آیینه پژوهش
آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤
اخبار
درگذشتگان
آيةاللّه روضاتىمرحوم آيةاللّه آقاى حاج سيد احمد روضاتى اصفهانى, يكى از علماى تهران به شمار بود.
فقيد سعيد در ٧ رجب ١٣٤٧ق, در اصفهان, در بيت دانش و تقوا زاده شد. وى, فرزند آيةاللّه حاج سيد محمدباقر, فرزند آيةاللّه آقا ميرزا جلال الدين, فرزند آيةاللّه آقا سيد محمد مسيح, فرزند علامه فقيه رجالى آيةاللّه حاج سيد محمدباقر موسوى خوانسارى اصفهانى (م١٣١٣ق) صاحب روضات الجنات بوده است.
آن مرحوم پس از تحصيلات علوم جديد, به فراگيرى علوم دينى روى آورد. وى, نخست مقدمات و سطوح را در زادگاهش فراگرفت و در سال ١٣٦٧ق, به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و كفايةالاصول را نزد حضرات آيات: نجفى مرعشى و شيخ مرتضى حايرى آموخت. سپس به درس خارج فقه و اصول آيات عظام: آقاى بروجردى, صدرالدين صدر, سيد محمدتقى خوانسارى و حجت كوهكمرى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و همزمان شرح تجريد و شوارق را نزد مرحوم آيةاللّه حاج سيد احمد خوانسارى آموخت و اين همه ١٠سال به طول انجاميد.
در سال ١٣٧٧ق, به زادگاهش بازگشت و به تأليف, تدريس, اقامه جماعت و ساير خدمات دينى پرداخت. او در مدرسه صدر به تدريس سطوح (شرح لمعه و معالم و مكاسب), اقامه نماز در مساجد اجداد خويش (مسجد بادران و مسجد خيابان) و تحقيقات علمى اشتغال داشت, تا آن كه در سال ١٣٨٧ق به تهران آمد و در مسجد (الرحمن) ـ در شمال شهر ـ به خدمات دينى پرداخت. او داراى اجازات متعدد روايى و حسبيه از اساتيدش و حضرات آيات: سيد محسن امين, شيخ آقا بزرگ تهرانى, كاشف الغطاء, سيد هبةالدين شهرستانى, شاه آبادى, محمدصالح علامه مازندرانى بود.
برخى از تأليفات وى عبارتند از:
١. گفتگوى شيعه و سنّى.
٢. شيعه و ترقيات شگفت آور آنان. (در روزنامه چهلستون اصفهان (ش١٤٢ تا ١٥٥) به چاپ رسيد)
٣. فلسفه روزه يا بهترين تهذيب اخلاق در اسلام.
٤. تحقيق (مناهج المعارف), نوشته سيد ميرابوالقاسم خوانسارى.
٥. تحقيق (زواهر الجواهر فى نوادر الزواجر).
٦. تحقيق (ميزان الانساب) ميرزا محمدهاشم چهارسوقى اصفهانى.
٧. تحقيق (النهرية). (مجموعه چهار رساله فقهى)
٨. تحقيق (فوائد منطقى) نوشته ابواسحاق اسفرائينى.
٩. مقدمه بر كتاب هاى حاشيه فاضل جواد بر قوانين, رسائل شيخ انصارى, سفينة البحار محدث قمى.
١٠. نداى شيعه (مجموعه رساله هاى قيام امام حسين, شخصيت حضرت زهرا, چرا بايد مسلمان باشيم؟, چرا بايد شيعه باشيم).
١١. تحقيق (نفحات الروضات).
١٢. تحقيق (طبقات الاجازات) سيد حسن صدر.
١٣. تحقيق (مناقب الفضلاء) محمدحسين خاتون آبادى.
١٤. تحقيق (علماء الاسرة) سيد محمدباقر خوانسارى.
١٥. تحقيق (وجه تسمية المفيد بالمفيد) ملا اسماعيل خاجويى.
و آثار چاپ نشده اش عبارتند از:
١. السبيل المسلوك فى اللباس المشكوك. (تقرير درس آقاى بروجردى)
٢. رسالة فى العدالة.
٣. سير علم الاصول فى مختلف العصور.
٤. موقظ الاعلام فى تراجم الاسرة والاقوام. (٣ج)
٥. سيرة صاحب الروضات وحياته العلمى.
٦. الفوائد الثمينة (٢ج,كشكول).
٧. پاسخ پرسش ها (٣ج).
٨. المشايخ والاساتذة.
٩. محاسن الاجازات فى سلسلة الروايات.
١٠. مغانم الفصول فى شرح معالم الاصول.
