهورى كه در قانون اساسى جديد، داراى اختيارات وسيع در اداره كشور است، وظيفهاى شرعى، عقلى و انقلابى است و كوتاهى در اين امر، يا (كوتاهى) در حضور پاى صندوقهاى رأى، خسارتهاى جبران ناپذيرى به بار خواهد آورد.
امام خمينى (ره) نيز راههاى شناخت نامزدهاى شايسته را به مردم گوشزد مىكند و معتقد است: »احدى شرعاً نمىتواند به كسى كور كورانه و بدون تحقيق رأى بدهد«.
ج. راههاى شناخت رئيس جمهور
١. تشخيص خود فرد: امام خمينى (ره) راههاى شناخت نامزدهاى شايسته را به مردم گوش زد مىكند و مىفرمايد: »احدى شرعاً نمىتواند به كسى كوركورانه و بدون تحقيق رأى بدهد«. وى هم چنين مىفرمايد: »فرض بكنيد كه اگر همه كسانى كه در رأس [اند] پيشنهاد بكنند كه فلان آدم را شما وكيل كنيد، لكن شما به نظرتان درست نباشد، جايز نيست شما تبعيت كنيد، بايد خودتان تشخيص بدهيد كه آدم صحيحى است تا اينكه بتوانيد رأى بدهيد«.
٢. شناخت سوابق اشخاص: امام (ره) مىنويسد: »اميد است ملت مبارز و متعهد، به مطالعه دقيق در سوابق اشخاص و گروهها، آراى خود را به اشخاصى بدهند كه به اسلام عزيز و قانون اساسى وفادار باشند«.ايشان در جايى ديگر مىفرمايند: »در هر حال، مردم با بصيرت و درايت و تحقيق، كانديداهايى را شناسايى كردند و به سوابق و روحيات و خصوصيات دينى - سياسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمايند«.
٣. معرفى روحانيون متعهد: امام معتقد است: اگر براى كسى شناخت نامزد مشكل باشد، مىتواند از طريق »معرفى روحانيون متعهد در شهرستانها يا اشخاص متدين موجه كه گرايش به چپ و راست يا دستهاى نداشته باشند«، به انتخاب رئيس جمهور بپردازد.
٤ مشورت با علما و اشخاص مورد اعتماد: در نظر امام »مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت كنند، بعد به هر كس كه خواستند رأى دهند«.
دوم. نامزدهاى انتخابات
در نظام جمهورى اسلامى، رياست جمهورى شأن مهمى است. در حقيقت بازوى اجرايى نظام و دولت است. كسى كه نامزد پستهاى حكومتى مىشود، بايد بداند كه در چه نظامى وارد صحنه شده است، زيرا نظامهاى سياسى، تفسير و تلقى يكسانى از پستهاى حكومتى ندارند. در نظام غربى، پستهاى حكومتى ماهيت قدرت مدارانه دارند و انتخابات، عرصه مسابقه و رقابت خواهد بود و اين رقابت در جهت كسب قدرت سياسى است كه اين برگرفته از انديشه غرب است كه اعتقاد دارد علم توليد كننده قدرت است،از اين رو رقابت انتخاباتى نامزدها، رقابت در قدرتطلبى است. اما در نظام اسلامى، پستهاى حكومتى ماهيت قدرت مدارانه ندارد؛ قدرت از آن خداست و اگر مقام و منصبى در نظام اسلامى است، نه براى تصاحب قدرت كه براى جلب رضاى الهى، در خدمت به بندگان او، عدالت گسترى است. بنابراين چگونه آمدن و چگونه ماندن يك رئيس جمهور، بسيار مهم است.
الف. چگونه آمدن: طبق قانون اساسى شخصى كه در انتخابات رياست جمهورى براى انتخاب شدن شركت مىكند، بايد پيش از شروع انتخابات، آمادگى خود را رسماً اعلام دارد. وى بايد صفات و شرايط لازم اين مقام را دارا باشد. اين شرايط و صفات بدين شرح است:
١. از رجال مذهبى و سياسى باشد. ايرانى الاصل باشد. تابع ايران باشد. مدير و مدبر باشد. داراى حسن سابقه و امانت و تقوا باشد. مؤمن و معتقد به مبانى جمهورى اسلامى ايران، يعنى قانون اساسى و ولايت فقيه باشد. مؤمن و معتقد به مذهب رسمى كشور، يعنى شيعه جعفرى اثنى عشرى باشد.
