آیینه پژوهش
(١)
كتابخانه هاى اسلامى و تبليغات فرقه اى - استلهورن مکنسن روث
١ ص
(٢)
تفسيرى عرفانى از قرآن - باخمن پيتر
٢ ص
(٣)
سيرى اجمالى درسيره نگارى پيامبر اسلام در غرب - کريمى نيا مرتضى
٣ ص
(٤)
پژواكى از سروش قلم - مهدوى راد محمدعلى
٤ ص
(٥)
نخستين شيخ الاسلام قزوين ، پايتخت صفويه1 ؛ تحليلى از رساله العقد الحسينى - استوارت دون جى
٥ ص
(٦)
نگاهى به تصحيحِ الفرقة الناجية - محمدى فشارکى محسن
٦ ص
(٧)
نگاهى به ديوان ملك الشعراى بهار - بابايى رضا
٧ ص
(٨)
دبستان واعظين و گلستان ناظرين - عاطفى حسن
٨ ص
(٩)
ملاغلامرضا آرانى و كتاب جوامع الكلم و معادن الحكم - موحدى محب عبدالله
٩ ص
(١٠)
تكوين و تكامل تفسير در نخستين سده هاى اسلامى - کريمى نيا مرتضى
١٠ ص
(١١)
معرفى هاى اجمالى -
١١ ص
(١٢)
معرفى هاى گزارشى -
١٢ ص
(١٣)
مجله هاى پـژوهشى -
١٣ ص
(١٤)
سير ترجمه در ايران و معرفى كتاب - ناجى نصر آبادى محسن
١٤ ص
(١٥)
نگاهى دوباره به نقد كتاب كلمات عليّه غرّا - سپاهانى مسعود
١٥ ص
(١٦)
اخبار -
١٦ ص
(١٧)
اخبار
١٧ ص
آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦ - اخبار
اخبار
درگذشتگان
حجةالاسلام نجفى اصفهانىحضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ مهدى مجدالاسلام نجفى اصفهانى, يكى از عالمان اصفهان به شمار بود. فقيد سعيد در ٢٢ارديبهشت ١٣١٥ش (١٣٥٦ق) در اصفهان در بيت علم و تقوا زاده شد.
پدرش آيةاللّه حاج شيخ مجدالدين (م١٤٠٣ق) صاحب (اليواقيت الحسان فى تفسير سورة الرحمن), و او فرزند علامه بزرگ آيةاللّه شيخ ابوالمجد محمدرضا اصفهانى (م١٣٦٢ق) صاحب (وقايةالاذهان) و او فرزند آيةاللّه شيخ محمدحسين نجفى (م١٣٠٨ق) صاحب (مجدالبيان فى تفسير القرآن), و او فرزند آيةاللّه شيخ محمدباقر نجفى (م١٣٠١ق) صاحب (لبّ الفقه) و (لبّ الاصول) و او فرزند آيةاللّه شيخ محمدتقى رازى اصفهانى (م١٢٤٨ق) صاحب (هداية المسترشدين) بود.
معظم له دوران كودكى را در دامان پاك پدر و مادر باكمالش گذرانيد و پس از آن به تحصيل علوم دينى روى آورد. شرايع و شرح لمعه و مطوّل را نزد شيخ امان الله قودجانى و شرح منظومه را از ملاّ فرج الله درّى آموخت. در سال ١٣٣٤ش براى تحصيل علوم دانشگاهى به تهران مهاجرت كرد و در كنارِ آن, رسائل و مكاسب را در مدرسه سپهسالار از مرحوم محسنى دماوندى فراگرفت و همزمان از دانشكده معقول و منقول, موفق به اخذ درجه ليسانس و استفاده از مجلس درس اساتيد بزرگوار: الهى قمشه اى, مشكاة بيرجندى, راشد, محدث ارموى, ميرزا خليل كمره اى, مهدى حايرى يزدى, سيد محمدباقر سبزوارى و ديگران گرديد. در سال ١٣٣٨ش به زادگاهش بازگشت و به تدريس در دبيرستان ها و مراكز تربيت معلم و پرورش شاگردان فراوان و همزمان شركت در درس هاى فقه و اصول حضرات آيات: مير سيد على بهبهانى و پدرش شيخ مجدالدين نجفى اصفهانى پرداخت و بهره هاى بسيار برد. پس از درگذشت پدر بزرگوارش در مهرماه ١٣٦٢ش, به جاى ايشان در دو مسجد مهم اصفهان ـ مسجد نو بازار و مسجد جامع عباسى ـ به اقامه جماعت و بيان احكام الهى و تفسير قرآن پرداخت و علاوه بر آن به تجديدِ ساختمان مسجد نو ـ كه از يادگارهاى ارزنده جدّش آيةاللّه شيخ محمدباقر اصفهانى است ـ و بنياد كتابخانه اى آبرومند در كنار آن همت گماشت. از اقدامات ارزنده اش, تجديد چاپ و تحقيق كتاب هاى نياكانش بود كه بدان اشاره خواهد شد.