١١. صوفى بازى (٢ج).
١٢. گمراهان باب وبها.
١٣. ترجمه مسكّن الفؤاد نوشته شهيد ثانى.
١٤. الوجوه الكشرة فى ترجمة ابن العشرة.
١٥. فرهنگ منظوم يا شرح نصاب.
١٦. ترجمه سوره حمد از تفسير تبيان.
١٧. ماجراى ريش و سبيل (در حرمت ريش تراشى)
١٨. فلسفه نماز.
١٩. مستدرك روضات الجنات (كه مهم ترين نوشتار وى است).
٢٠. التحفة الاحمدية فى ترجمة زعيم السادة المرعشية (زندگى آيةاللّه نجفى مرعشى).
سرانجام, آن عالم خدمتگزار در روز ١١ جمادى الاول ١٤٢٢ق (١٠مرداد ١٣٨٠ش), در ٧٥سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش به اصفهان انتقال داده شد و پس از تشييع, در قبرستان باغ رضوان به خاك سپرده شد. آيةاللّه دانش آشتيانى
مرحوم آيةاللّه حاج شيخ ابوالقاسم دانش آشتيانى, يكى از فضلاى مشهور حوزه علميه قم و امام جمعه آشتيان بود. فقيد سعيد در سال ١٣٢٩ق, در آشتيان, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش عالم بزرگوار مرحوم شيخ محمدتقى و جدّش مرحوم حجةالاسلام آخوند ملااحمد آشتيانى بوده است. وى پس از دوران كودكى و يادگيرى خواندن و نوشتن به تحصيل علوم دينى روى آورد و پس از اخذ مقدمات, در سال ١٣٤٤ق به حوزه علميه قم آمد و تحت سرپرستى مرحوم آيةاللّه حاج ميرزا محمد فيض قمى ـ كه با پدرش سابقه دوستى ديرينه داشت ـ قرار گرفت و با راهنمايى وى, ادبيات را از آيةاللّه اديب تهرانى و منطق را از آقا سيد مهدى كشفى و سطوح عاليه را از حضرات آيات: آخوند ملاعلى همدانى, حجت كوهكمرى, حاج سيد محمدتقى خوانسارى (كه مكاسب و عمده سطوح را نزد او آموخت), حاج ميرزا محمد فيض و حاج سيد احمد خوانسارى (كفايه) فراگرفت. آنگاه به درس خارج فقه و اصول آيةاللّه حاج شيخ عبدالكريم حايرى و پس از درگذشت معظم له به درس آيات عظام: فيض, حجت و خوانسارى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. در سال ١٣٥٨ق, به درخواست مردم آشتيان به زادگاهش بازگشت و به خدمات دينى پرداخت, تا آن كه آيةاللّه بروجردى در ١٣٦٤ق به قم آمد و به تجديد كيان علمى حوزه علميه قم پرداخت و آوازه و شهرت آن در جهان علم و دانش طنين افكن شد و جويندگان دانش از هرسو, گرد وى آمدند كه از جمله آنان مرحوم آيةاللّه دانش آشتيانى بود كه يكسره به درس فقه و اصول معظم له حاضر شد و مورد توجه آن مرجع بزرگ قرار گرفت و سرپرستى كتابخانه مسجداعظم بدو محول شد و او هم با كمال دلسوزى, آن را در رديف يكى از كتابخانه هاى نامى كشور درآورد و براى آن, نشريه وزينى به نام (نشريه كتابخانه مسجداعظم) راه اندازى كرد.
نام وى پيش از پيروزى انقلاب اسلامى, در ذيل تمام اعلاميه هاى اعتراض آميز علما و مدرسين حوزه علميه قم ديده مى شد و پس از پيروزى انقلاب, از سوى حضرت امام خمينى به سمَت امام جمعه آشتيان برگزيده شد و تا پايان عمرش, منشأ خدماتى به مردم آن سامان بود.
از تأليفات وى است:
١. مجموعه مقالات (در مجلات مختلف)
٢. دو سرمايه نفيس (ترجمه كتاب (الثقلان), شرح حديث ثقلين)
٣. رمز نيكبختى (ترجمه كتاب (سرّ السعادة) در فضيلت صلوات)
٤. سقيفه (ترجمه كتاب (السقيفه) درباره اوضاع پس از رحلت پيامبر اكرم)
٥. نشريه كتابخانه مسجداعظم (٢ج. با همكارى نويسندگان)
٦. تقريرات درس فقه آيةاللّه بروجردى (مخطوط)
سرانجام آن عالم خدمتگذار در حدود ٩٢سالگى, در روز جمعه ٧ربيع الثانى ١٤٢٢ق (٧تير ١٣٨٠ش) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه در آشتيان و قم, در صحن حرم مطهر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. آيةاللّه حاج آخوند
حضرت آيةاللّه آقاى حاج شيخ مجتبى حاج آخوند, يكى از علماى بزرگ كرمانشاه به شمار بود.
