پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - رسانههاى غربى، برنامههاى مذهبى و مخاطبان نامرئى
رسانههاى غربى، برنامههاى مذهبى و مخاطبان نامرئى
جورج گوتالز / مترجم: محمد حامى
انقلابهايى كه در زمينهى فنآورى ارتباطات; اعم از راديو و تلويزيون و كامپيوتر اتفاق افتاد، قالبهاى تبليغ مسيحيت و مراسم عبادى را به گونهاى شكل داد كه زمينه براى دسترسى تودهاى از مخاطبان نامرئى هموار شد.
استفاده از اين رسانه توسط گروههاى مذهبى و مؤسسات دينى در بين كشورهاى مختلف و در ميان سنتهاى گوناگون متفاوت است.
پيشرفتهاى نوين در زمينهى پخشبرنامههاى دينى، حداقل بر ٣ عامل اصلى مبتنى است: ١. موقعيت آيينهاى عبادى گروههاى خاص كه آنها را نسبتبه بكارگيرى فنآورى ارتباطات از راه دور متمايل مىكرد; ٢. ساختار مالكيت و اداره رسانه; ٣. قوانين دولتى كه از كشورى به كشور ديگر بسيار متفاوت مىباشد. براى مثال - در مورد آخرين عامل - در انگلستان دولت اين كشور صاحب و بهرهبردارى كننده از بنگاههاى بزرگ پخش است كه پيوسته قسمتى از برنامههايش; شامل پخش برنامههاى مذهبى نيز مىباشد، البته در كشورهاى ديگر شرايط متفاوتى وجود دارد. براى مثال در مكزيك و ايالات متحده امريكا فعاليتهاى كليسايى و امور دولتى به طور كامل از هم جدا مىباشد. در مكزيك هيچ برنامهى دينى اجازه پخش ندارد، اما در ايالات متحده امريكا برنامههاى مذهبى بر روى ايستگاههايى كه توسط گروههاى مذهبى اداره مىشوند و در راديو تلويزيونهاى خصوصى قابل مشاهده است.
اين مقاله از چشمانداز دههى ١٩٨٠ تغيير شكلى كه در ارتباطات دينى از زمان پيدايش راديو تلويزيون در ايالات متحده امريكا اتفاق افتاده است را مورد بررسى قرار مىدهد.* * *
در ايالات متحده امريكا الگوى بنيادين برنامهسازى براى همهى تلويزيونهاى خصوصى و ايستگاههاى راديويى، از بكارگيرى اين رسانه در راستاى تبليغات و بازاريابى براى فروشگاههاى خصوصى و همين طور صنايع شكل مىگيرد. و درست در زمانى كه پشتيبانى از برنامههاى تلويزيونهاى خصوصى با درآمدهاى حاصله از فروش زمان پخش، تامين مىشد، بعضى ايستگاههاى راديويى ساعتهاى خالى خودشان را به گروههاى دينى خاصى براى پخش آيينهاى عبادى رسمى اختصاص مىدادند. بعد از تصويب قانون ارتباطات در سال ١٩٣٤ اين شيوه استاندارد شد. اگرچه همهى گروههاى مذهبى يك چنين امكانى در اختيار نداشتند، ولى گروههاى بنيادگرا و معتقد به انجيل در خارج از روند كلى سنتهاى دينى امريكايى، شروع به خريد وقت از ايستگاههايى كه اين امكان را در اختيار آنها قرار مىدادند، كردند. بنابراين با دو شيوه خاص حمايتبرنامههاى دينى در اين فرهنگ رشد پيدا كرد. اول: آيينهاى دينى كه توسط ايستگاههاى تلويزيونى به عنوان آيينهاى ملى پخش مىشد و با تصاويرى از لحاظ زمانى بسيار محدود همراه بود و معمولا روزهاى يكشنبه صبح پخش مىشد دوم: توليدات گروههاى مذهبى كه براى پخش برنامههايشان زمان پخش خريدارى كرده بودند. اين ساختار با اين همه در دههى ١٩٧٠و١٩٨٠ به طور قابل ملاحظهاى به عنوان ايستگاههاى دينى نوينى شناخته مىشد كه بسيار سودآور بودند و به مالكيت گروههاى دينى درآمده و توسط آنها اداره مىشدند.