برخى از تأليفات معظم له عبارتند از:
١. ادبيات عرب در صدر اسلام;
٢. درس هايى از جهان بينى اسلامى;
٣. دستور زبان فارسى;
٤. حقوق اسلامى;
٥. حاشيه بر تلخيص المفتاح خطيب قزوينى (در علوم بلاغت);
٦. فيض البارى الى قرة عينى الهادى (اجازه روايتى مفصلى است كه به فرزندش عطا نموده است);
٧. مجموعه مقالات;
٨. مقدمه بر رساله امجديه, وقايةالاذهان, ديوان ابى المجد (هر سه از تأليفات جدش آيةاللّه شيخ (ابوالمجد اصفهانى), اليواقيت الحسان (از تأليفات پدرش شيخ مجدالدين نجفى اصفهانى), هداية المسترشدين (از تأليفات جدّ اعلايش شيخ محمدتقى رازى اصفهانى), الف حديث فى المؤمن (از تأليفات فرزندش شيخ هادى نجفى) تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان (از تأليفات سيد مصلح الدين مهدوى).
آن مرحوم در ظهر روز پنجشنبه ٢٣ ماه صفر ١٤٢٢ق (٢٧ ارديبهشت ١٣٨٠ش) در ٦٥سالگى, به هنگام رفتن به مسجد بدرود زندگى گفت و پيكر پاكش صبح روز جمعه پس از تشييع شايسته و نماز آيةاللّه حاج شيخ محمدتقى مجلسى بر آن, در كتابخانه مسجد نو بازار به خاك سپرده شد. آيةاللّه مروّج
حضرت آيةاللّه حاج شيخ بيوك خليل زاده مروّج, يكى از اعاظم علماى اردبيل و نماينده ولى فقيه در استان و امام جمعه اردبيل بود.
فقيد سعيد در ١٦ صفرالخير ١٣٤٩ق (٢٧شهريور ١٣٠٩ش), در اردبيل, در خانواده اى مؤمن و متدين زاده شد. پدرش حاج محمدرضا از كسبه بازار و علاقه مند به اهل علم بود كه فرزندش را به تحصيل علوم دينى تشويق كرد. وى پس از تحصيلات ابتدايى, به مدرسه ملا ابراهيم رفت و مقدمات را نزد آقا شيخ غفور عامكى اصل, منطق را نزد ملايعقوب مدرس و شرح لمعه و شرح تجريد و شمسيه را در محضر ملامحسن و ميرزا مهدى عالم فرا گرفت. در ١٧سالگى (١٣٢٦ش), به توصيه استادش به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و سطوح عاليه (رسائل و مكاسب) را نزد حضرات آيات: سلطانى طباطبايى و مجاهدى تبريزى (رسائل), ميرزا احمد كافى تبريزى و شيخ عبدالجواد جبل عاملى اصفهانى (مكاسب), شيخ محمد لاكانى و علامه طباطبايى (شرح منظومه) را آموخت و در ٢٠سالگى اش نيز به لباس مقدس روحانيت درآمد. در سال ١٣٣٠ش به مشهد مقدس رفت و كفايةالاصول را از حضرات آيات: سيد يونس اردبيلى, شيخ هاشم قزوينى و شيخ غلامحسين تبريزى آموخت و پس از آن به درس خارج فقه و اصول آيةاللّه العظمى سيد يونس اردبيلى حاضر شد و مورد توجه ايشان قرار گرفت, تا آن جا كه از او براى ماندن هميشگى در مشهد دعوت كرد; اما آن مرحوم در سال ١٣٣٣ش به حوزه علميه قم بازگشت و به شركت در درس هاى حضرات آيات عظام: بروجردى, محقق داماد و اندكى هم درس امام خمينى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار كرد. سپس معظم له به زادگاهش بازگشت و به خدمات علمى و دينى از قبيل اقامه جماعت (در مسجد ميرزا على اكبر و نواب صفوى), وعظ و ارشاد, تدريس, رسيدگى به امور مردم و رفع دعاوى, تأسيس كلاس هاى آموزشى و عقيدتى, راه اندازى كتابخانه مهديه, صندوق قرض الحسنه امام سجاد, درمانگاه حسينيه و صندوق پستى ٥٨ براى پاسخگويى به سؤالات مردم پرداخت و در اين راه توفيق فراوانى