فقيد سعيد در سال ١٣٠٨ش (١٣٥٨ق) در كرمانشاه, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش, مرحوم آيةاللّه حاج شيخ حسن, حاج آخوند از شاگردان بنامِ آيات عظام: ميرزاى نائينى و آقا سيد ابوالحسن اصفهانى بود و از آنان اجازه اجتهاد داشت و از علماى طراز اول شهر به شمار مى رفت. آن مرحوم, پس از سقوط رژيم استبدادى رضاخان و احياى حوزه هاى علميه, و تشكيل حوزه علميه در كرمانشاه در سال ١٣٢٢ش, به همراه دوست صميمى اش آيةاللّه حاج سيد مرتضى نجومى, به تحصيل علوم دينى نزد اساتيدى چون حضرات آيات: شيخ حسن علاّمى, سيد جواد نجومى, شيخ حسن حاج آخوند و سيد محمد ميبدى پرداخت و از ادبيات و سطوح فراغت جُست و اين همه ١٠سال به طول انجاميد.
در سال ١٣٣٢ش, به حوزه علميه قم آمد و در مدرسه حجتيه ساكن شد و به تكميل سطوح عاليه پرداخت. سپس در سال ١٣٣٥ش (١٣٧٥ق) به درس فقه آيةاللّه العظمى بروجردى و درس اصول امام خمينى و درس فلسفه و تفسير علامه طباطبايى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و پس از وفات آيةاللّه بروجردى به درس آيات عظام: شريعتمدارى و نجفى مرعشى نيز حاضر شد و بهره هاى فراوان برد. در حدود سال ١٣٤٥ش, به زادگاهش بازگشت و مسجد و مدرسه (حاج شهبازخان) را محل تدريس و اقامه جماعت خويش قرار داد و به تبليغ دين پرداخت. همزمان با شروع نهضت اسلامى مردم ايران عليه رژيم پهلوى, او نيز به پيروى از امام خمينى, به مبارزه بى امان عليه رژيم پرداخت و هماهنگ با ساير علماى شهر به رهبرى مبارزات مردم كرمانشاه مبادرت ورزيد و در اين راستا در سال ١٣٥٢ش دستگير و به زندان قصر تهران منتقل شد, اما در آن جا نيز دست از تلاش برنداشت و به تدريس نهج البلاغه پرداخت. پس از پيروزى انقلاب اسلامى, به نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى (دو دوره) از سوى مردم استان كرمانشاه برگزيده شد و هم از سوى امام, سرپرستى مدارس علميه استان را بر عهده گرفت و مسجد و مدرسه حاج شهبازخان را به بهترين وجه مرمّت و بازسازى نمود. او براى خدمت به اسلام و مسلمين از هيچ كوششى فروگذار نمى كرد و از بام تا شام, درِ خانه اش به روى مردم باز بود. و وقتش را به تدريس در حوزه و دانشگاه و تربيت طلاب و دانشجويان و راه اندازى مؤسسات قرض الحسنه و پاسخگويى به مراجعان و اقامه جماعت و وعظ و ارشاد مى گذرانيد.
رفتار و كردارش و وضع زندگى اش در پيش و پس از انقلاب, كوچك ترين تغييرى نكرد و تواضع و فروتنى از رفتارش نمايان بود و در مذاكرات علمى, با وجود قابليت و توانايى فراوان در مباحث فقهى و فلسفى, كمتر اظهار فضل مى كرد و هيچ ادعايى نداشت. از آثار وى تقريرات درس فقه آيةاللّه بروجردى و تقريرات درس اصول امام خمينى را مى توان نام برد. سرانجام, شمع پر فروغ وجودش در شامگاه روز يك شنبه ١٥مهرماه ١٣٨٠ (١٩رجب ١٤٢٢ق) در ٧٢ سالگى خاموش شد و شهر در سوگى بزرگ فرو رفت و به دنبال آن, در استان كرمانشاه دو روز عزاى عمومى اعلام شد. پيكر پاكش روز دوشنبه با شركت ده ها هزار نفر تشييع و پس از نماز آيةاللّه نجومى بر آن, به قم انتقال داده شد و روز پنجشنبه, پس از تشييع و نماز حضرت آيةاللّه بهجت, در يكى از حجره هاى صحن حرم مطهر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. آيةاللّه خوانسارى اصفهانى
عالم ربانى حضرت آيةاللّه آقاى حاج شيخ ابوالفضل نجفى خوانسارى اصفهانى, يكى از فقهاى مشهور حوزه علميه قم به شمار بود. فقيد سعيد در ٩ذى الحجه ١٣٣٤ق (١٢٩٥ش), در بيت علم و فضيلت, در محلّه بيدآباد اصفهان زاده شد. پدرش آيةاللّه حاج شيخ احمد اصفهانى فرزند شيخ محمدحسين خوانسارى, يكى از علما و خطباى بنام اصفهان, و از شاگردان آيات عظام آخوند خراسانى و شيخ محمدحسن مامقانى و صاحب كتاب (لسان الصدق) و (ديوان اشعار) بوده است, كه در ١٩جمادى الاول ١٣٤٥ق بدرود حيات گفت و او فرزند آيةاللّه شيخ محمدحسين خوانسارى (م١٣٠١ق) صاحب كتاب (جواهرالكلام) در تاريخ و اشعار و فضائل اهلبيت بوده است.