توسعهى تبليغات ويدئويى
سبك ارتباطات دينى در مورد آنچه كه به كليساهاى الكترونيك معروف است، نشانگر يك نوع تلفيق از عناصر غيرقابل انفكاك از رسانه و قالبهاى عبادى است كه در سنتهاى دينى خاصى وجود دارد. در اين سبك تلويزيون به خصوص در خدمت آن دسته از سنتهايى قرار مىگيرد كه بر ويژگىهاى جذاب رهبران دينى تاكيد دارند تا بر مقامهاى رسمى كليسا قبل از پيدايش راديو و تلويزيون - براى تجربهى قدرت نفوذ و اقناع يك رهبر دينى پرانرژى - هر فرد مجبور بود تا به طور فيزيكى در جمع حضور پيدا كند; چرا كه كلمات نوشته شده و يا چاپ شده نمىتوانستند پيامهاى پيچيده نمادگونهاى را كه در خلال كلمات، اظهار شدهاند، بيان كنند.
راديو اولين رسانهاى بود كه براى فاصلههاى دور برنامه پخش كرد و توده مخاطب حضور فيزيكى گوينده را حس مىكردند. در دههى ١٩٤٠ «چارلز. اى. فولر» براى ارايهى مواعظ و مطالعاتش در كتاب مقدس رسانهى راديو را بكار گرفت و در برنامهاى كه «ساعتى براى تجديد تعاليم كهن» نام داشت هزاران شنونده برنامههاى او را مىشنيدند. او مخاطبانش را به عنوان «دوستان در محدوده يك ايستگاه راديو» مخاطب قرار مىداد و آنها را تحريض مىكرد تا كتابهاى مقدس را بيرون بياورند و گردهم آيند و فضيلتهاى حضرت مسيح را جشن بگيرند. مخاطبين در كليسايى بدون ديوار، به مواعظ و تفسير او از كتاب مقدس گوش فرا مىدادند. از اين رو تبادل افكار و اطلاعات بستگى به گرداندن پيچ راديو توسط شنونده و مكاتبهاى داشت كه از طريق پستبا كشيش راديويى انجام مىشد.
«فولتن. جى. شين» اسقف اعظم كليساى كاتوليك رم در نيويورك، قبل از اين كه در سال ١٩٥٢ به مخاطبان تلويزيونى معرفى شود، در دههى ١٩٤٠ در راديو اشتغال داشت. در اين برنامهها درون مايهى نوكيشى تاكيد نمىشد، در عوض او طيف گستردهاى از اشخاص فكورى را كه مىتوانستند عقل او را بستايند و آن را در رفع مشكلات انسانى خود به كار گيرند، به خود جلب كرد. قسمتى از جذابيتبرنامههاى او در نماهايى بود كه در دفتر او گرفته مىشد. بينندگان مىتوانستند همانگونه كه نشانههاى قدرت او را در هنگام صحبتش مىشنوند، به همان خوبى نيز آنها را ببينند.
تلويزيون به طور استثنايى به يك قالب مؤثر نمايشى براى واعظان تاثيرگذارى; چون «بيلى گراهام» تبديل شد. اجراى مكرر او در همهى جهان جزو برنامههاى ويژه تلويزيون شد كه براى بينندگان امريكايى و اغلب در بهترين ساعات مجددا پخش مىشد. در اين برنامهها درون مايهى نوكيشى غلبه يافت. «گراهام» بر مبناى تعليمات انجيل و براى احياى معنويت جذابيتى ايجاد كرد كه بر تغيير و اصلاح فردى و اعتقاد به يك زندگى اخلاقى شديد تاكيد داشت. اگرچه برنامههاى «گراهام» شامل عناصر بنيادين مراسم مذهبى پروتستان بر طبق تعليمات انجيل بود، اما در سرتاسر جهان اجراهاى مكرر او در مكانهايى كه گنجايش هزاران نفر را داشتبرپا مىشد.
بررسى تبليغات ويديويى معاصر
«جرى. فالول» يكى از مشهورترين واعظان الكترونيك در دههى ١٩٨٠ بود او اغلب مراسم عبادى كليسايش «توماس رود باپتيست» در «لينچ برگ» «ويرجينيا» را از طريق تلويزيون پخش مىكرد. در برنامهى «فالول» با نام «ساعتى با كتاب مقدس عهد عتيق» از تكنيكهاى تلويزيونى براى ايجاد لطافتبصرى و تقويت عناصر قالبى مراسم دينى تبليغاتى در كليسايى آزاد استفاده مىكردند. دوربينهاى تلويزيونى مجموعهى متنوعى از زوايا و نماها را براى اين كه در بينندگان احساس خستگى ايجاد نشود، فراهم مىآوردند. وقتى كه «فالول» كتاب مقدس را مىخواند يك دوربين ورقهاى واقعى را به تصوير مىكشيد كه عبارات چاپى صفحهى تلويزيون را پر مىكرد. تغييرات ديگر در جهتبالا بردن كيفيتبرنامه، بستگى تام به استفاده درست از رسانه دارد. براى مثال در وسط يك موعظه مىتوان تصاويرى را در قالب مصاحبهى از قبل آماده شده را كه توسط واعظ ساخته شده، پخش كرد.