به دست آورد. آن مرحوم به همراه علماى شهر به ويژه آيةاللّه مسائلى و آيةاللّه سيد عبدالكريم موسوى اردبيلى, به فعاليت هاى فراوان عليه رژيم پهلوى پرداخت و در اين راه از هيچ كوششى فروگذار نكرد. او و دوستان گرامى اش, محور و فعاليت هاى انقلابى بودند و با پخش اعلاميه هاى امام و سخنرانى هاى آتشين, عرصه را بر رژيم استبدادى تنگ كرده بودند و به همين دليل, ايشان در سال هاى دهه ١٣٥٠ش, ممنوع المنبر شده بود. به رغم همه مشكلات, دست از اقدامات آگاهى بخش خويش برنمى داشت. در آستانه پيروزى انقلاب,
نقش ايشان در نظارت و حفاظت و امنيت شهر و صيانت جوانان از فرو افتادن در گرداب گروهك هاى منحرف, چشمگير بود. پس از پيروزى انقلاب اسلامى, از سوى امام خمينى به عنوان امام جمعه اردبيل برگزيده شد و با جديّت تمام در پاسدارى از دستاوردهاى انقلاب كوشيد و از سوى مردم اردبيل, به نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در چند دوره نيز انتخاب شد. او موفق شد چند مدرسه علوم دينى, كتابخانه و مجتمع فرهنگى ـ مذهبى مصلى بنياد نهد و گروه بسيارى از طلاب علوم دينى را پرورش داد. در جريان جنگ تحميلى, بارها و بارها به جبهه هاى نبرد شتافت و با كمك ها و سخنرانى هاى خود شور فراوانى را در رزمندگان اسلام ايجاد كرد. فقيد سعيد در سال ١٣٧٥, به تشكيل كنگره محقق اردبيلى اقدام كرد و تمام تأليفات آن فقيه محقق را با همت عالى خود, منتشر ساخت.
سرانجام آن عالم خدمتگزار در ٧١سالگى, در سحر روز دوشنبه ٢٧فروردين ١٣٨٠ش (٢١محرم الحرام ١٤٢٢ق) چشم از جهان فرو بست و به مواليان طاهرينش پيوست. با اعلام خبر وفاتش, در استان اردبيل عزاى عمومى اعلام و پيام هاى تسليت متعدد از سوى مراجع تقليد و مقام معظم رهبرى و مقامات عاليه نظام صادر شد و پيكر پاكش با حضور صدها هزار نفر از مردم متدين استان و روحانيت معظم و نمايندگان مراجع تقليد, با تشييعى شايسته و باشكوه ـ كه در شهر بى نظير و كم سابقه بود ـ و پس از نماز آيةاللّه مشكينى بر آن, در گلزار شهداى شهر به خاك سپرده شد. آيةاللّه بحرالعلوم
فقيه و عالم بزرگوار حضرت آيةاللّه حاج سيد حسين طباطبايى بحرالعلوم, يكى از مراجع تقليد و از فقهاى مشهور نجف اشرف به شمار بود. معظم له در سال ١٣٤٨ق, در نجف اشرف در بيت علم و فقاهت و مرجعيت ديده به جهان گشود. پدرش آيةاللّه سيد محمدتقى بحرالعلوم (١٣١٨ـ١٣٩٣ق) از مراجع تقليد نجف و از شاگردان مشهور ميرزاى نائينى, آقاضياء عراقى و سيد ابوالحسن اصفهانى و او فرزند آيةاللّه سيد حسن بحرالعلوم (١٢٨٢ـ ١٣٥٥ق) از شاگردان: شيخ الشريعه اصفهانى و سيد محمدكاظم يزدى و شيخ عبدالله مازندرانى, و او فرزند علامه اديب مفضال سيد ابراهيم بحرالعلوم (١٢٤٨ـ١٣١٩ق) و او فرزند آيةاللّه سيد حسين بحرالعلوم (١٢٢١ـ ١٣٠٦ق) از شاگردان معروف شريف العلماء مازندرانى و صاحب جواهر, و او فرزند آيةاللّه سيد محمدرضا بحرالعلوم (١١٨٩ـ ١٢٥٣ق) از شاگردان پدر بزرگوارش و شيخ جعفر كاشف الغطاء و شيخ محمدتقى ملاكتاب, و او فرزند سيد الطائفه آيةاللّه العظمى سيد محمدمهدى بحرالعلوم (١١٥٥ـ١٢١٢ق) بود كه شرح حال و خدمات اين بيت جليل در تمام كتاب هاى تاريخ و تراجم شيعه آمده است. (ر.ك: مقدمه رجال السيد بحرالعلوم, ج١, ص١ـ٢٠٠)