معظم له, پس از درگذشت پدر بزرگوارش, در ١١سالگى به فراگيرى علوم دينى روى آورد و تحت سرپرستى جدّ مادرى اش شيخ ابوتراب كلاردشتى مازندرانى قرار گرفت و در حضور آقايان: شيخ هبةالله هرندى و سيد احمد مقدس اصفهانى و شيخ احمد فياض و شيخ محمدحسن عالم نجف آبادى, مقدمات و ادبيات و سطوح, و نزد آيةاللّه ميرزا على آقا شيرازى, نهج البلاغه را به خوبى آموخت. در ١٨سالگى (١٣٥٣ق) رهسپار نجف اشرف شد و سطوح عاليه را نزد آيات عظام: ميرزا باقر زنجانى (كفايه), سيد ابوالقاسم خويى (رسائل و مكاسب و كفايه) و شيخ صدرا بادكوبه اى (شرح منظومه و شوارق) فراگرفت و پس از آن, به درس خارج آيات عظام: شيخ محمدحسين غروى اصفهانى (٣سال) و آقا ضياء عراقى, سيد ابوالحسن اصفهانى, و پس از وفات آن سه بزرگوار به درس هاى اساطين علمى نجف مانند آيات عظام: شيخ محمدعلى كاظمينى, سيد عبدالهادى شيرازى, شيخ كاظم شيرازى, شيخ موسى خوانسارى, سيد محسن حكيم, سيد ابوالقاسم خويى و آقا سيد جمال گلپايگانى حاضر شد و بهره هاى فراوان برگرفت. وى, پس از ١٦ سال اقامت در نجف و تدريس و تأليف و تحصيل و كسب اجازات روايى و اجتهادى, در سال ١٣٧١ق (١٣٣٠ش) به ايران بازگشت و تا حدود دو سال در تهران به درمان بيمارى اش ـ سل ريوى ـ پرداخت و پس از آن به قم آمد و علاوه بر تدريس سطوح, در درس آيةاللّه العظمى بروجردى حاضر شد و در زمره يكى از مدرسين موفق حوزه درآمد, كه بارها سطوح عاليه و خارج فقه و اصول را تدريس نمود. با شروع انقلاب اسلامى ايران در سال ١٣٤١, از اعضاى مؤسس جامعه مدرسين حوزه علميه قم بود و نامش در ذيل تمام اعلاميه هاى علماى حوزه ديده مى شد (از جمله در اعلاميه تاريخى خلع شاه, اولين امضا مربوط به وى است). پس از پيروزى انقلاب اسلامى, از سوى امام خمينى به نمايندگى معظم له در استان مركزى و امامت جمعه اراك برگزيده شد و در آن شهر منشأ خدمات علمى و اجتماعى متعدد (مانند: ساختمان و تعمير مدرسه سپهدار, بنياد مدرسه علميه مهدويه, مصلاى جمعه بيت المقدس, بيمارستان و تشكيل محفل درسى, احداث مسجد قدس) گرديد و هم از سوى مردم استان مركزى, به نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى (دو دوره) برگزيده شد. در سال ١٣٧١ش, به دنبال درگدشت فرزند فاضل و روحانى اش مرحوم حاج شيخ محمدحسن خوانسارى, به حوزه علميه قم بازگشت و به تدريس خارج فقه و اصول و تأليف و تصنيف پرداخت.