موعظههاى «فالول» اغلب موضوعات ملى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى را در بر مىگيرد. اگرچه موعظه با دعوت به پيش قدم شدن و ابراز ايمان فردى پايان مىيابد، اما او بينندگان را ترغيب مىكند تا براى پشتيبانى از مواضعى كه از آن دفاع مىكند موضع بگيرند. اين تغييرات در مسايل مورد توجه، اشاره به تغيير در اهداف داشت. برنامههاى ملى تلويزيونى مورد نظر او - مخصوصا در موضوعات اجتماعى - اهداف تربيتى را بر ديگر مسايل ترجيح مىدهد، اگرچه آموزش نمىتواند جداى از تبليغات مسيحى باشد كه خود مستلزم توجه و انا به است، ولى حمايت «فالول» بنا دلايلى به نظر مىرسد كه در اين مورد نقش مهمى را بازى مىكند. با توجه به آنچه كه ذكر شد، او سعى نمىكند از برنامههاى تلويزيونى به عنوان مراسم خاص آيينى استفاده كند، بلكه در عوض از تلويزيون به عنوان يك رسانهى آموزشى بهره مىگيرد.
برنامهى «رابرت شولر» با نام «ساعت قدرت» كه از كليساى جامع از «كريستال لوسآنجلس ايالت كاليفرنيا» آغاز شد، با نماهايى از اين كليساى دينى و اطراف آن همراه با موسيقى شروع مىشود، اگرچه موعظه مهمترين بخش اين برنامه است، اما در اولين قسمت از مراسم معمولا ميهمانان ويژهاى را معرفى مىكند كه به طور غيررسمى با او درباره تجارب دينى خود صحبت مىكنند. اين بزرگ داشتها و يك مجموعهاى از نمايشهاى موسيقيايى باعث مىشود تا حواس افراد براى شروع موعظه جمع شود. موعظهى موجز داراى نقاط تازه، روشن و از نظر مضامين مربوط به علم الهيات به اندازه كافى در سطح عموم است، به طورى كه بتواند طيف گستردهاى از معتقدان دينى را به خود جلب كند. علاوه بر اين، در موعظه از بيان شديد و غليظ پرهيز مىشود و مسايل به طور غيرمستقيم مطرح مىگردد. «شولر» با موضوعات بحثانگيز به طورمستقيم درگير نمىشود، او در لباس ويژه روحانيون دانشگاهى، به رنگ آبى و در شوكت اغنيا با لبخندى دلگرم كننده كليسا و مخاطبين بينندهاش را در حالى كه آنها را به اين خوشحالى فرا مىخواند مورد خطاب قرار مىدهد. تكيه كلام او اين است «خداوند شما را دوست دارد.» و «شما استثنايى هستيد.» او در خطابههايش اهميت «تفكر امكانى» و «عزت نفس» را مورد تاكيد قرار مىداد. اگرچه كليساى او وابسته به كليساى اصلاح طلب در امريكاست، اما شولر با اعتماد بر اصطلاحات ساده روانشناختى به راحتى اهداف انسانى را درك كرده و توانسته است مردم را قادر بسازد تا «درباره خودشان احساس خوبى داشته باشند». بعضىها نگرش «شولر» را به عنوان امرى «ماقبل تبليغى» تمجيد كرده و يا از آن انتقاد مىكنند و به عبارت ديگر از او به عنوان كسى ياد مىكنند كه شايد افراد را به آستانهى يك مجموعه از تعاليم دستهبندى شده دشوارتر غيرقابل دسترستر و غيرماهرانه ببرد.