از طرفى، بر طبق انديشههاى امام و مقام معظم رهبرى، رئيس جمهورى بايد داراى ويژگىهاى ذيل باشد:
١. صالح و ديندار: يك رئيس جمهور بايد »صد در صد مسلمان و معتقد به احكام اسلامى و معتقد به اجراى احكام اسلام و مخالف با مكتبهاى انحرافى و معتقد به جمهورى اسلامى باشد«. علت چنين شرطى اين است كه با اين مقدمه، بسيارى از مشكلات يا پيش نمىآيد يا اگر پيش بيايد، رئيس جمهور در صدد رفع آن برمىآيد: »اگر رئيس جمهور شايسته و متعهد به اسلام و دلسوز براى كشور و ملت باشد، بسيارى از مشكلات پيش نمىآيد و مشكلاتى اگر باشد، رفع مىشود«.
٢. اخلاص در عمل: از ديگر شرايط رئيس جمهورى، اخلاص در عمل است. مراد از اخلاص آن است كه كارها به انگيزه الهى و براى رضاى خداوند باشد. از نظر رهبران دينى انقلاب اسلامى، كار يك رئيس جمهور بايد نه فقط رضاى مردم، بلكه كسب رضاى خداوند باشد. كار مسئول امور و صاحب منصب در نظام اسلامى، فقط مواجهه با مردم نيست، اگر با خدا متصل نباشد، كار براى مردم و خدمت به آنها، يعنى همان مسئوليت اصلىاى كه دارد، معطّل خواهد ماند.
٣. جدايى از جريان نفاق: بر طبق انديشه رهبران ما، يك رئيس جمهور واقعاً بايد به اسلام معتقد باشند؛ نه فقط در ظاهر به آن اظهار نمايند. امام خمينى در اين باره مىفرمايد: »همه چيز ما بايد روى موازين اسلامى باشد. افرادى كه تعيين مىشوند، بايد كسانى باشند كه به درد اسلام و جمهورى اسلامى بخورند و عقيدهشان هم اين باشد كه اسلام خوب است، نه فقط اظهار كنند، ولى عقيده نداشته باشند، كما اينكه در اول انقلاب، خيلىها اظهار اسلام مىكردند«.
٤. دلسوز باشد: در انديشه رهبران، »دلسوزى« شرطى مهم براى انتخاب رئيس جمهور است. از نظر مقام معظم رهبرى بيشتر مشكلات ملتها در هر جا كه رنجى بردهاند، اين بود كه مسئولان دلسوزى كه تنها همتشان بر طرف كردن مشكلات مردم باشد در ميان آنها يا نبودهاند يا كم بودهاند؛ »اميد آن دارم كه با وحدت كلمه و كوشش، در راه التيام بين قشرهاى مختلف، موفق شويد كه نمايندگانى متعهد، متفكر، دلسوز به ملت و به خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمين [باشيد]«.
٥. معتقد به اسلام، جمهورى اسلامى و قانون اساسى: اين شرط از شرايط اصلى و حساس براى انتخاب رئيس جمهورى است. اين حساسيت به اندازهاى است كه امام خمينى (ره) مىفرمايد: »من متواضعانه از شما مىخواهم كه حتى الامكان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نماييد و اشخاص اسلامى، معتقد، غير منحرف از صراط مستقيم الهى را در نظر بگيريد و سرنوشت اسلام و كشور خود را به دست كسانى دهيد كه به اسلام و جمهورى اسلامى و قانون اساسى معتقد و نسبت به احكام نورانى الهى متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت كشور مقدم ندارند«.
٦. شجاع باشد: بسيارى از ملتها به اين دليل پيشرفت نكردهاند كه رؤسا و مسئولانشان، شجاعت نداشتهاند، پس »كسانى را كه انتخاب مىكنيد، بايد مسائل را تشخيص دهند، نه افرادى باشند كه اگر روس يا آمريكا يا قدرت ديگرى تشرى زد بترسند، بايد بايستند و مقابله كنند«. مقام معظم رهبرى معتقد است: »اين ملت، چون ملت شجاع و آزادهاى است، ملتى است كه تهديد قدرتهاى مستكبر جهانى او را به عقب نمىنشاند، بنابراين نماينده او هم بايد شجاع باشد و نترسد، شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذيرش حرف حق«.
ب. چگونه ماندن: وقتى ملت توانست با انتخاب درست خود بر عرصه سياست تأثير گذار باشد، باقى ماندن رئيس جمهور بر اين موقعيت، مهمترين دغدغه او خواهد بود و اين مسئله به تدبير و عمل سياسى رئيس جمهور منتخب وابسته است. به همين دليل مسئوليت رئيس جمهورى پس از انتخابات، دو چندان مىشود.