تأليفات چاپى ايشان, عبارتند از:
١. توضيح المسائل
٢. حاشيه بر عروةالوثقى
كتاب هاى خطى اش هم عبارتند از:
٣. حاشيه مكاسب
٤. حاشيه بر كفايةالاصول
٥. دوره اصول
٦. الجوهر النضيد فى شرح فروع التقليد
٧. احاديث فضائل و مناقب اهل بيت(ع)
٨. رساله جمع بين حكم ظاهرى و واقعى
٩. رساله در قاعده فراغ و تجاوز و اصالة الصحة
١٠. كتاب طهارت و صلاة
سرانجام آن عالم بزرگوار در روز يكشنبه ٢٦رجب ١٤٢٢ق (٢٢ مهر ١٣٨٠ش) در ٨٦ سالگى چشم از جهان فروبست و پيكر پاكش, در روز دوشنبه ٢٧رجب پس از تشييعى باشكوه و نماز آيةاللّه بهجت بر آن, در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى استاد هارون شفيقى عنبرانى
استاد هارون شفيقى عنبرانى, اديب, مؤلف و شاعر برجسته مقيم تالش, در ١٢٩٦ش در عنبران (در اطراف اردبيل) متولد شد. مقدمات را نزد سيد نظام الدين عنبرانى (وفات ١٣٥٩ق) و علوم ادبى و معارف اسلامى را ـ بر وفق مذاهب اهل سنت ـ نزد سيد محمدطاهر قرشى مينابادى (وفات ١٣٣٨ش) بياموخت و در ١٣٢٤ش به اخذ اجازه علمى ـ به سنت معهود اهل سنت ـ از استاد اخير خود توفيق يافت و بعدها در ١٣٣٠ همين اجازه را به تصديق آيةاللّه سيد ابوالقاسم كاشانى در تهران رسانيد و براساس آن به خدمت آموزش و پرورش درآمد.
از هارون شفيقى آثار متعددى در زمينه هاى ادبى و تاريخى به نظم و نثر برجاى مانده است كه عبارتند از:
١. عرفاى و علماى عنبران
٢. قصيده تنبيه النفس
٣. غنچه هاى دانش
٤. گفتگو
٥. يك نامه از غزالى
٦. جهانگرد بزرگ (ترجمه)
٧. مولانا خالد نقشبندى
٨. ديوان اشعار
٩. نقشبند و نقشبنديه.
از شفيقى همچنين مقالاتى چند در مجله يغما و مصاحبه اى در ماهنامه گيله وا (شماره ٤٦) به چاپ رسيده است. وى عاقبت در سن ٨٤سالگى در يازدهم تير ١٣٨٠ بدرود زندگى گفت و در وادى (سيد نيكى) شهر تالش به خاك سپرده شد. سيّد حسن امين
فرهنگى
سردبير محترم مجله آينه پژوهشسلام عليكم
به استحضار مى رساند, با توجه به اين كه مجله آينه پژوهش از جمله مجلات موفقى بوده كه گام مؤثرى در معرفى تأليفات بزرگان داشته است, مناسب ديده شد جهت آگاهى مراكز مختلف پژوهشى, طرح هاى در دست انجام واحد احياء تراث مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم معرفى گردد, تا ضمن معرفى و تجليل از اين آثار, از انجام كارهاى تكرارى نيز پرهيز شود.
١. موسوعه تأليفات مرحوم شرف الدين با تحقيق, تصحيح و نشر كليه آثار وى در قالبى مطلوب و مناسب;
٢. موسوعه تأليفات مرحوم علامه بلاغى; (چنان چه محققان محترم از آثار ايشان اطلاعات قابل توجه و مهمى دارند, به ويژه نسخه هاى خطى آن,خواهشمند است اين واحد را در جريان بگذارند)
٣. انوار الفقاهه; كتاب استدلالى فقهى, شامل بخش هاى عبادات و معاملات, تأليف مرحوم شيخ حسن بن شيخ جعفر كاشف الغطا.
٤. برخى از آثار فاضلين نراقى, شامل:
١. اساس الأحكام
٢. انيس المجتهدين
٣. تحفه رضويه
٤. تذكرة الاحباب
٥. سيف الأمّة
٦. لوامع الأحكام (ج١و٢)
٧. مفتاح الأحكام
٨. مناهج الأحكام
ضمناً طرح هاى زير, در دست انجام و در حال تكميل و عرضه مى باشد:
١. منتقد المنافع;
٢. البراهين القاطعه;
٣. مجموعه ميراث فقهى (رؤيت هلال);
٤. تك نگارى هاى نفيس سوره حمد;
٥. حيات شهيد اوّل.
ومن الله التوفيق سيد مهدى طباطبايى
مسئول واحد احياء التراث الاسلامى