در مقابل «جرى فالول» و «روبرت شولر» مبلغان مسيحى ديگرى هستند كه برنامههاى آنها از فضاهاى عبادى رسمى كليسا منشا نمىگيرد. اين خانمها و آقايان با بكاربردن مشخصات كارهاى تلويزيونى، نور، تكنيكهاى بصرى. گروههاى موسيقى و ملاقات با چهرههاى سرشناس كه همگى به وضوح براى مخاطبان بيننده طراحى شدهاند برنامههاى استوديويى را به كلى دگرگون كردند. «ارال رابرتس» در ميان اولين كسانى بود كه از قابليتهاى استوديو در اين راه استفاده كرد. هستهى مركزى برنامهى او موعظهى همراه با تاكيد ويژهاى بر شفا يافتن با كمك ايمان بود. او با لباس كار در مقابل يك پرده ساده كه دورنماى عقب صحنه قرار داشت مىايستاد و در حالى كه دوربينها بر روى اشارات او در حال سخنرانى و بيان رخسارى او تمركز كرده بودند، به ايراد موعظه و انجام عبادت مىپرداخت. اگرچه موعظه نقطهى اوج برنامهى او بود، اما او در برنامهى خود از شخصيتهاى فرهنگى شناخته شده و ملى; مانند ستارگان سينما در قالب ميهمانان استفاده مىكرد. اين ميهمانان با او و مخاطبان بيننده در مورد تجربههايى كه در مورد نوكيشى خود داشتند به گفتوگو مىپرداختند. هم چنين در اين برنامهها يك اركستر به همراه يك گروه كر وجود داشت كه لباسهاى مخصوص استرسى كر را نپوشيده بودند، بلكه از لباسهاى رسمى و لباسهاى شب شيك و مد روز استفاده كردند.
برنامههاى هفتگى مبلغ مسيحى آهنگساز «جيمى اسواگارت» در يك تالار نمايش بزرگ و با وجود مخاطبان فعالى به عنوان يك جماعت نمازگزار برگزار مىشود. در اين برنامهها «اسواگارت» هر دو نقش ستاره موزيكال و واعظ را برعهده دارد. او به راحتى از نقش يك نوازنده پرطرفدار به مركز صحنه، جايى كه از كتاب مقدس مىخواند و موعظهاش را آغاز مىكند تغيير نقش مىدهد. تكنيكهاى توليد تلويزيونى در اين برنامهها به شدت مورد استفاده قرار مىگيرد تا تاثيرات بصرى بيشترى را بر روى بيننده القا كند. بر خلاف «فالول» ، «شولر» و يا «رابرتز» ، «اسواگارت» با قوت و با شور و هيجان بيشترى در اطراف صحنه حركت مىكند و در حالى كه در يك دست كتاب مقدس و در دست ديگر ميكروفون را دارد به موعظه مىپردازد.
اين برنامهى طولانى كه بعد از موعظه ادامه پيدا نمىكند، بالاخره با تصاوير ضبط شده «اسواگارت» پايان يابد. در اين تصاوير، او به طور مستقيم به گفتوگو با بينندگان تلويزيونى پرداخته و درباره اهداف و طرحهايى كه او و همكارانش دنبال مىكنند توضيح مىدهد.
در ميان مبلغان ويديوئى «پت رابرتسون» پيچيدهترين نوع برنامهها از اين نوع را با بسيارى از مشخصات از قبل طراحى شده گسترش داد كه پس از برنامههاى جذابى كه در تلويزيونهاى تجارى ساخته مىشدند در مرحلهى بعد قرار مىگرفتند. «رابرتسون» و «بن كينچلو» همكار گروه كلوپ ٧٠٠ هستند كه از روز دوشنبه تا جمعه برنامه پخش مىكنند. اين برنامه ٩٠ دقيقه طول مىكشد. و مجموعهى متنوعى از بخشهاى مختلف به شمار مىرود; از جمله مصاحبه با ميهمانانى كه بدون تشريفات با «رابرتسون» يا «كينچلو» صحبت مىكنند. افراد مصاحبه شونده; شامل تاجران مرد يا زن موفق، نويسندگان، قهرمانان ورزشى و سينما و تلويزيون، چهرههاى مشهور سياسى و مردم معمولىاند كه تجربههاى دينى شگفتانگيزى دارند، صفت مشترك و معمول ميان آنها شهادت آنها بر قدرت خداوند در زندگيشان باشد. در ديگر بخشهاى اين برنامه قسمتهاى كوتاهى است درباره سلامتى، تهيهى غذا، علم تغذيه، سرمايهگذارىها، راهنمايىهايى درباره معمارى براى صاحبان خانه و گزارشهاى تجارى و صنعتى و همينطور قسمتهاى ويژهاى كه توسط گروههاى فيلمساز درباره بحرانهاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى تهيه مىشود. اين برنامهها شامل مواردى است كه خارج استوديو ساخته مىشود به همراه مصاحبهها و گزارشهاى مستقيم تلويزيونى.