بر طبق قانون اساسى، دو گونه مسئوليت براى رئيس جمهورى پيش بينى شده است:
١. مسئوليت جزايى رئيس جمهورى:
هر گاه شخص رئيس جمهور به ارتكاب جرمى از جرايم عادى مثل ارتشا، اختلاس و نظاير آن متهم شود، مسئوليت كيفرى دارد و مصون از تعقيب دستگاه قضايى نيست.
٢. مسئوليت اجرايى رئيس جمهورى:
به موجب اصل يكصد و بيست و دوم قانون اساسى، رئيس جمهور در حدود اختيارات و وظايفى كه به موجب قانون اساسى يا قوانين عادى به عهده دارد، در برابر ملت ، رهبر و مجلس شوراى اسلامى مسئول است. اين مسئوليت را مىتوان در انديشه رهبران ديد؛ مهمترين مسئوليت رئيس جمهور در انديشه رهبران دينى به اين شرح است:
عدم تجمل و اسراف در زندگى: در نظر مقام معظم رهبرى »مسئولان نظام اسلامى نبايد در رفتار و عمل خودشان، مسرفانه و متجملانه زندگى كنند و بالاتر از آن، نبايد طورى زندگى كنند كه روش اسرافآميز و تجملآميز را به يك فرهنگ تبديل كنند«.
تلاش در راه حفظ استقلال كشور و عزت ملّى: از ديدگاه ايشان »اين مجاهدت، تنها راهى است كه ما در پيش داريم و بايد نگذاريم، در عزم خودمان فتورى به وجود بيايد. اين مجاهدت در ميدانهاى گوناگونى است كه اهم آنها، يكى مجاهدت در راه حفظ استقلال كشور و عزت ملى در برابر سياست توسعهطلبى و انحصارطلبىاى است كه آمريكا در نگاه چند ساله اخير به دنيا دارد«.
مجاهدت در راه نشر فرهنگ اسلام و تفكر دينى: عامل ديگر مجاهدت در راه »نشر فرهنگ اسلام ناب و تفكر دينى و ترويج تفكرى است كه به بيدارى دنياى اسلام انجاميد، ترويج اين تفكر در دنياى اسلام، چيزى است كه در هيچ نقطهاى از دنياى اسلام، در زمان ما و لااقل قرنها پيش از زمان ما سابقه نداشته است«.
امام خمينى (ره) معتقد است، يك نماينده بايد مدافع اسلام ناب محمدى باشد: »مردم [به افرادى] رأى دهند كه متعهد به اسلام و وفادار به مردم باشند... و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى (ص) باشد«.
مجاهدت در راه گسترش آبادانى و توسعه زندگى مردم كشور: رهبرى معتقد است: »ميدان ديگر، ميدان مجاهدت براى گسترش آبادانى و توسعه زندگى مردم در داخل كشور است؛ البته بار عمده اين مجاهد، بر دوش دستگاههاى اجرايى كشور است«.
مجاهدت براى بسط عدالت و رفع تبعيض و جلوگيرى از تطاول بيت المال: »يكى از دشوارترين ميدانهاى مجاهدت، ميدان مجاهدت براى بسط عدالت است... تا وقتى در جامعه عدالت باشد، تبعيض نباشد، نگاه متفاوت به اشخاص و قشرها نباشد و امتيازطلبىهاى زيادى و نا بحق و نابجا در جامعه وجود نداشته باشد، مردم بر خيلى از ناكامىها صبر مىكنند«.
از نظر رهبرى »وظيفه بزرگ امروز دولت، بر طرف كردن مشكلات زندگى مردم است؛ چه مشكلات اقتصادى كه در درجه اول است و چه مشكلات ديگر كه آنها هم مسائل مردم است. وظيفه اول و اساس تكليف ما، به عنوان مسئول، خدمت به مردم است«.
مبارزه با فقر و فساد و تبعيض: »بنده باز هم با صداى بلند اعلام مىكنم كه مسئولان كشور، چه در قوّه مجريه، چه در قوّه قضائيه و چه در قوّه مقننه، بايد با فقر، فساد و تبعيض در اين مملكت، مبارزه كنند. اگر بخواهند وضع امنيت كشور را، وضع معيشت مردم را، وضع عزت بينالمللى ما را تأمين كنند، راهش مبارزه با همينها است«.