فقيد سعيد, دوران كودكى را در دامان پاك پدر و مادر بزرگوارش گذرانيد و پس از آن, به تحصيل علوم دينى روى آورد. او در آغاز در منتدى النشر ادبيات و عقايد و سطوح را نزد اساتيد بزرگوارى چون: شيخ محمدرضا مظفر, شيخ محمدتقى ايروانى, شيخ على ثامر و شيخ محمد شريعت فرا گرفت و پس از آن سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: ميرزا على فلسفى و سيد احمد اشكورى (شرح لمعه), سيد محمد روحانى و شيخ عبدالحسين رشتى (مكاسب), شيخ مجتبى لنكرانى (رسائل), شيخ محمدامين زين الدين (كفايه و شرح تجريد) ميرزا حسن يزدى (طهارت شيخ) و شيخ محمدطاهر آل راضى (شرح منظومه) آموخت. در ٢٣سالگى بود كه از تمام دروس سطح فراغت جست و به درس خارج اصول آيات عظام: ميرزا حسن بجنوردى, ميرزا باقر زنجانى و آيةاللّه خويى و به درس خارج فقه پدر بزرگوارش آيةاللّه سيد محمدتقى بحرالعلوم, و آيةاللّه حكيم و آقاى خويى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. او همزمان با تحصيل, به تدريس و تأليف و نظم اشعار و تأسيس مؤسسات عام المنفعه پرداخت. در ايام تعطيل حوزه به تدريس تفسير و كلام و ادب, و تأليف و تحقيق اشتغال داشت و از آثار ماندگارش بنياد (مكتبة العَلَمين) ـ براى تحقيق و چاپ و اهداى كتاب هاى شيعى ـ و تأسيس (جامع الشيخ الطوسى) ـ به دستور پدر بزرگوارش ـ مى باشد.
فقيد سعيد, پس از وفات آيةاللّه العظمى خويى, با فشارهاى گوناگون از جانب رژيم بعثى عراق مواجه شد; اما هيچ گاه سر تسليم در مقابل آنان فرود نياورد. با اين كه گروهى از اقوام و خويشان و نزديكانش را پس از انتفاضه نيمه شعبان ١٤١٢ق, دستگير و زندانى كرده بودند و او هم هماره در معرض تهديدهاى رژيم ددمنش عراق بود, در مقابل تهديدها و تطميع هاى رژيم ايستادگى كرد تا آن كه با مرگى مشكوك به ديدار خدا و ملاقات اجداد طاهرينش شتافت.
وى در نجف اشرف و ساير مناطق شيعه نشين عراق به عنوان يكى از مراجع تقليد مطرح بود و مسجد شيخ طوسى ـ كه مزار جدّش سيد بحرالعلوم و پدرانش هم هست ـ را به عنوان پايگاه درس و بحث و نماز جماعت خويش برگزيده بود و محل اجتماع مردم متدين و خانه اميد بسيارى از آرزومندان گرديده بود.
تأليفات چاپ شده اش عبارتند از:
١. تحقيق كتاب (تلخيص الشافى) شيخ طوسى (٤ج);
٢. تحقيق كتاب (الفوائد الرجالية) سيد بحرالعلوم (٤ج) با همكارى عمويش: آيةاللّه سيد محمدصادق بحرالعلوم;
٣. تحقيق كتاب (مقتل الحسين) سيد محمدتقى بحرالعلوم;
٤. الجهاد فى الاسلام;
٥. وجيزة الاحكام (رساله عمليه);
٦. زورق الخيال (ديوان شعر);
و آثار غيرچاپى اش هم عبارتند از:
٧. تقريرات درس فقه آيةاللّه سيد محمدتقى بحرالعلوم (شرح تبصره علامه);
٨. تقريرات درس اصول آيةاللّه خويى;
٩. شرح منظومه فقهى سيد بحرالعلوم;
١٠. شرح ديوان سيد بحرالعلوم;
١١. شرح ديوان جدش سيد حسين بحرالعلوم;
١٢. شرح ديوان جد ديگرش سيد ابراهيم بحرالعلوم;
١٣. رياض و جميلة (نمايشنامه شعرى);
١٤. كل شيئ (مجموعه ادبى);
١٥. ادب الطف;
١٦. جعفر الطيار;
١٧. حاشيه بر شرح تجريد.