«رابرتسون» كه فارغ التحصيل مدرسهى حقوق مىباشد. گاهى بر حسب تصادف به تحليل مفصل ديدگاههايش درباره مسايل خاص سياسى، اقتصادى و يا اجتماعى مىپردازد. او در مقابل يك نقشهى بسيار بزرگ از جهان مىايستد و گاهى به همراه «كينچلو» به بحث درباره يك بحران خاص جهانى مىپردازد. هرچند وقتيكبار گفت وگو درباره وقايع خبرى، راه را براى ارايهى تعليماتى كه مبتنى براى الهيات و مربوط به كتاب مقدس است هموار مىكند و همينطور پيشبينى درباره اتفاقات مهمى كه در جهت پيشگيرىهاى كتاب مقدس است، مخصوصا اگر اين اتفاقات در خاورميانه بوده باشد را آماده و مهيا مىكند.
«رابرتسون» رييس شبكهى ] , [C. B. N] شبكهى پخش مسيحيت» اميدوار است كه در آينده با سه شبكهى تجارى ملى به رقابتبپردازد. او علاوه بر توليد يك سريال خانوادگى معروف به «زندگى ديگر» و يك مجموعه از آگهىهاى تجارى كه تجربهى نوكيشى را تبليغ مىكردند شبكهى C. B. N] » فعاليتبرنامهسازىاش را در ژاپن و لبنان توسعه داد. اين توسعه و تنوعى كه در ضمن برنامههاى «رابرتسون» در C. B. N] » شكل گرفت، حاكى از قالبهايى بود كه ماندگارتر و با قدرتتر از نمونههايى بود كه توسط ديگر مبلغان ويدئويى توسعه پيدا كرده بود.
تمهاى رايج مبلغين ويدئويى
اگر چه فرمهاى برنامهها متفاوت مىباشد، ولى در ميان مبلغان ويدئويى عناصر مشتركى وجود دارد كه با سنت زاهدانهى پروتستانتيزم مرتبط مىباشد.
١. ريشههاى پروتستان: اغلب اين واعظان نوعى از پروتستانتيزم را ابراز مىدارند كه نسبتبه هنرهاى تجسمى بدگمان و ظنين مىباشد، اما در مقابل به هنرهاى كلامى و موسيقيايى اهميت مىدهد. در جامعهى امريكا اين نوع از تبليغات پروتستانى فرهنگ خاص خود را به بار آورده است. گروهها و مؤسسات تبليغى بى وقفه سعى كردهاند تا چاپ، راديو، تلويزيون، كامپيوتر را در اختيار خود بگيرند.
اين مؤسسات دينى با كمك فنآورى نوين راههاى جديدى را براى شناسايى اعضا و ارتباط با آنها شناسايى كردهاند براى مثال مبلغين ويدئويى كه در سطح ملى مشهور مىباشند، از ليست كامپيوترى اشخاصى كه به آن موسسه اظهار علاقه كرده و يا هدايايى براى آن مؤسسه فرستادهاند بهره مىگيرند. اين موسسات در حفظ ارتباط پيوسته با اين اشخاص از طريق مراسلات پستى متحد الشكل فعال مىباشند. اعضا مىتوانند احساسى از مشاركت گروهى را در خلال ارتباط پستى منظمى از نوارهاى صوتى و تصويرى، گزارشات و جزوات و كتابها، كارتها، نمودارها و كتاب مقدس و ديگر اشيا تجربه كنند. همراه با تغيير شكل در تبليغ مسيحيت و در عبادات، در قالبهاى ايمانى نيز تغييراتى بوجود آمده است. قالبهاى بهينهسازى شده گرايش به رسوم مقدس جايگزين «كارت پستالهاى مقدس» و شمايلها شدهاند.