پاسخگويى: آيت الله خامنهاى مىفرمايد: »مسئولان بلند پايه كشور، قواى سه گانه، همه بايد پاسخگو باشند؛ پاسخگوى كار خود، پاسخگوى تصميم خود، پاسخگوى سخنى كه بر زبان آوردهاند و تصميمى كه گرفتهاند«.
معيار قرار دادن اسلام و قرآن.
پايبندى به همه ارزشها و حركت بر اساس آن.
عمل به قانون اساسى.
خدمت به مردم و جلب محبت و اعتماد آنان.
سوم. ارتباط نامزدها با مردم
در عرصه رقابت انتخاباتى، آنچه دو سوى انتخابات (مردم و نامزدهاى انتخابات) را به هم پيوند مىزند، ساز و كار تبليغات است. »ترانس كوآلتر« مىگويد: »تبليغات تلاشى است كه توسط برخى افراد يا گروهها، با بهرهگيرى از وسايل ارتباطى براى كنترل، تغيير يا شكل دادن نگرش ديگر گروهها انجام مىشود«. حضرت امام خمينى (ره) در تعريف تبليغات معتقد است: »تبليغات همان شناساندن خوبىها و تشويق به انجام آن و ترسيم بدىها و نشان دادن راه گريز و منع از آن است«.
حال سؤال مطرح اين است كه نامزدهاى انتخاباتى در نظام جمهورى اسلامى، بايد چه معيارها و ضوابطى را براى تبليغات رعايت كنند. در انديشه رهبران ما، انتخابات در كشور مسابقهاى براى خدمت است؛ نه مسابقهاى براى كسب قدرت، پس در منطق اسلامى، قدرت، عزت، آبرو، خوشنامى و امكانات، فقط و فقط براى خدمت به مردم و حركت دادن خود و جامعه و كشور در راه نظام مقدس اسلامى و رسيدن به آرمانهاى بلندى است كه انسانها نياز دارند، بنابراين هر كس كه آماده است تا بيش از ديگران زحمت بكشد و توقعى را كه مسئولان كشورهاى ديگر از مقام و موقعيت خود دارند. نداشته باشد، داخل اين ميدان شود.
بنابراين، ملاكهاى تبليغات اسلامى در انتخابات، از ديدگاه رهبران انقلاب اسلامى داراى ويژگىهاى ذيل است:
- ارزشهاى نظام اسلامى را تخريب نكنند.
- به تخريب يكديگر نپردازند.
- آمارهاى دقيق را به مردم ارائه نمايند.
- در كمال صداقت با مردم سخن بگويند و عقيده و نيت واقعىشان را بازگو كنند.
- وحدت ملى را خدشهدار نكنند.
- وعدههاى ناممكن به مردم ندهند و سطح مطالبات مردم را بالا نبرند.
- از تبليغات پر هزينه خوددارى كنند: »در تبليغات انتخابات رياست جمهورى كه آزمايش عظيمى براى ملت است، مراقبت شود كه مخارج بيش از [حد] متعارف و زيادى و اسراف گونه انجام نگيرد«.
- رعايت اخلاق اسلامى در انتخابات: »از آقايان كانديداها و دوستان آنان انتظار دارم كه اخلاق اسلامى - انسانى را در تبليغ براى خود و كانديداهاى خويش مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل كه موجب اختلاف و هتك حرمت باشد، خوددارى نمايند كه براى پيشبرد مقصود، ولو اسلامى باشد، ارتكاب خلاف (اخلاقى و فرهنگى)، مطرود و از انگيزههاى غير اسلامى است«.
٩. رعايت كمال آرامش و عدم ايجاد جو بحران در انتخابات: »من بسيار مايل هستم كه گروههايى كه متعهد و معتقد به جمهورى اسلامى و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتى كمال آرامش را در تبليغ كانديداهاشان رعايت نمايند و نسبت به يك ديگر تفاهم و صميميت و اخوت اسلامى داشته باشند و از تفرقه و كدورت شديداً احتراز كنند«.
- عدم استفاده از اموال عمومى در انتخابات: »اين جانب به هيچ وجه و به هيچ كس اجازه نمىدهم تا از سهم مبارك امام (ع) يا از اموال دولت و اموال دفاتر و سازمانها و مجامع و اموال عمومى خرج انتخابات كند«.
خلاصه آنكه رئيس جمهورى، از زمان آمدن تا زمان رفتن، نسبت به مردم، قانون اساسى، انقلاب اسلامى و دفاع از انديشه ولايت مطلقه فقيه مسئول است و در اين مسئوليت، بايد در همه لحظهها خدا را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خود بداند تا بتواند وظايف خود را به منصه عمل برساند.