سرانجام آن فقيه خدمتگزار دين, در صبح جمعه ٢٩ربيع الاول ١٤٢٢ق (١تير ١٣٨٠ش) در ٧٣سالگى, بر اثر مرگى مشكوك در نجف اشرف درگذشت و رژيم عراق پيكر پاكش را بى درنگ و بدون هرگونه تشييع و مجالس بزرگداشت, مظلومانه و غريبانه در مسجد شيخ طوسى به خاك سپرد. آيةاللّه محمّدى هيدجى
دانشمند بزرگوار مرحوم آيةاللّه حاج شيخ عبدالرحمن محمدى هيدجى در سال ١٣٤٤ق (١٣٠٤ش) در هيدج ـ ٧٥كيلومترى زنجان ـ در خانواده علم و تقوا به دنيا آمد. پدرش حاج ميرزا عبدالعظيم و نيايش حاج ملا فتح الله و عموى پدرش آيةاللّه حاج ميرزا عبدالرحيم فقاهتى (صاحب كتاب القضاء) همگى از علماى منطقه بوده و نسب آنان ـ مطابق شهادت شيخ بهايى ـ به صحابى جليل القدر اميرالمؤمنين(ع) مالك اشتر نخعى مى رسد. معظم له, مقدمات و ادبيات را در زادگاهش نزد ملامحمدحسين فخيمى فراگرفت و پس از آن در سال ١٣٦١ق به حوزه علميه قم آمد و سطوح را نزد حضرات آيات: سيد شمس الدين كاظمى هيدجى و شيخ موسى عباسى زنجانى و ديگران فراگرفت و پس از آن به درس خارج آيات عظام: آقاى بروجردى و حجت كوهكمرى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. در سال ١٣٧٧ق, بنا به درخواست اهالى محل و دستور آيةاللّه بروجردى به زادگاهش بازگشت و اداره مدرسه علميه را بر عهده گرفت و به تدريس علوم دينى و تأسيس كتابخانه مدرسه و اقامه جماعت (در مسجد حاج محمد و مسجد صاحب الزمان) پرداخت. در سال ١٤٠٠ق به قم آمد و به تدريس سطوح و تأليف كتب پرداخت. آن مرحوم از غالب آيات عظام قم و نجف اجازه روايت و امور حسبيه داشت و در فقه و حديث و تاريخ و شعر و ادب داراى دستى توانا بود.
تأليفات چاپ شده اش عبارتند از:
١. الحجة على فصل الخطاب فى ابطال القول بتحريف الكتاب;
٢. النسب وفروعه الفقهية;
٣. درةالتاج فى حقيقة المعراج (فارسى);
٤. انديشه هاى روشن (حكايات تاريخى);
٥. ارزنده ترين ميراث (وصيتنامه);
و كتاب هاى غيرچاپى اش نيز عبارتند از:
٦. حسن الثواب فى تفسير فاتحة الكتاب;
٧. هادى السفينة الى البحار (٣ج) (تطبيق سفينه بر بحار قديم و جديد);
٨. عوض البحار ولآليها (منتخب بحارالانوار);
٩. تجريد البحار عن سوى الاحاديث والاخبار;
١٠. مشايخ الاجازات;
١١. اساس كاميابى (نامه سرگشاده امام صادق(ع) به جماعت شيعه);
١٢. عوامل صلاح و فساد;
١٣. مكتب درختان;
١٤. تازه خرماى طبق (ديوان شعر فارسى و تركى);
١٥. زنده هاى خاموش و روان هاى بيدار;
١٦. وقايع الايام;
١٧. شرح حال حكيم هيدجى;
١٨. انتقادات اخلاقى;
١٩. عهد پدرى (شرح وصيتنامه امام على به فرزندش, نامه ٣١ نهج البلاغه);
٢٠. حل المسائل فى تركيب العوامل;
٢١. چهل حديث مسند در اخبار آخرالزمان;
٢٢. چهل حديث مرسل در اخبار ملاحم.