٢. نوگروى (نوكيشى): عنصر مشترك ديگرى كه در بين انواع تبليغات ويدئويى وجود دارد، تاكيد آنها بر روى تجربهى نوكيشى، يا «تولد دوباره» ايمان; چه در آموزش و موعظه و يا در صحبتهاى غير رسمى و تفسير جهان وقايع است در هر حال مبلغان مصر مىباشند كه ايمان و عمل دينى بايد بر يك تغيير بىچون و چراى قلبى متكى باشد. اين تاكيد بر روى تجربهى نوكيشى نه تنها منحصر به موعظههاى الكترونيك معاصر و به ايمان مسيحى نيست، بلكه ريشههاى آن در فرهنگ دينى امريكا عميق مىباشد. آيين مذهبى مربوط به تبليغ مسيحيت از نحوه عبادت اصيل پروتستان متفاوت مىباشد در سنت تبليغى، اعتراف به گناه از ابتداى مراسم عبادت به انتهاى آن منتقل شده است. اعلام اعتراف و ندامت اوجى مؤثر و عاطفى به موعظه مىبخشد. به نحوى مشابه، تبليغات ويدئويى قطع نظر از نوع برنامه، تجربهى نو دينى را به عنوان كليدى براى رستگارى و نقطهى عطفى در زندگى اشخاص اتخاذ كردهاند و پيامها و فرمهاى ارتباطى را در گرداگرد آن ايمان راسخ محورى بنا كردهاند.
٣. رهبرى (فرهمند و پرجذبه): سومين عنصر مشترك، اهميت رهبرى محبوب استيك نوع رهبرى دينى كه در آن منصب مقام كشيشى، نقش رستگارى آفرين و آيينهاى مقدس مسيحى در آن مورد تاكيد قرار نمىگيرند، بلكه در عوض اقشار معنوى در حيطهى وظايف كتاب مقدس به صورت فردى تفسير مىشود و دستيابى به رستگارى بدون احتياج به [گذراندن] سلسله مراتب و بدون عنايتبه مقام كشيشى مورد توجه قرار مىگيرد.
قدرت رهبران دينى محبوب، در مسندهاى قدرت نيست، بلكه در فراخواندن براى تعاليم، موعظه و شفا يافتن بواسطهى الهام روح القدس و در ارتباط با تعاليم مربوط به كتاب مقدس است. ابتدا راديو و بعد تلويزيون قالبهاى تكنيكى زيبايى شناختى بىنظيرى را براى مورد تاكيد قراردادن چهرههاى محبوب و قدرتمند رهبران دينى تامين كردند. رهبران دينى ارشادات كتاب مقدس را براى تبليغ رسالتبيان مىكردند و مىتوانستند به طرزى قانع كننده، شنوندگان و بينندگان را نصيحت كنند تا به گناهان خود اعتراف كرده، توبه كنند و زندگى جديدى را آغاز نمايند.
افزايش سرمايه
مبلغان موفق تلويزيونى در جهت جلب كمك براى جامعهى روحانيتى كه به آن وابسته مىباشند، به سرمايههاى مخاطبين بيننده توسل پيدا مىكنند. نظام ادارى آنها علاوه بر سلسله مراتب محلى يا سازماندهى فرقهاى مبتنى بر تازهترين قالبهاى ارتباط از راه دور مىباشد. در حالىكه بعضى از واعظان ويديويى بدون ترديد، كليساهاى محلى دارند، اما اغلب، تشكيلات آنها به روند كلى گروههاى دينى وابسته نمىباشد. سرمايهى آنها از راههاى مختلفى بدست مىآيد وبينندگان مىتوانند براى مطبوعاتى كه به طور رايگان توزيع مىشود درخواست فرستاده و در ليست پستىقرار بگيرند. آنها مىتوانند كمك مالى كنند و يا تعهدى به مؤسسه بدهند و در مقابل اهداء كنندگان معمولا مىتوانند منتظر كاهش ماليات حاصل از پرداخت اعانات در مواردى; مثل سهام، سند قرضه و مستغلات باشند. مهمتر از همهى ين كه سيستم تلفنى گستردهاى براى بينندگان وجود دارد تا جهت مشاوره و يا دعا تماس بگيرند. اين تركيب از قالبهاى ارتباط از راه دور و ليستهاى كامپيوترى اعانه دهندگان، با ارتباطاتى كه وجه تمايز ساختارهاى مذهبى است، قابل مقايسه مىباشد. اگر چه خيلى از مبلغان بر اهميت ارتباط بينندگان با يك كليساى محلى تاكيد دارند، ولى با اين وجود در نهايتبراى جلب سرمايهبا كليساهاى محلى و فرقهاى رقابت مىكنند.
