پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - جامعهشناسى انتخابات - مفیدی فرید
جامعهشناسى انتخابات
مفیدی فرید
١. از ديدگاه روانشناسى اجتماعى، رفتار انتخاباتى پديدهاى گروهى است كه حكايتگر نوعى عمل سياسى است. اين رفتار خاستگاه خانوادگى داشته و به صورت ارثى از فردى به فردى و نسلى به نسلى ديگر منتقل مىشود، اما از ديدگاه جامعهشناسى، اين پديدهها و رفتارها ناشى از عضويت و تعاملات گروهى و ساختى، و تأثير شرايط اجتماعى بر كاركردهاى متعين قدرت است و الگوهاى آن از اين زاويه تبيين مىشود.
بر پايه اين نگاه جامعه شناختى به رفتار سياسى مىتوان آن را از زاويه روابط حزبى، مشاركت و نگرش جمعى و رابطهيابى طبقه و پايگاه با دولت و قدرت سياسى دنبال كرد.
٢. روابط حزبى مبين گرايشها و رفتارهاى سياسى خاص در عصر حاضر است كه خود در ٣ قالب ميل به انتخابات، حضور در صحنه انتخابات و هويتيابى حزبى نمايان مىشود و از نگرشها و رفتارهاى اجتماعى - سياسى خاص پرده بر مىگيرد.
به اين ترتيب، متغيرهاى مربوط به روابط حزبى، عموماً شاخص اجتماعى شرايط سياسى نظام جامعه هستند و متغيرهاى معرف مشاركت سياسى از فرايند تبديل ديدگاههاى نگرشى به رفتارهاى سياسى حكايت مىكنند و در نهايت تبيين ابعاد سياسى طبقات و پايگاههاى اجتماعى، از سطحى كلانتر به نظام جامعه مىنگرد.
٣. انتخابات سياسى از منظر خاستگاههاى اجتماعى آن، متضمن رفتار رأى دهندگان در عرصه همه پرسى، براى تعيين عوامل و كارگزاران تصميمگيرىهاى سياسى است كه در متن مناسبات گروهى رخ مىدهد؛ البته از تاريخ، جغرافيا، فرهنگ، اقتصاد، سياست و حقوق نيز فارغ نيست و با ويژگىهاى روانى و شخصيتى اعضاى جامعه نيز گره خورده است.
٤. از منظر روانشناسى اجتماعى، مهمترين متغير تبيين كننده رأى سياست افراد، در بستگى حزبى رأى دهندگان خلاصه مىشود. در اين نگرش، رأى دهنده به همبستگى و پيوند حزبى خود رأى مىدهد؛ بنابراين، وابستگى به احزاب، باز تاب پيوند و علاقه عاطفى و احساسى است كه غالباً از سوى خانواده و محيط به فرد القا مىشود، از اين رو وابستگى حزبى عامل تعيين رفتار ثابت انتخاباتى در طول زمان بوده و در سوابق خانوادگى ريشه دارد كه با گذر زمان و افزايش سن فرد، اين گرايش در او تقويت و تثبيت مىشود.
٥. پديده انتخابات سياسى از ديدگاه مبادله اقتصادى، بر الگوهاى عقلانى رفتارى و عمل انتخاب سياسى امروز، تابع آزادى اراده و اختيار انسانى استوار است. از اين ديدگاه، رأى دهندگان غالباً به طرحها، عقايد و برنامههاى نامزدها و احزاب توجه دارند و به شكلى معقول دست به انتخاب زده و برنامههايى را انتخاب مىكنند كه بيشترين منافع را برايشان در بر داشته باشد؛ يعنى رفتار انتخاباتى با محاسبه عقلانى سود و زيان صورت مىگيرد و رأى دهنده در صورت احساس زيان يا غُبن از انتخاب، معامله سياسى خود را فسخ مىكند و با احساس عدم مطلوبيت منتخب يا منتخبين خود، براى دور بعدى آنان را بر نمىگزيند.
٦. اما از ديدگاه جامعهشناسى، متغيرهايى از قبيل سن، جنس، محيط خانوادگى، گروه همسالان، طبقه، نژاد، قوميت، مليّت، تبليغات، شرايط تاريخى، فرهنگى، جمعيتى و شرايط اكولوژيك جامعه بر رفتار انتخاباتى امروز تأثيرگذار هستند؛ در واقع مطالعه اين متغيرها در قالب ساختهاى اجتماعى است كه معرف انگيزشهاى اجتماعى رأى دهندگان، در جهتگيرىهاى سياسى و بروز رفتار انتخاباتى آنان مىشود.
در بين متغيرهاى انتخاباتى، متغير طبقه، يكى از تعيين كنندهترين عوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتى است و ادعا شده كه اساس نظام حزبى و از جمله رفتار انتخاباتى بر شكاف طبقاتى استوار است و تمام مسائل ديگر حاشيهاى هستند) طبقات متوسط بالا و پايين بالا عمدتاً به احزاب محافظه كار و طبقات متوسط پايين و پايين پايين به احزاب تندرو تمايل دارند).
تقسيم بندى شمال و جنوب نيز بيشتر به شكاف ميان طبقات بالا و متوسط مربوط مىشود.
٧. تغيير ساختار اجتماعى نظام انتخاباتى و تحول گروهبندىهاى طبقاتى، بر اثر افزايش سطح سواد و رفاه و تبليغات رسانهها و ترديدهاى به وجود آمده در خصوص كارآيىهاى متنوع احزاب در رابطه با مقتضيات اجتماعى، اقتصادى، سياست منطقهاى، ملى و بين المللى بر ترجيح ارزشى و گرايش در انتخابات مىافزايد و راهبردهايى را براى فرد به وجود مىآورد كه رفتارهاى انتخاباتى متنوعى از قبيل عدم حضور در انتخابات، حضور و ارائه رأى سفيد يا حضور مفيد در صحنه انتخابات را به دنبال خواهد داشت.
٨. در نتيجه اگر، ديدگاههاى سه گانه مذكور را مكمل هم بدانيم؛ در اين صورت رفتار انتخابات سياسى تابع انگيزههاى عقلايى، ارادى درونى و بيرونى خواهد بود؛ از اين منظر، انتخابات فرايندى است كه از مقتضيات زمان و مكان و ويژگىهاى اجتماعى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى تأثير و تأثر داشته و از سه سطح خرد، ميانه و كلان در رفتارهاى سياسى جامعه نسبت به گرايشهاى انتخاباتى حكايت مىكند.