سرانجام آن دانشمند عاليمقام, در شامگاه عيد غدير ١٤٢١ق (٢٤اسفند ١٣٧٩ش) در ٧٥سالگى زندگى را بدرود گفت و پس از تشييع و نماز آيةاللّه حاج سيد صادق روحانى بر پيكرش, در قبرستان ابوحسين به خاك سپرده شد. آيةاللّه احسانبخش
حضرت مستطاب مرحوم آقاى حاج شيخ صادق احسانبخش, معروف ترين عالم رشت و امام جمعه و نماينده رهبرى در استان گيلان به شمار بود.
فقيد سعيد در سال ١٣٠٩ش در روستاى (ليفشاگرد) ـ ١٩كيلومترى رشت ـ در خانواده اى متدين و كشاورز ديده به جهان گشود. تا شهريور ١٣٢٠ در روستا به مكتب مى رفت و پس از آن به (تولم شهر) آمد و در سال ١٣٢٣ش به تحصيل علوم دينى روى آورد. ادبيات را نزد مرحوم شيخ ابوطالب مدرس, سيوطى و حاشيه و شمسيه و مطوّل را نزد مرحوم آيةاللّه شيخ على علم الهدى و جامى و شرح رضى را در محضر آيةاللّه شيخ كاظم صادقى و شرايع را هم نزد آيةاللّه سيد حسن بحرالعلوم فرا گرفت.
در سال ١٣٢٧ به حوزه علميه قم آمد و در محضر حضرات آيات: شهيد صدوقى و منتظرى (شرح لمعه), لاكانى (قوانين), مرعشى نجفى (مكاسب), مجاهدى تبريزى و فقيهى گيلانى (كفايه), شيخ مهدى مازندرانى و تبولى و لاكانى (رسائل), علامه طباطبايى (شرح تجريد و اسفار) و آقا رضا صدر و فكور يزدى (شرح منظومه) سطوح را فراگرفت. سپس در سال ١٣٣١ش به درس فقه و اصول آيةاللّه بروجردى و فقه آيةاللّه لنگرودى و اصول امام خمينى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت, و همزمان به تحصيل الهيات در دانشگاه تهران پرداخت و در ١٣٣٥ به اخذ سه ليسانس (الهيات, حقوق و علوم سياسى) نائل آمد. در سال ١٣٤٠, به دعوت مرحوم آيةاللّه ضيابرى به زادگاهش بازگشت و با همكارى جمعى از فرهنگيان خوش نام ـ گروه فرهنگى ابوريحان ـ شامل دبستان, راهنمايى و دبيرستان دين و دانش ـ را تأسيس كرد و بسيارى از نوباوگان و جوانان مسلمان را با فرهنگ اسلامى آشنا و تربيت نمود.
مرحوم احسانبخش علاوه بر رياست و تدريس دبيرستان دين و دانش, به تدريس ادبيات عرب و شرح لمعه در حوزه علميه رشت پرداخت و با اوج گيرى نهضت اسلامى مردم ايران در سال ١٣٤٢, به تبليغ مبانى حضرت امام در مسجد و مدرسه خويش پرداخت و معلمان و دانش آموزان و مردم مسلمان را با افكار بلند امام راحل آشنا ساخت. او در مدرسه اش اعلاميه هاى امام را تكثير مى كرد و همه جا منتشر مى ساخت, لذا چندين بار به ساواك احضار شد و در سال هاى ١٣٤٤ و ١٣٤٥ ممنوع المنبر و ممنوع الخروج شد و در سال ١٣٥٧ نيز دستگير و در زندان اوين, زندانى گرديد تا پس از عيد فطر آزاد شد; اما تهديدها و هجوم هاى مأموران رژيم ستمشاهى به خانه و مدرسه اش بارها ادامه يافت.
او پس از پيروزى انقلاب, نقش اساسى در حفظ امنيت و اداره شهر و كمك رسانى به مردم بر عهده داشت و در سال ١٣٥٩ش به نمايندگى امام در استان گيلان و امامت جماعت رشت, و در ١٣٦٢ش به نمايندگى مردم استان در مجلس خبرگان رهبرى برگزيده شد. وى در سال ١٣٦١ نيز مورد خشم دشمنان اسلام (منافقين) قرار گرفت و به سختى مجروح شد, كه به خواست خدا شفا يافت; ولى صدها تركش از آن انفجار در بدنش باقى ماند و افتخار جانبازى ٧٠درصد را از آن خود كرد. او علاوه بر فعاليت هاى اجتماعى و انقلابى خويش, به خدمات دينى همچون: تدريس, تأليف, اقامه جماعت (در مسجد كاسه فروشان), تفسير قرآن و بنياد ساختمان هاى عام المنفعه, مانند مصلى بزرگ امام خمينى, مدرسه علميه امام خمينى و كتابخانه آن همت گماشت و گروه بسيارى از فضلا را پرورش داد.