در جوامع عمدتا پروتستان پاسخگويى جدىترين مسالهى درباره درخواستها (كمكها) مىباشد. اما هنوز براى اغلب مبلغان الكترونيكى سيستم و نظام فراتر، يا فرقهى مذهبى بزرگترى كه بر جمعآورى اعانات، بررسى مخارج و سرمايهگذارىها نظارت داشته باشد، وجود ندارد. درمورد بعضى از مبلغين استقلال سازمانى و مالى باعث ايجاد تنوعى در فعاليتهاى تبليغى شده است، از جمله در ماموريتهاى تبليغى بيمارستانها و مؤسسات آموزشى.
كاركردهاى دينى تلويزيونهاى خصوصى
تشابهات محدودى را مىتوان در بين برخى از انواع توليدكنندهاى خصوصى برنامههاى تلويزيونى و قالبهاى سنتى ارتباطات دينى پيدا كرد. وقايع مهمى كه براى ميليونها بيننده علاقمند به صورت تلويزيونى در مىآيد، ويژگى آيينى دارد. اين وقايع كه در زمانها و مكانهاى خاصى اتفاق مىافتد، توسط مخاطبى كه در همان سطح با آن واقعه و به كمك تلويزيون شركت مىجويد به طور مشتاقانهاى پىگيرى مىشود. اين اجراى پر اهميت وقايع در مكانهاى شگفتانگيز و عجيب و در زمانى فوقالعاده توسط طرفداران، به طور صادقانهاى همراهى مىشود، و يك ساختار آيينى بنيادين را بوجود مىآورد، البته در مراسم آيينى سنتى وجود فيزيكى براى مبلغى كه بواسطهى اين مشاركتبه كلى دگرگون شده اهميت دارد. علاوه بر اين كه آيين سنتى يك عمل واقعى است كه در چهارچوب يك جماعت معتقد عمل مىشود، با اين همه در جوامع فنآورانهى نوين - مخصوصا جامعهى پهناورى مثل ايالات متحده امريكا - اتفاقاتى كه به گونهاى تجارى تلويزيونى مىشود، غالبا كاركرد مراسم عبادى جمعى را ايفاء مىكنند. شباهتهايى كه بين آيين سنتى و وقايع آيينى نمايش داده شده درتلويزيون وجود دارد، به يك تعريف وسيع، جامعهشناختى از دين بستگى دارد كه بر روى نقش جمعى دين در تامين نظامهاى سمبليك براى سامان دادن و ارزش دادن به تجربههاى انسانى تكيه دارد. علاوه بر نوكيشى، بزرگداشت و تجديد دوباره ارزشهاى متداول روند آيين سازى تلويزيونهاى تجارى را متمايز مىكند.
در حالى كه بسيارى از داستانهاى مذهبى دينى به تصوير كشيده شده و يا در قالبهاى نوشتارى بيان شده است. اما در تاريخ دينى و فرهنگى ايالات متحده اين نوع داستانها اغلب روايتشدهاند تا به تصوير كشيده شده باشند. اما سالهاست كه تصوير فيلمهاى سينمايى، سنتى روايى بصرى را فراهم آورده است. تلويزيون اين بيان تصويرى داستان را در ضمن سريالهاى خانوادگى، و نمايشها ادامه داده است.
بعضى فرقههاى مذهبى برنامههايى متناسب با اين سنت روايى بصرى ساختهاند. نويسندگان اين برنامهها موضوع مسالهاى را در رابطه با تجربهاى معمولى گسترش مىدهند; به گونهاى كه اين نمايشها عميقتر از برنامهى تفريحى تلويزيونهاى تجارى از آب درمىآيند. برنامهى «بينش» كه توسط پدر «پاوليست» توليد مىشد، پيوسته بواسطهى قابليتهاى تكنيكى، دانش حرفهاى و داستانهاى نمايشى و تحريكآميزش متمايز بوده است. در ضمن داستانهايى قابل قبول درباره گرفتارىهاى اغلب غيرقابل حل انسانى، نمايش با گستره وسيعى از تعارضات و دردهايى كه انسان تحمل مىكند، تماس پيدا مىكرد. مجموعهى قابل توجه ديگرى كه توسط «لوترانس» توليد مىشد و «ديوى وگلايث» نام دارد، نمونهى يك برنامهى تلويزيونى است كه گروههاى دينى مىتوانند براى بچهها بسازند.