برخى از تأليفات چاپ شده اش عبارتند از:
١. آثار الصادقين (٣٣جلد با حدود پنجاه هزار حديث با ترجمه فارسى);
٢. خوارج و علل پيدايش آن (٣جلد);
٣. نقش دين در خانواده (٢جلد);
٤. سى گفتار در ماه رمضان (٢جلد);
٥. فتنه يهود (تفسير سوره احزاب);
٦. قيامت از نظر قرآن و حديث (تفسير سوره قيامت);
٧. تفسير سوره نحل;
٨. تفسير سوره اسراء;
٩. شاگردان شيخ انصارى از گيلان;
تأليفات چاپ نشده اش عبارتند از:
١٠. تفسير سوره كهف;
١١. تفسير سوره فرقان;
١٢. تفسير سوره مريم;
١٣. تفسير سوره شعراء;
١٤. تفسير سوره نمل;
١٥. تفسير سوره قصص;
١٦. تفسير سوره عنكبوت;
١٧. تفسير سوره يس;
١٨. تفسير سوره مرسلات;
١٩. گورباچف در سنگلاخ (علل ظهور و سقوط كمونيسم);
٢٠. خاطرات من;
٢١. فرزانگان گيلان;
٢٢. مستدرك (آثار الصادقين);
سرانجام آن عالم بزرگ و خدمتگذار دين, پس از يك بيمارى در روز دوشنبه ١٤خرداد ١٣٨٠ش (١١ربيع الاول ١٤٢٢ق) در ٧٠ سالگى, چشم از جهان فروبست. با اعلام خبر وفاتش, در استان گيلان عزاى عمومى اعلام شد و از سوى مقام معظم رهبرى و مراجع تقليد و سران قواى سه گانه, پيام هاى تسليت صادر شد و در روز چهارشنبه, پيكر پاكش با حضور صدها هزار نفر تشييع و پس از نماز آيةاللّه محمدى گيلانى بر آن, در مسجد مصلّى امام خمينى رشت به خاك سپرده شد. حجةالاسلام رضوى
حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ محمدامين رضوى, يكى از علماى اروميه به شمار مى رفت. فقيد سعيد در دوم شعبان المعظم ١٣٤٤ق در بخش (سُلدوز) ـ از توابع اروميه ـ زاده شد. پدرش شيخ عباسقلى رضوى از دانش آموختگان نجف و جدّش مرحوم حجةالاسلام شيخ رضا قلى از شاگردان آيةاللّه ميرزا احمد تبريزى ـ محشى شرح لمعه ـ و آيةاللّه شيخ محمدحسن مجتهد ارموى, و متبحر در ادبيات, هيأت و تقويم و زيج شناسى, و مطلع از فقه و اصول و رياضيات بوده است.
فقيد سعيد در پانزده سالگى (١٣٥٩ق) به تحصيل ادبيات نزد پدرش پرداخت و در ١٣٦١ق به حوزه علميه قم آمد و در درس هاى سطوح اساتيد وقت و پس از آن در درس فقه و اصول آيةاللّه بروجردى و درس فلسفه (اسفار و شرح منظومه) مرحوم علامه طباطبايى شركت كرد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. در ١٣٧٢ق به اروميه باز آمد و به خدمات دينى, مانندِ وعظ و تبليغ, تأليف, تفسير قرآن و تدريس پرداخت و تا سال ١٣٩٠ق به طول انجاميد. در اين سال به تهران مهاجرت كرد و به ادامه تأليفات خويش و تبليغ دين پرداخت.
وى, عالمى با خُلق و خوى خوش, متواضع و ساده زيست و قانع بود كه در كتاب هايش در پى حل مشكلات فكرى نسل جوان بود.