دين و رسانه تلويزيون
اگرچه اين مقاله بر روى برنامههاى دينى در ايالات متحده متمركز مىباشد، اما موضوعات ديگرى را نيز مىتوان مطرح كرد كه متناسب با ديگر كشورها و ديگر سنتهاى دينى نيز باشد. مهمترين سؤال اين است كه ماهيت تجربهى دينى و ارتباط فردى با جامعهى دينى چيست؟ آيا ارتباطات تلويزيونى مىتواند به تنهايى ايمان را زنده نگه داشته و رشد دهد؟ در مورد اين سؤال شايسته است كه اين مساله را در رابطه با نقش جمعى تلويزيون - تجارى يا دينى - در يك جامعهى كلان كه واسطههاى سنتى ارزشى; مثل خانواده و كليسا رو به انحطاط گذاشتهاند مورد بررسى قرار دهيم. وقتى كه عاشقان سينهچاك ورزش و مشتاقان يك سريال خانوادگى و يا بينندگان وفادار يك مبلغ مسيحى مىتوانند با ميليونها فرد نامرئى كه با آنها در علايقشان شريك مىباشند، احساس هماهنگى داشته باشند، پيوند بين اعضاى «يك ايستگاه خاص» در جامعه چقدر مىتواند عميق باشد؟ آيا آيينهاى تودهاى مىتواند با كمك تلويزيون به فراسوى مشاركتبا ارزشهاى متداول برود؟ آيا تلويزيون مىتواند نجات و اميد نهايى را براى وجود انسانى سردرگم و متلاشى به همراه داشته باشد.
جوامع دينى سنتى اصولى اخلاقى، اجتماعى و شخصى اعضاى خود را سامان بخشيدهاند، اما تلويزيون در اواخر قرن بيستم يك قالب قدرتمند و داراى ابعاد وسيع را معرفى مىكند كه از خلال آن فرد به طور مستقيم، يا غيرمستقيم اطلاعاتى را درباره كار صحيح و شايسته اخذ مىكند. مبلغان ويدئويى در حمايت و يا كوشش براى سازماندهى در پشتيبانى و يا مخالفتبا برخى سياستها كاملا صريح مىباشند، اما اين رسانه مىتواند هم به خدمت افراد ليبرال، يا محافظهكار، مرتجع و يا ترقىخواه دربيايد و هم در خدمت گروهها و اشخاص براى دفاع از اهدافشان باشد. از يك سو به نظر مىرسد كه رسانه بايد بىطرف باشد كه از آن بتوان در جهت اهداف مختلف بهره برد، كه از جهتى اين مساله صحيح نيز مىباشد. اما از طرف ديگر توليد و مديريت ارتباطات تلويزيونى محتاج به سرمايهگذارىهاى وسيع مالى دارد كه بخشهاى وسيعى از جمعيت جهانى سرمايهى كافى براى ورود به اين عرصه را ندارند.
به اين دليل راديو به عنوان منبع مهم ارتباطى و اجتماعى در كشورهاى فقير و كمتر توسعهيافته - و بهخصوص در امريكاى جنوبى و مركزى - مطرح شد. جوامع فقير شهرى و روستايى، بخش عمدهاى از مخاطبين اين رسانه و ديگر رسانههاى كمهزينه كه از نظر اداره كردن نيز آسانتر مىباشند را تشكيل مىدهند. دستگاههاى سمعى و بصرى ساده با روزنامه و راديو سيستمهايى بودهاند كه بواسطهى كليسا گروههاى مردمى و كارگرى توسعه پيدا كردهاند.
سازندگان برنامههاى دينى و تجارى خطر شايع غفلت و عدم اعتراض به فقر و فروماندگى را نشان مىدهند. اجراى برنامههاى خبرى شبانه، سرگرمىها و ورزش و همينطور موعظهها و خطابههاى الكترونيك واعظين همگى به يك اندازه با بنيانهاى قدرت اقتصادى براى تامين مخارج برنامههاى مديريت، تحقيق، سنجش افكار عمومى، تبليغات، كامپيوتر و بانكهاى اطلاعاتى در ارتباط مىباشند. سازندگان برنامههاى تجارى و دينى مىتوانند به طور نظرى ديدگاههاى متناقضى درباره مسئوليتهاى اجتماعى و اخلاقى داشته باشند، اگر فاصلهى بين ارزشهاى فرهنگى و دينى برداشته شود و يا از آنچه كه هست كمتر شود، پس تلويزيون يك منبع قدرتمند تعليم ايدئولوژى مىباشد. ولذا مجال كمترى براى مقاومتيا آيينشكنى حقيقى در ضمن خود رسانه وجود خواهد داشت.