برخى از كتاب هاى وى عبارتند از:
١. آغاز و انجام جهان;
٢. تجسم عمل يا تبدل نيرو به ماده;
٣. احاديث منتخبه از روضه كافى:
٤. ساختمان آينده انسان;
٥. پيدايش انسان;
٦. حل شبهه آكل و مأكول;
آن مرحوم, در ٧٧سالگى در روز دوشنبه ١٧ارديبهشت ١٣٨٠ش (١٣صفر ١٤٢٢ق) بدرود حيات گفت و پيكرش را در روز سه شنبه به قم انتقال دادند و پس از تشييع شايسته و نماز به خاك سپرده شد. حجةالاسلام دشتى
استاد فرهيخته حضرت حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ محمد دشتى, يكى از نويسندگان بنام حوزه علميه قم بود. وى در سال ١٣٣٠ش (١٣٧٠ق) در روستاى (آزادمون) از توابع محمودآباد مازندران به دنيا آمد و پس از يادگيرى تحصيلات ابتدايى, به فراگيرى علوم دينى روى آورد. نخست در آمل و سپس در سال ١٣٤٣ش در حوزه علميه قم (مدرسه رضويه) سطوح عاليه را فرا گرفت و در سال ١٣٥٠ش به درس خارج فقه و اصول حضرات آيات: ميرزا هاشم آملى, مكارم شيرازى, جوادى آملى و مشكينى اردبيلى حاضر شد و مبانى حكمت و فلسفه را هم از حضرات آيات: جوادى آملى و محمدى گيلانى (اسفار), حسن زاده آملى (اشارات) و حقّى سرابى (شرح منظومه) و روش نويسندگى را نيز در جلسات درس آيةاللّه جعفر سبحانى و شهيد مفتح آموخت و پس از آن به تأليف و تدريس و تحقيق روى آورد. او زمانى چند, امام جمعه سميرم و استاد مدعوّ دانشگاه ها و مسؤول واحد تحقيقات بنياد نهج البلاغه بود و در سال ١٣٦٧ش, مؤسسه تحقيقاتى اميرالمؤمنين(ع) را بنياد نهاد و با كمك گروهى از محققان, كتاب هاى ذيل را فراهم آورد:
١. ترجمه نهج البلاغه
٢. المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه (با همكارى: سيد كاظم محمدى)
٣. فرهنگ واژه هاى نهج البلاغه
٤. فرهنگ موضوعات كلى نهج البلاغه
٥. فرهنگ معارف نهج البلاغه (٢ج)
٦. شناخت نهج البلاغه
٧. اطلاعات مقدماتى نهج البلاغه
٨. اسناد و مدارك نهج البلاغه
٩. كليدهاى شناسايى نهج البلاغه
١٠. روش هاى تحقيق در نهج البلاغه
١١. طرح هاى آموزشى نهج البلاغه
١٢. روات و محدثين نهج البلاغه
١٣. فهرست شروح نهج البلاغه
١٤. اصول پنجگانه اعتقادى در نهج البلاغه
١٥. اخلاق در نهج البلاغه (جزوات آموزشى, ويژه دانش آموزان مقطع راهنمايى و دبيرستان)
١٦. اخلاق نظامى در نهج البلاغه
١٧. مسئوليت تربيت
١٨. مسأله تربيت
١٩. عقائد اسلامى
٢٠. فلسفه اجتهاد و تقليد
٢١. سيرى در تفكر مادى
٢٢. مذهب روشنفكرى
٢٣. ابزار و وسائل تحقيق
٢٤. جهان بينى توحيدى
٢٥. كدام اسلام
٢٦. طرح عقائد و احكام
٢٧. روش نوينى در تدريس احكام
٢٨. روش بررسى مكتب ها
٢٩. طرح هاى نوين آموزشى
٣٠. فرهنگ سخنان معصومين (١٥ج)
٣١. تحليل تاريخ سياسى معصومين (١٤ج)
٣٢. سيره امام على(ع) (١٥ج)
٣٣. امام على(ع) الگوى كامل انسانيت
آن مرحوم, پس از پيروزى انقلاب اسلامى يكسره به تلاش و كوشش در راه احياى شعائر دينى پرداخت و هماره به تبليغ دين در شهرهاى مختلف كشور و تدريس در نهادهاى انقلابى و دانشگاه ها و سخنرانى در صدا و سيما پرداخت و عاقبت در بازگشت از سفر تبليغى خويش از كاشان, در تاريخ ٥ارديبهشت ١٣٨٠ دچار سانحه تصادف گرديد و پس از گذشتِ ده روز در روز شنبه ١٥ارديبهشت ١٣٨٠ (١١صفر ١٤٢٢ق) در ٥٠سالگى بدرود حيات گفت و صبح روز يكشنبه, پيكر پاكش تشييع و پس از نماز آيةاللّه حسن زاده آملى بر آن, در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى
ـ